niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 10 مهر ماه ، 1389 18:22:13 موضوع مطلب:
جناب سجاد سپاس گذارم از دیدگاهتان
اما باید بدانید که حتی اگر به ادبیات غرب و ایران توجه کنیم درخواهید یافت که آنها چه میزان عینی و مادی هستند و ما تا چه میزان به حکمت و دانش دورنی توجه داشتیم . این به هیچ روی به معنی پس افتادگی ایرانیان نبود بلکه برعکس این نشان میداد که ایرانیان عمیق و ژرف بودند اما خود نظامی با خامه ی خویش بیان داست که اسکندر یا کتابها را سوزاند و یا به زبان یونانی ترجمان شد ترجمه خیلی واقعیت ها را از بین میبرد آن هم با دانش زبان شناسی آن زمان در ترجمه همه چیز منتفل نمیشود براستی روح سخن (معنا) از دست میرود خیلی از چیزها که ما پیرامون کورش افسانه و خیالبافی میدانیم شاید ترجمه های بسیار سنگین از نسک های ادبی فاخر بوده است که معنای واقعی از دست رفته اما باید بدانیم این سبک نگاری تاریخ که وقایع نگاری رئال بود ویژه ی یونانیان بود و آنقدر این سبک با سبک نگارش ایرانیان فرق داشت که شاید ایرانیان دیگر آن را باز نمیشناختند . اصلا یکی از مشکلات تاریخ ایران باستان ایران همین بوده که سبک نگارش ایرانیان با یونانیان خیلی فرق داشته یکی زمین بود و دیگری آسمان
اما دیگاه شما درباره فردوسی که از اشکانیان جز نام نشنیده چه میباشد ؟ _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya
omidataeifard جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 679 امتياز: 1747 تشکر کرده: 114 تشکر شده 812 بار در 424 پست
ارسال شده در: شنبه، 10 مهر ماه ، 1389 19:23:30 موضوع مطلب:
خانم مهرزمین
سبک تاریخ نگاری یونانی و ایرانی را اشتباه مقایسه کردید. نگاه کنید به پیشگفتار کتاب دیباچه شاهنامه. در این باره روشنگری کرده ام. بسیار متاسفم که شما که از طریق کتاب ایران بزرگ با من آشنا شدید و سپس با تالار، آثار مرا به درستی نخوانده اید و من مجبور به دوباره نویسی و سه باره یاداوری میشوم. بسیار متاسفم و چند بار به شما تذکر دادم که از این شاخه به آن شاخه نپرید و تنها روی یکی دو موضوع کار کنید. ما وقت نداریم که اینگونه به دلخواهمان بنویسیم و آن هم نادرست بنویسیم. نه برای خودم بلکه برای شما جوانان متاسفم که درنیافته اید در کجا هستید و با چه کسی همکاری دارید. پایه پژوهش، مطالعه درست و دقیق کتابهاست. هزار بار روشنگری میکنم و باز همان اشتباهات را میشنوم و میخوانم. متاسفم که کاربران قدیمی تالار دستورالعملها و راهکارها را به درستی دنبال نکرده اند و منابع معرفی شده را فرا نگرفته اند................. _________________ به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com
کاربرانی که برای این ارسال از omidataeifard تشکر کرده اند arya
omidataeifard جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 679 امتياز: 1747 تشکر کرده: 114 تشکر شده 812 بار در 424 پست
ارسال شده در: شنبه، 10 مهر ماه ، 1389 19:26:11 موضوع مطلب:
و اما آقای سجاد
به نوشته ابن ندیم زبان سریانی یکی از زبانهای ایرانیست و همین مدرک محکمی درباره تاریخنگاری ایرانی میباشد. بهترین نمونه آن تاریخ رئال!!!! به قول بانو نیلوفر کتیبه داریوش بزرگ است که یونانیان نیمه متمدن همانندش را ندارند.............. _________________ به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com
کاربرانی که برای این ارسال از omidataeifard تشکر کرده اند arya
محل سكونت: تهران
Sajad_bp دبیر کارگروه وضعيت: آفلاين 20 مرداد ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 347 امتياز: 828 تشکر کرده: 124 تشکر شده 287 بار در 168 پست
محل سكونت: تهران
ارسال شده در: شنبه، 10 مهر ماه ، 1389 19:31:03 موضوع مطلب:
درود بر شما بانو نیلوفر.
