niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: جمعه، 19 شهريور ماه ، 1389 14:06:55 موضوع مطلب:
فرهنگستان هنر عروسک های سنتی و آیینی را به نمایش می گذارد
فرهنگستان هنر و موسسه فرهنگی هنری صبا با همکاری جشنواره بین المللی نمایش عروسکی، مجموعه ای بی نظیر از تمامی عروسکهای سنتی، آئینی، بومی و محلی سراسر ایران را به نمایش می گذارند.
به گزارش خبرگزاری سینمای ایران نگارخانه های این مجموعه ضیافتی ملی از جشن عروسک های ایرانی را در قالب مجموعه ای گسترده و چشم گیر برگزار می کنند، در این نمایشگاه از تاریخ و اسطوره تا آیین ها و سنت های قومی و بومی سراسر ایران در قالب انواع عروسکهای ایرانی جلوه گر می شود و گستره ای تماشایی و چشم نواز از خیال، فانتزی، فولکلور، آداب و رسوم محلی، سنتهای آئینی و نمایش های مذهبی و ملی در قالب عروسک هایی از چند قرن پیش تا امروز در برابر چشم مشتاقان این هنر شکل می گیرد که در خود طیفی رنگارنگ از ارزش ها ، اصالت ها و سلایق فرهنگی مردم نواحی مختلف کشورمان را از سده ها پیش تاکنون بازتاب می دهد.
در این نمایشگاه، عروسک های اسطوره ای و افسانه ای، ماسک های تعزیه و شبیه خوانی، ماسک شخصیت های تخته حوضی، عروسک های نمایشی اپرایی، عروسک های خیمه شب بازی و دوره قاجار، انواع ماسک های ایرانی، عروسک های فانتزی و تخیلی، عروسک های سنتی، محلی و ایرانی به نمایش گذاشته می شوند. در روزهایی که تهران بزرگترین رویداد تئاتر عروسکی را در جشنواره سیزدهم تئاتر عروسکی میزبانی می کند، صبا نیز با رونمایی بزرگترین مجموعه عروسک های ایرانی، بخشی عظیم از گنجینه، سنت و فرهنگ"تاریخ نمایش و تئاتر ایرانی" با همه آئین ها و نمادهای کهن، منحصر به فرد و زیبایی شناسانه اش را پرده برداری می کند. نمایش های عروسکی و پژوهشگران تاریخ نمایش های ایرانی در تمامی گونه های شناخته شده و کهن خود به شمار می رود.
یکی دیگر از قسمت های این نمایشگاه ، نمایش عروسک های ایرانی رستم و سهراب، اپرای عاشورا و قالب های ساخت و ساز عروسک های اپرای مولوی بهروز غریب پور به همراه تمامی عروسک های خیمه شب بازی این کارگردان خواهد بود.
یاد آور می شود گشایش این مجموعه در موسسه فرهنگی هنری صبا شنبه 2 مردادماه ، ساعت 11 با حضور هنرمندان و عموم مردم علاقمند بوده و مدت 15روز نگارخانه های صبا جلوه گاهی از تمامی عروسک های آشنای اقوام ایرانی می شود.
همچنین مراسم آیین گشایش نمایشگاه " عروسکهای نمایشی" که با سخنرانی علی معلم دامغانی، رییس فرهنگستان هنر و حمید شاهآبادی، معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 2مرداد ساعت11برگزار میشود.
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: جمعه، 19 شهريور ماه ، 1389 14:21:15 موضوع مطلب:
آغاز به کار نمايشگاه عروسک
نخستين نمايشگاه عروسک در حاشيه سيزدهمين جشنواره بين المللي نمايش عروسکي - مبارک در فرهنگستان هنر برگزار مي شود.
به گزارش مهر از روابط عمومي جشنواره تئاتر عروسکي، اين نمايشگاه عروسک از شنبه 2 مرداد ماه ساعت 11 در فرهنگسراي هنر برگزار مي شود. مراسم افتتاح اين نمايشگاه با حضور حميد شاه آبادي معاون هنري وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي، علي معلم رئيس فرهنگستان هنر، ژاک ترودو دبير يونيما وپژوهشگران واساتيد تئاتر عروسکي برپا مي شود.
در اين نمايشگاه که به همت موسسه فرهنگي هنري صبا به مدت 15روز برپا مي شود، عروسکهاي اسطوره اي و افسانه اي ، ماسک هاي تعزيه وشبيه خواني ، ماسک شخصيتهاي تخته حوضي،عروسکهاي نمايش اپرايي و... در معرض ديد علاقمندان قرار مي گيرد.
