apadana هموند ویژه وضعيت: آفلاين 20 مرداد ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 139 امتياز: 394 تشکر کرده: 273 تشکر شده 146 بار در 91 پست
محل سكونت: يزد
ارسال شده در: شنبه، 13 شهريور ماه ، 1389 23:44:02 موضوع مطلب:
جناب استاد درود بر شما.
بياييد واقع بين باشيم و از اصل مطلب فاصله نگيريم.
ما نميتوانيم به نوشته ها پايبند باشيم. گاه انسان درحين مطالعه تاريخ خود را مجبور ميبيند كه براي دست سرنوشت و تقدير يك نقش عمده ئي را بپذيرد و اگرها را از نظر دور ندارد. اين نقش را انسان درحين مطالعه كاميابيهاي كوروش، پيروزيهاي اسكندر، فتوحات عربان، پيشرويهاي مغولان، و حتي روي كار آمدن قزلباشان تاتارنژاد صفوي بخوبي مشاهده ميكند. مگر ميشود به نوشته هاي گزينفون و هرودوت و... اعتماد كرد. كتسياس يكي از تاريخ نگاران يوناني چگونه خشايارشا را داراي فساد اخلاقي دانسته و او را متهم كرده كه به زنان دربار چشم بد داشته. آيا ميتوان فقط به اسناد باقي مانده اكتفا كرد آن هم اسناد يونانيان؟ چگونه ميگوييد سندي را در مورد بهره گيري ايرانيان از قوانين (((نوين))) ملل ديگر نيافتم. آيا سندي داريد كه ايرانيان از قوانين (((نوين))) ملل ديگر بهره نبردند. مگر ميشود بابل و ليديا و... در امپراطوري هخامنشي باشند ولي احترامي نداشته باشند. بايد آنان را مورد توجه قرار داد تا دست به شورش نزنند و آباداني اي را كه كوروش خواستار آن بود تحقق يابد. اين به هيچ وجه روا نيست كه بگوييم كوروش قوم ستيز بوده و فقط به ايرانيان امپراطوري و حرفشان ارزش قائل بوده.
من مگر ميگويم كه ايران تاريخ كهنتر از هخامنشي نداشته؟ چرا مطلب را بد ميپنداريد. هر حكومت نوپايي بايد قانون جديد وضع كند. نميتواند از قانون حكومت پيشين پيروي كند. نميتواند پيروي هم نكند. من ميگويم هخامنشي حكومتيست نوپا كه قوانينش را شكل داده به كمك قانون نوين اقوام زير سلطه، قوانين نوين حكومت پيشين و قوانين نويني كه خود آنان را ابداع كرده است. ومجموع اين قوانين آيين نامه كشور.
به نظر من نبايد از هدف جستار كه ميهنسالاري است دور شد. ميهن سالاري به چم ملل ستيزي نيست كه بگوييم ملل ديگر قانون نداشتند ومدنيت بدينسان و ايرانيان نخستين قانونمندان بوده اند. ملل ديگر قانون داشته اند اما قانونشان سرآمد نبود. باز تكرار ميكنم كه هخامنشيان به كمك قوانين (((نوين))) ملل ديگر و قوانين حكومت گذشته و بخش عمده ي آن يعني قوانين ابداعي آيين نامه كشور را نوشتند. _________________ منم فرزند کوروش،برادر کامبوجیه،از خویشان داریوش بزرگ/پس ذاتم آریایی،خونم آریایی،دینم آریایی/ پروردگارا من و تمام دیگر هموندان رانیک بدار
apadana هموند ویژه وضعيت: آفلاين 20 مرداد ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 139 امتياز: 394 تشکر کرده: 273 تشکر شده 146 بار در 91 پست
محل سكونت: يزد
ارسال شده در: شنبه، 13 شهريور ماه ، 1389 23:45:53 موضوع مطلب:
برداشت بد از جوابيه من نكنيد من اصلا قصد جسارت به استاد گرانقدر را ندارم. بالاخره نوجوانيم و اگر با پيشروان گفتوگو كنيم نتيجه اي بس خوب به وجود ميايد و با استفاده از انگيزه ي ديگران در كامل كردن راهشان قدم بر ميداريم.
ديگر هموندان هم به دسته ما بپيوندند با بحث و جدل نتيجه اي حاصل ميگردد. _________________ منم فرزند کوروش،برادر کامبوجیه،از خویشان داریوش بزرگ/پس ذاتم آریایی،خونم آریایی،دینم آریایی/ پروردگارا من و تمام دیگر هموندان رانیک بدار
omidataeifard جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 679 امتياز: 1747 تشکر کرده: 114 تشکر شده 812 بار در 424 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 21 شهريور ماه ، 1389 19:26:57 موضوع مطلب:
اميرشاپور زندنيا در بخش دیگری از نوشتارش آورده است:
«اشتاد يشت» به راستي ستايش دولت ايراني است... اشتاد و فرشتة او: اردي بهشت نگهبان نظم و آزادي، يعني دو ركن اصلي وظايف دولتي و بنيان حقوق اساسي هستند... ایزدان نگهبان دولت، هريك مظهر بخشي از حقوق اساسي هستند:
ــ سروش هادوخت: جهان آرا و نگهبان آسودگي مردم و حافظ صلح (نظم و امنيت) است.