همانگونه که گفتم لااقل تا اواخر عصر ساسانی یم سالنامه ی رئالیسم در دربار ساسانی وجود داشته و آگاثیاس از روی آن جزئیات بسیار ریزی از تاریخ ایران را چه ماد ها چه هخامنشیان و چه اشکانیان نوشته است و به وضوح منبع خود را ذکز کزده است . اما در مورد پرسش شما در باره ی آنکه دز شاهنامه ار پارتیان به جز نام نیامده / توجه داشته باشید که از هخامنشیان همین نام هم نیامده است ( هرچند که در شاهنامه به طور مفصل هم از ماد ها هم از هخامنشیان یاد شده اما به گونه ای دیگر ). پس باید یکسره قبول کنیم که هخامنشیان هم کاملا فراموش شده بودند ؟ همانگونه که من گفتم و شما نیز به درستی اشاره کردید خدایتانمه و شاهنامه یک رویداد نگار یا یه تعبیری یک Chronicle نیست. ولی این نمی تواند دلیلی محکم باشد که سنت تاریخ نگاری ایران به همین یک شکل یوده بلکه همانگونه که گفتم شواهد زیادی در دست است که ایرانیان تاریخ نگاری کلاسیک نیز داشته اند .مثل کتابی که در آن تصویر هر شاه با حوادث زمانش در آن آمده بود و یا کتابی که آگاثیاس از آن استفاده کرده. اینک امروز این ها از گذر سالها سالم به دست ما نرسیده اند و این خود دلیلی شده که تاریخ نگاری ایران پیش از اسلام در سنت ایرانی تنها با شاهنامه سنجیده شود که گرچه استفاده از آن لارم است اما کافی نیست .
ایراد اساسی بر نظرات جناب یارشاطر وارد است که مقاله ی ایشان به هیچ روی حقایق تاریخ نگاری ایران را باز نمی گوید و نقد اساسی بیش از همه بر این موارد در مقاله ی ایشان مطرخ است :
تاریخ ملی ایران به صورتی که در شاهنامه و تواریخ اسلامی به مانند طبری و ثعالبی دیده میشود از تاریخ پادشاهان ماد و هخامنشی خالی است : همانطور که دیدیم در سالنامه ی ساسانیان از آنها یه روشنی و با اسامی حقیقی نام بره شده . مشکل اساسی نشناختن واقعی تاریخ ملی است .