-دونمايش"بيژن ومنيژه" نوشته محمود عزيزي و کارگرداني رسول نجفيان و"يکي از جنس شيشه" نوشته نگار نادري به کارگرداني نرگس مجد امروز چهارشنبه 30 تير در مراسم پاياني سه کارگاه آموزشي جشنواره تئاتر عروسکي در فرهنگسراي بهمن برگزار مي شوند. اين دو نمايش با بکارگيري عروسک هاي کاغذي که از توليدات اين کارگاه هاي آموزشي هستند اجرا مي شوند.
-ژاک ترودو دبير يونيماي جهاني و مهمان سيزدهمين جشنواره بين المللي تئاتر عروسکي به تماشاي نمايش"نورا" به کارگرداني عليرضا کوشک جلالي نشست. ديگر مهمانان خارجي اين جشنواره ليازولا از ايتاليا، ددي پوام چي نائب رئيس يونيماي جهاني و پروفسور رادوسلاو لازيچ نيزوارد ايران شدند.
-ليازولا30 تير درباره"ماسک هاي خرس در کارناوال زمستاني ايتاليا"، رادوسلاو لازيچ 29 تير درباره" تاريخ تئاتر عروسکي" ، ددي پوامچي 31 تير پيرامون "عروسک هاي سنتي ومدرن هند" و "يونيما و اهداف آينده" به سخنراني مي پردازند.
-شش کارگاه آموزشي از 26 تيرماه تا 5 مرداد در حاشيه جشنواره تئاتر عروسکي آغاز به کار کرده است. کارگاه آموزشي "چگونه ساخت ماسک هاي نمايشي بر اساس داستان ها وافسانه"، "ساخت عروسک هاي غول پيکر"توسط فلور ماري فوئنتس از فرانسه، "اوريگامي زير نظر آذر مبارکي، " چگونه از اشياي دور ريختني عروسک بسازيم" توسط تينا آبشزاده "ساخت عروسک هاي دستکشي وTop Table با مواد نرم" توسط ايرج محمدي برگزار مي شود.
هنگامیکه اداره ی ارشاد میلیونها تومان پول خرج میکند جشنواره میگذارد اما صدا و سیما خبر را پوشش نمیدهد به مانند اینست که همه ی پول این ملت را بریزند دور!!! براستی چه کمکی به فرهنگ ایران بزرگ میشود .آن جوانان ونوجوانانی که در شهرستانها هستند خبر هم نمیشوند .تا کی بنالیم و سد البته آنچه به جایی نرسد فریاد های ماست _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ جمعه، 19 شهريور ماه ، 1389 14:32:24; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: جمعه، 19 شهريور ماه ، 1389 14:26:59 موضوع مطلب:
اسباب بازی در معنای عام و عروسک در معنای خاص از دستاوردهای فرهنگی-هنری بشر محاسبه میشوند که از دوران باستان تا به حال به دست انسان ساخته می شود. مطلب حاضر با نگرشی انسان شناختی سعی دارد تا با بررسی مفهوم عروسک و فلسفه ایجاد آن، این ابژه فرهنگی را با نگاهی تاریخی سنجیده و به ابعاد فلسفه ی وجودی و روش نشانه شناسی آن نیز روی آورد.
عروسک از دیر باز کارکردی تمثیلی داشته که برای سرگرمی در اختیار کودک قرار می گرفته و با انتقال پیام خوبش در غالب برانگیختن احساس او باعث شکل گیری تصویری از جهان پیرامون برای کودک می شده است.
جهان بیرونی باشد.
اسباب بازی و سه تعریف باستانی ، کلاسیک و مدرن
با توجه به لزوم ایجاد یک پل ارتباطی بین بزرگسال و کودک که توسط آن بزرگسال بتواند هم کودک را بشناسد و هم دنیای خویش را به او معرفی کند ، ساخت و ارائه اسباب بازی به کودک یکی از موثرترین راه کارهایی است که با درگیر کردن احساسی کودک می تواند وی را به واکاوی و جستجو در مفاهیم دنیای بزرگسالان وادار کند. از سوی دیگر ( کودکان در بازهای خود استعداد خارق العاده شان را در زمینه ی تجرید و قدرت تخیل نیرومندشان را به نمایش می گذارند.)(مقالات/شارل بودلر)با کمک از قوه تخیل کودک می تواند پر و بال بیشتری را به تصور خویش از دنیای کودکی بدهد.