ــ سروش رش نگهبان (عدالت) دادگستر است.
ــ سروش اوپرتات نمودار برتري و قدرت عاليه است.
ــ ايزد مهر: امر جنگ و كيفر دشمنان، و نظم و قانون را بر عهده دارد. از وظايف مهر جلوگيري از تجاوز شهرياران به حقوق دودماني و قانون ها و سنتهاست؛ چنانكه در «مهريشت» گفته اند: اگر شهريار كشور به او دروغ بگويد... مهر غضبناك و آزرده... شهريار را تباه ميكند.
ــ ايزد شهريور: در «شهريور يشت» ايزد تجسم دولت يعني شهريور ستوده ميشود. از نام اين ايزد، لفظ شهر (دولت) و ايرانشهر (دولت ايراني) و شهريار يعني نمايندة اين ايزد در جامعه پديدار شده است و فردوسي ميگويد:
ز شهريورت باد فتح و ظفر / بزرگي و تخت و كلاه و كمر
به نوشته محمد مقدم (جستار درباره مهر و ناهيد): «شهرستان نيكويي» كه شبستري در «گلشن راز» آورده، برگرداندهاي از واژههاي اوستايي «وَنهئوش خشَثر» يا «شهر خوبي» است كه در خود «گاهان» يا سرودهاي زرتشت آمده... نيز به گونه «شهر اهورمزد» و «شهر خواسته شده يا مطلوب (شهريور)» ديده ميشود و آن خاستگاه «شهر خواسته شده يا پرداخته (مدينه فاضله)» افلاتون و «ملكوت خدا» در انجيل و «شهر خداوند» در نوشته اوگوستين پدر كليساي كاتوليك است. شهرستان نيكويي آماج دين و نويد زرتشت و مغز پيام و مژده اوست. نشاختن [برپايي] شهرستان نيكويي، همچو اميدي براي زرتشت و كساني بود كه در جرگه او همكار و همراه بودند [...] خداوند زرتشت نيازي به قرباني ندارد مگر به «از خود گذشتن» مردمان در راه نشاختن شهرستان نيكويي؛ كه آن جز به ياري مردمان كوشا انجام نميپذيرد./ _________________ به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com
omidataeifard جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 679 امتياز: 1747 تشکر کرده: 114 تشکر شده 812 بار در 424 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 21 شهريور ماه ، 1389 19:35:53 موضوع مطلب:
نکته بسیار مهم در ایران باستان، بهره وری از دین در خدمت میهن بوده و نه برعکس. در آن دوران هیچگاه شاهان پروا ندادند که حکومتی دینی بر سر کار آید و برخلاف نوشتارهایی که توتیوار از نفوذ موبدان ساسانی سخن میگویند، ساسانیان به عنوان یک راهبرد (استراتژی) به ویژه در برابر روم مسیحی، از دین ملی زرتشتی برای آمادگی و همبستگی مردم، سود میبردند. سرکوب مانویان و مزدکیان بهترین نمونه ها برای جلوگیری از دخالت روحانیت در سیاست است. از سوی دیگر، دین مانوی آیینی التقاطی و آلوده به سیماهایی انیرانی (ایسا و بودا و غیره) مینمود. به یاد آوریم که کتاب مقدس اوستا نه تنها دفتری دینی بلکه نامه ای ملی و میهنی بوده زیرا درجای جای آن، ایران زمین ستوده شده است: ایران، دل جهان و تاج سر هفت کشور و بهترین سرزمین برگزیده اهوراییست. شاه ـ پیامبران یادشده در اوستا همگی ایرانی (و نه بنی اسراییلی و غیره) هستند و به راستی چه چیزی بهتر از این برای سلسله های باستانی که هویت دینی و ملی مردم ایران، یگانه و همگون بود. آیا فراموش کرده ایم که در شرق و غرب تا کنون برای مصالح میهنی، دموکرات ترین حکومتها نیز گهگاه ناچار به سرکوب بینشها و ایدئولوژیهای دیگر شده اند؟
به باور «توماس هابس» (که در ۱۶۷۸ میلادی درگزشت)، اگر دین در اختیار دولت باشد، نظمی برقرار میشود و به اغتشاشی که در اثر تفسیرهای گوناگون و مخالف از اصول دین ناشی میشود، پایان میدهد. اشخاص میتوانند در دل خود به هرچه که بخواهند باور داشته باشند ولی حفظ اصول ظاهر برای نظم اجتماعی ضروریست./ _________________ به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com
کاربرانی که برای این ارسال از omidataeifard تشکر کرده اند yazdan
omidataeifard جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 679 امتياز: 1747 تشکر کرده: 114 تشکر شده 812 بار در 424 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 22 شهريور ماه ، 1389 12:06:08 موضوع مطلب:
سخن از کیش و کشور به میان آمد و ناگفته نگزاریم که اردشیر بابکان در یک آسیب شناسی، اندرز میدهد که:
* بیمناکم کسی در درس و تلاوت دین [تبلیغات مذهبی]، از شما پیشی بگیرد و اعتماد به نیروی سلطنت، شما را وا دارد که کار او را سبک بگیرید... آنچه بیش از هرچیز از زبان او به شما زیان میرساند این است که او نیرنگ خود را به دین بگرداند، با دین حجت بیاورد و چنین وانمود کند که خشم و گریه و اندوه او، و دعوت او برای دین است. چنین کسی پیروان و مریدان و مشاوران و یارانی بیش از شما خواهد یافت زیرا بغض و کینه مردم: آماجش پادشاهان و دوستی و دلسوزی آنان: جهتش ناتوانان و ستمدیدگان است./
چاره اندیشی اردشیر بابکان این است که آشوبگران را به عنوان بدعتگزار در دین، سرکوب کرد و بدین سان همین دین است که بر ضد خود آنها به کار می آید. ساسانیان نه «دولت دینی» بلکه «دین دولتی» داشتند. امروزه نیز جهان غرب در پیکارهایی پشت پرده با جهان شرق دوباره به ابزار مسیحیت روی آورده و پایگاه پاپ را با وجود آن همه جنایات در سده های پیشین، بازپس داده است. زیرا سرزمینهای مستقل و ناسیونالیست را باید زیر درفشی انترناسیونال و فرا ملی گرد آورد که همانا مسیحیت است و همانند این راهبرد را شوروی با کشورهای اقمارش زیر پرچم پرولتاریا و کمونیسم پیاده کرده بود.
امید عطایی فرد _________________ به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com
کاربرانی که برای این ارسال از omidataeifard تشکر کرده اند Sajad_bp, yazdan
omidataeifard جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 679 امتياز: 1747 تشکر کرده: 114 تشکر شده 812 بار در 424 پست
ارسال شده در: جمعه، 26 شهريور ماه ، 1389 14:26:52 موضوع مطلب:
پس از اسلام، مسئلهای با سه مجهول، حکومت و امت اسلامی را به چالش کشانید: خلافت، امامت، سلطنت. نخستین انشعاب (امامت) با آل علی رخ داد. و سپس دومین انشعاب (سلطنت) برخاسته از سلسله های اموی و عباسی بود که به قول «ابن خلدون» امر خلافت را به سلطنت تبدیل کردند. البته حکمرانان دو قبیله تازی، خود را نه سلطان بلکه همان خلیفه میخواندند. و رافضیان افریقا نیز فرمانروایان خویش را امام خطاب میکردند. امروزه کسانی که به اصطلاح روشنفکر دینی خوانده میشوند، میکوشند اضداد و تناقضهای میان کیشداری و کشورداری و مردمسالاری را به گونه ای التقاطی، حل و فصل کنند! زمانی که قوانین الاهی با واقعیات جهان امروز همگون نمیگردد، تشخیص مصلحت با کیست؟
در جهان باستان، دیدگاه دین درباره حکومت از زبان ابن خلدون چنین بود:
* شارع، سلطنتی را که به نیروی حق تشکیل یافته باشد و عموم را بر پیروی از دین و مراعات مصالح مجبور سازد، نکوهش نمیکند بلکه آن نوع از پادشاهی را مذمت کرده است که بنیانگزار آن، از راه باطل، غلبه جوید و آدمیان را بر وفق اغراض و شهوت خویش فرمان دهد. لیکن اگر پادشاه در فرمانروایی و تسلط خویش بر مردم از روی خلوص نیت معتقد باشد که فرمانروایی او برای خدا و به منظور وا داشتن مردم به عبادت و پرستش او و جهاد با دشمنان خداست، چنین سلطنتی مذموم نیست... سیاست و پادشاهی، عهده داری امور خلق و خلافت از جانب خدا در میان بندگان اوست تا احکام خدا را در میان آنان اجرا کند. و احکام خدا در میان بندگانش جز نیکی و مراعات مصالح مردم، چیز دیگری نیست.
ابن خلدون در بخشی دیگر باز بر این فتوا تاکید دارد که:
* شرع، امور پادشاهی را به ذاته نکوهش نکرده و عهده داری آن را منع ننموده است بلکه مفاسدی را که از سلطنت برمیخیزد (چون: قهر و ستمگری و کامرانی از لذات و شهوات) را مورد مذمت قرار داده است./
امید عطایی فرد _________________ به سوی ایران بزرگ بر پایه میهنسالاری آریایی
omidataeifard.blogspot.com