اساس عمده ی تاریخ ملی ایران خداینامه هایی است که در اواخر دوره ی ساسانی مدون گردید . به احتمال قوی خداینامه ی جامعی مشتمل بر تاریخ ایران از آغاز تا پادشاهی خسرو پرویز در زمان این پادشاهی خسرو پرویز در زمان این پادشاه تدوین شد که به خصوص سیاست و جهان بینی دوران خسرو اول را منعکس می ساخت . به طوریکه نلدکه استدلال کرده است , آخرین تحریر خداینامه ی پهلوی در زمان یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی صورت گرفت : چگونگی این تاریخ گداری دقیق در حالی که حتی یک نمونه از ایت خداینامه ها در دست نیست معلوم نیست . بیایید واقع بین باشیم : این ها فقط فرضیاتی است که هیچ سندی ( دقیقا هیچ سندی ) از آنها پشتیبانی نمی کند
با این همه نباید تصور کرد که حتی این خاطرات مبهم مبتنی بر روایات اصیل ایرانی است و یا دلیل بر آنست که مقارن ظهور اسلام شبحی ازین وقایع در خاطر ایرانیان باقی مانده بوده است.آنچه از این قبیل در تواریخ اسلامی دیده میشود عموما ماخود از منابع سریانی و یونانی و یهودی است . سریانی ها که وارث روایات بابلی و یونانی بودند سنت جداگانه ای را محفوظ داشته بودند که در آن بسیاری از وقایع مغرب و جنوب ایران منعکس بود . در دوره ی اسلامی برخی ازین روایات در آثار اسلامی راه یافت و در کنار روایات اصیل ایرانی قرار گرفت : نویسنده در این قسمت که اوج انحراف این مقاله است هیچ ارزشی برای سنت ایرانی قائل نیست و تا آنجا پیش می رود که سریانی ها را حافظه ی تاریخی ایرانیان می داند ( حتی اگر بنا یر گفته استاد عطایی سریانی را یک زبان ایرانی بدانیم این جا منظور نویسنده مسیحیان رومی تبار است ). سوال اساسی آنجاست که این منابع سزیانی / یونانی ( که واقعا منبع کتاب های اسلامی بوده اند ) خود منابعشان چه بوده ؟ چرا نویسنده بدون مطرح کردن آن از کنار این پرسش اساسی فرار می کند؟ بارهم شاید اشاره به منبعی که آگاثیاس به صراحت از آن نام می برد خسته کننده باشد
از این همه این نتیجه میشود که خاطره ی شاهان مادی و هخامنشی در آثار ساسانی که غیر مستقیم به دست ما رسیده به کلی از میان رفته بود ه است و اشاراتی که به اعمال این شاهان در آثار اسلامی دیده میشود همه از منابع غیر ایرنی است که بعدها توسط گردآورندگان اخبار التقاط شده و گاه با روایات کهن ایرانی اختلاط یافته است: اگر بر این مبنا ها بخواهیم نتیجه گیری کنیم باید بگوئیم اشکانیان نیز فراکوش شده بوده اند ( که نویسنده برای آنکه به مشکل نخورد یه زیرکی از ذکر نام آنها در کنار ماد ها و هخامنشیان گدر می کند ) و اینکه ساسانیان سلف خود را نیز فراموش کرده باشند با عقل سلیم نمی خواند .
در کل هدف خراب کردن کسی یا خودنمایی در این انتقاد ها نیست و یارشاطر آنچه را که ار استادان غربی اش فراگرفته خوب حمع بتدی کرده اما این مقاله پاسخ گوی سوال های بی حوابی که در آخر برای خواننده باقی می ماند نیست .
بانو نیلوفر شما نیز باید نظرات مرا نقد کنید . من 2 روجیه عالی در شما سراغ دارم . اول آنکه انتقاد پذیرید و دیگر آنکه انتقاد هایتان بر دیگران سارنده است. _________________
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 10 مهر ماه ، 1389 21:01:16 موضوع مطلب:
درود بر همگی دوستان
جناب سجاد سپاس گذارم .
ببخشید جناب استاد من این کتاب شما را نخوانده ام . ما در اینجا داشتیم گفتمان میکردیم . بسیار اندوهگین شدم که شما را این چنین خشمگین کردم .خوب بله درست است . داریوش را براستی میتوان یکی از بزرگترین تاریخ نگاران رئال دانست .اما همان داریوش نیز بارها بیان داشته پادشاهی خوب او با یاری اهورا مرذا بوده و یا همان داستان دروغ و خشکسالی که در نوشتار آریا بانو به آن پرداختم . اما براستی شمار کتیبه های داریوش از جمع همه شاهان هخامنشی بیشتر بود و این نشان گرایش فراوان این پادشاه به سند نگاری در همه ی زمینه ها بود . جناب سجاد از سخنان متین و استوار شما سپاس گذارم
جناب استاد راستی چه خوب است یک نوشتار با فرنام تاریخچه ی تاریخ نگاری در ایران باستان باز کنیم خیلی جای خالیش احساس میشود خودتان هم مسئول آن شوید ما هم تنها یاد میگیریم _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند Sajad_bp, arya
omidataeifard جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 679 امتياز: 1747 تشکر کرده: 114 تشکر شده 812 بار در 424 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 11 مهر ماه ، 1389 13:16:43 موضوع مطلب:
درود بانو نیلوفر
عذر شما در نخواندن کتاب دیباچه شاهنامه پذیرفته نیست زیرا میدانستید که این کتاب منتشر شده است. دوم آنکه در همین بخش شاهنامه شناسی نوشتارهای روشنگرانه هست مانند: چیستانهای دیباچه شاهنامه.