با توجه به این که همواره ساخت اسباب بازی بر عهده ی بزرگسالان بوده است این مطلب مشهود است که شاکله ی ساخت آن از طرف بزرگسالان تعریف شده و بر اساس تعقل ایشان است که ملاک زیبایی شناسی خاصی به کودک ارائه میگردد.
علاوه بر این تعاریف یکی دیگر از دلایل و البته فوایدی که ساخت اسباب بازی از طرف بزرگسالان برای کودکان دارد انتقال احساس محبت و توجهی است که بصورت معنوی با اهدا آن، بصورت متقابل در ذهن هر دو طرف شکل میگیرد.
نوع ، نحوه و زیبایی شناسی ساخت اسباب بازی که با تأکید بیشتر بر عروسک است ، همواره یکسان نبوده و با گذشت زمان تغییرات جزیی و کلی بسیاری را منجر شده است. در دوران باستان عروسک از وسایل طبیعی چون چوب ، سنگ و منسوجات ساخته می شده که با توجه به موقعیت فرهنگی دوران باستان و در جهت جامعه پذیری برای کودکان دختر ، بیشتر به ایشان اختصاص داشته است. اما اگر با تسامح بیشتر مجسمه های حیوانات را هم به عروسک های چوبی و سنگی سربازان و نظامیان اضافه کنیم براحتی می توان نوع انتقال مفاهیم را از خلال ساخت این عروسک ها به کودکان دختر و پسر درک نماییم. درواقع دو گونه ی عروسک سازی که برای کودک دختر یا پسر تدارک دیده شده بوده است نوع خاصی از آموزش بصری را به وی منتقل می کرده است. با ساخت عروسک هایی که به شکل نوزاد ساخته شده و با ساخت ملزومات یک زندگی کوچک مانند: اجاق ، تنور ، خانه ، سفره ، ظرف غذا و... الگویی فرهنگی به کودک دختر منتقل میشود که از او همچون نماد زنانگی رایج انتظار رفت و روب ، خانه داری ، تولید مثل و نگهداری از شوهر و فرزندان را انتظار می رود و در سوی مقابل با ساخت عروسک هایی به شکل جنگجو و فرمانروا کودک پسر در معرض الگوی مرد سالاری قرار می گیرد که تنها او را بعنوان نماد و صاحب قدرت راهی میدان جنگ می کند و در جامعه به عنوان مشخصه اصلی و نان آور شناخته می شود. عروسک های ساخته شده در این دوران با شکلی بسیار ساده و غیر پیچیده ذهن کودک را نشانه گرفته و با درگیر کردن تخیل وی به نحوه و کارکرد این عروسک، شخصیت اجتماعی و فردی را برای وی شکل می دهد . اگر به ناگاه کودک دختر و پسر متقابلاً به سوی عروسک جنس دیگر پیش برود ، اجتماع(خانواده، مدرسه، گروه همسالان) بنا بر سرسختی وی در سماجت استفاده از عروسک جنس مخالف، با انگ زدن("اوا خواهر" برای پسر و "خیره سر یا قلدر" برای دختر) و یا تنبیه اجتماعی سعی بر مجازات و برگرداندن وی به الگوی تربیتی خویش دارد.
اما عروسک های کلاسیک را می توان با در نظر گرفتن اندک تفاوتی که با عروسک های باستانی دارند تنها در اضافه شدن سیاق تجملی به آن ها معرفی کرد، بدین صورت که با افزایش مهارت انسان در ساخت وسایل وابزار ، ساخت عروسک ها نیز با ظرافت بیشتری پیگیری شد و علاوه بر این گونه ای از تجمل گرایی با تأکید بر خصوصیات مردانه و یا زنانه بنا بر فرهنگی که عروسک ها در آن ساخته میشد وارد تصویر عروسک گردیده و به چشم کودکان نیز با ذرق و برق بیشتری خود نمایی نمودند.
اما با ورود به قرن 20 و با توجه به تغییر همه جانبه ای که در وجوهات سبک زندگی و شغلی انسان حادث شد بصورت اتوماتیک وار عرصه ساخت عروسک بصورت حرفه ای تر پیگیری شد وبیشتر از پیش در اختیار انتقال اندیشه بزرگسال به کودک در آمد.
با ورود صنعت به عرصه ساخت اسباب بازی سنتی و صنعتی شدن آن از طرفی به یکباره میزان تولیدات اسباب بازی ها به شدت اوج گرفت و از سوی دیگر به دلیل این خصوصیت صنعت که با هم شکل سازی عروسک ها در مقیاس تولید بالا، در واقع کودکان بسیاری را در جریان یک الگوی فرهنگی و زیبایی شناسی واحد قرار میداد ؛ برای مثال : شاید معروفترین شکل عروسک صنعتی که در مقیاس جهانی عرضه گردید، عروسک های باربی باشد. عروسک باربی با توجه به حوزه وسیع توزیعی که در جهان داشت به تمامی کودکانی که در فرهنگ های مختلف مخاطب آن قرار می گرفتند شکل خاص و معینی از شکل زیبایی و درک زیبایی شناسانه را به همراه می آورد. تصور اینکه یک کودک چینی با پوستی زرد و چشمانی کشیده یا کودکی سیاه پوست با لبانی برآمده، کودکی چاق و یا کودکی که تحت آموزش سرسختانه دینی قرار دارد چه واکنشی را به یک عروسک باربی که با مویی بلوند ، دامنی کوتاه و قدی کشیده و تناسب اندامی که خاصه فرهنگ اروپا-آمریکایی است نشان میدهد، را میتوان از روی عملکرد او در بزرگسالی جستجو کرد. کودکی که در دوران خردسالی خویش تحت الگوی دیکته شده اخلاقی و زیبایی شناختی عروسک های صنعتی اندیشه اش شکل گرفته است در بزرگسالی نیز این الگو بصورت نا آگاهانه و بدون توجه وی به خصوصیات فرهنگ خودی، درک تصویری و معنوی وی را از دنیای بیرون شکل میدهد که یا زیبایی را بصورت ذومراتبی در اشکالی میبیند که به آن نماد عروسکی نزدیک باشد و یا سعی می کند خود را تحت تأثیر آن زیبایی شناسی ، زیبا جلوه دهد.
به روشنی مشخص است که ذهن صنعتی عروسک سازی مدرن به دلیل الگو پذیری که بواسطه تأثیر عروسک های خود بر روی کودکان میگذارد بسیار اهمیت داشته و می تواند عاملی باشد که از سوی قدرت رسانه ای حمایت شده تا صنعت های موازی همچون صنعت تولد منسوجات و لوازم آرایش در تمامی فرهنگ ها با توجه به الگویی که در ذهن جمعی افراد شکل گرفته موفق به فروش بیشتر باشد. به بیانی ساده تر عروسک سازی مدرن می تواند با همسان سازی ذهن تصویری کودک و مشترک کردن الگوی زیبایی شناختی وی ، جوامع یک دستی را شکل دهد که هم مخاطب صنعت خویش باشد و هم بازاری برای فروش وسایل و ابزار آرایشی و تجملی.
تأثیری که این عروسک های کوچک بر روی کودکی انسان می گذارد با توجه به تجربه های پیرامونی ما که کم هم نیستند به یک کشمکش فرهنگی ناخواسته میان ذهن کودک و جامعه خود منجر میشود، به این ترتیب که آموزش ها و مفاهیمی که وی در جامعه میبیند با عروسک هایی که به شکل ابزار سرگرمی، تخیل و تعقل وی را می آزماید، همخوانی نداشته و وی را در یک تعلیق فرهنگی نگاه میدارد.
برای شناخت تأثیری که صنعت عروسک بر دنیای کودکی و بعدها بزرگسالی افراد می گذارد شاید می بایست آنرا از قبل نظر آدورنو در باب "صنعت فرهنگ" اشاره کرد؛ البته با این پیش زمینه که اعتقاد بر این است که حرفه و تخصص ساخت اسباب بازی و عروسک در نوع خود هنر است و دستاوردی مختص به فرهنگ انسان. آدورنو معتقد است : صنعت سرمایه داری با یکسان سازی سلایق و علایق انسان ، صرفاً وی را به یک مصرف کننده بی اراده بدل میکند. به همین دلیل مخاطب به مصرف کننده تبدیل شده و ابداع ، نوآوری و خلاقیت جای خود را به آرمان های تکراری و یکنواخت میدهد و در چنین قلمرویی آدمی خود را به آسانی در برابر ایدئولوژی آفرییندگان هنر صنعتی رها میکند. هنر توده ای و محصولات صنعت فرهنگی ، کارکرد ذهن مخاطب را نیمه خودکار کرده ، آن ذهن را در اختیار می گیرند و عنصر رهایی بخش هنر یعنی خیالپردازی را محدود می نمایند. وی معتقد است که یکسان شدن دستاوردهای هنری در تمامی سطوح خود باعث از میان رفتن تجلی هنر و یکسان شدن لذت زیبایی شناسانه بوده و در واقع "یکرنگ سازی ذهن انسانی" است.(دیالکتیک روشنگری/تئودور آدورنو)
عروسک صنعتی نیز با کارکردی مشابه نظر بالا بصورت پنهان بر روی سلیقه کودک تأثیر گذاشته و از وی نمونه ای فرهنگی میسازد که به دلیل تکثر در فرهنگ های مختلف ، با یکسان سازی از طریق انتقال معنایی عروسک ها در واقع به نوعی مشابهت و یکسانی در مفهوم عام دست یافته اند.