از این مقاله نقل قول میکنم: برخلاف نظر بیشتر نویسندگان معاصر، نشان داده ام که تاریخ نویسی (سنت کتبی) در ایران پیشینه اش به زمان پیدایش الفبا در همین سرزمین میرسد و دیگر نباید این دروغ را تکرار کرد که ایرانیان تاریخ کتبی نداشته اند. خنده دار است که چشم بر سنگنبشته ها بسته اند (نگاشته هایی که همانندش در یونان و روم نیست) و فراموش کرده اند که مورخان کهن بیگانه بارها سرچشمه های خود را دفترهای ایرانی ذکر کرده اند.
سوم آنکه کتاب ایران بزرگ را داشتید و در آنجا درباره ماد و هخامنشی در شاهنامه مدارکی ارایه داده ام. و باز تکرار و تکرار میکنم: پیوست کتاب پیامبر آریایی.
پس هر کس بهتر است فقط به زمینه ای بپردازد که چیرگی دارد.
کامیاب باشید _________________ به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com
کاربرانی که برای این ارسال از omidataeifard تشکر کرده اند arya
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 11 مهر ماه ، 1389 14:34:42 موضوع مطلب:
جناب استاد درود بر شما
شما هر آنچه در کتاب نوشته اید جمله به جمله به یاد دارید ؟
باور کنید در شبانه روز آنقدر به نوشتارهای گوناگون می خوانم که اگر شما بگویید این جمله ای که بر زبان میرانید از کجا خوانده اید نمیدانم تنها میدانم که خوانده ام . شاید 10 سال پیش خوانده ام .
اما استاد تاریخ شفاهی و کتبی هر دو در فرهنگ ایران وجود داشته هر دو را میشود اثبات کرد اما اینکه کدام بر دیگری برتری داشته من نمیتوانم پاسخ درستی بدهم .شاید تاریخ نوشتاری تنها در دست پادشاهان و دربار بوده برای همین به دست ما نرسیده .
به هر روی این موضوع بسیار چالش برانگیزی است و باید به آن پرداخت _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya
omidataeifard جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 679 امتياز: 1747 تشکر کرده: 114 تشکر شده 812 بار در 424 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 11 مهر ماه ، 1389 15:31:00 موضوع مطلب:
تجربه ای که من دارم این است که اگر به همه چیز بپردازید به هیچ چیز نمیرسید!
یک مهندس یا پزشک یا هر پیشه ور دیگری، تنها در زمینه خودش کار میکند و کلمه به کلمه کارش را باید بداند. یک پژوهشگر معتبر باید منابع خودش را به یاد داشته باشد و به آنها دوباره نگاه و نقل قول کند مانند دکتر محمد معین. من نمیدانم چگونه این موضوع را جا بیندازم که فقط به یک شاخه و زمینه بپردازید. بخاطر خودتان سختگیری میکنم چون همه شما را دوست دارم و نمیخواهم زحماتتان هدر برود.
آری هر دو پهنه تاریخ شفاهی و کتبی پا به پای هم حرکت کرده اند و هدف ما از این دانشنامه این است که دروغها و تحریفات را بزداییم نه انکه تکرار کنیم.
شاد باشید _________________ به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com