فلسفه ی عروسک
آنچنان که اشاره گردید عروسک ها پلی ارتباطی میان دنیای بزرگسالی و کودکی هستند که از یکسو می توانند محبت زا باشند و از سوی دیگر کودک را تحت جامعه پذیری اجتماع در آورند. عروسک ها با کارکردی که برای انتقال معنا از دنیای بزرگسال به دنیای کودک ایفا می کنند بصورت یک تمثال در می آیند که با ارائه یک نماد (جسم عروسک) کودک را به درک نشانه (معنا و مفهوم عروسک) سوق میدهد.
در ایراد خصوصیات دنیای کودک گفته شد که وی ، درکی مقطعی و بر پایه ی تجربه را از موقیت بیرونی دارد و در کل هر آنچه که احساس می کند را واقعیت میپندارد. عروسک با توجه به این که نمونه ای کوچک شده از یک انسان است در واقع کودک را با یک انسان مواجه می کند که می تواند حامل مضامین سبک پوشش ، سیاق آراستگی ، فضای علمی-تخیلی و ارزش گذاری اجتماعی و اخلاقی درک شود. بزرگسال برای این عروسک را در اختیار کودک قرار میدهد که در قالب سرگرمی و گذران اوقات او را به کسب تجربه حصولی از واقعیت بیرونی کشانده و دنیای بیرون را به زبان تمثیل برای دنیای کودکانه توضیح دهد . فلسفه اسباب بازی را باید نشانه هایی از مضامین اخلاقی ، آموزشی ، زیبایی شناختی و اجتماعی دانست که با ظرافتی خاص می تواند کودک را در معرض آشنایی با محیط پیرامونی بزرگسالان قرار دهد. با اهمیت این موضوع که آموزش های دوران و سالهای کودکی جزء آموزش های پایه و بنیادین در شکل گیری شخصیت اجتماعی و فردی کودکان است اینکه ما در ارزش گذاری خویش اولویت را به انتقال کدام مفهوم و معنا به کودک می کنیم از نکات مهمی است که می تواند از یک عروسک ، ابزاری کارآمد و مفید ساخته و از دیگری یک اثر مخرب برای جریان شکل گیری شخصیت کودک.
ارزش اسباب بازی در فرهنگ
اسباب بازی به عنوان نوعی سرگرمی مختص کودکان است که با در نظر گرفتن نظام تربیتی و آموزشی جوامع انسانی برای تشویق و یا هدیه به مناسبت ها و ... در اختیار کودک قرار می گیرد. در باب هدیه دادن که نوعی پوتلاژ مادی برای نشان دادن اهمیت معنوی افراد به یکدیگر است به نظر میرسد که منطق بزرگسالی راه درست انتقال توجه خویش به دنیای کودکان را پیدا کرده است، که هم می تواند باعث به کار گیری قوه تخیل و ابداع و خلاقیت وی شود و هم در زمره آموزش های اجتماعی به کودک قرار گیرد. بدیهی است که این مولفه هم می تواند بصورت مثبت و هم بصورت منفی بر کودک تأثیر بگذارد.
عروسک ، اتصالی است میان دو جهان بینی و دو بینش متفاوت که با استیلا مفاهیم بر ذهن مخاطب خویش، وی را با منطق ارزش گذار اخلاقی – اجتماعی دنیای بزرگسالان درگیر کرده و تصویری را از فرهنگ دنیای انسان بزرگسال در نمادهای بسیار ساده منتقل میکند.
ارزش فرهنگی عروسک نیز به همین برقراری رابطه احساسی است که در بازتولید نظام معنایی دنیای بزرگسالان، فرهنگ جوامع را بصورت مستمر و البته ناخودآگاه وارد عرصه تعاملات کودکان با دنیای پیرامون می کند. فرهنگ جوامع انسانی با اتخاذ راهکارهای مشابه با یکدیگر، بنا به ذات خویش (اگر در نظام بازتولید معنای خویش باز بمانند در واقع سقوط کرده اند) تمامی سعی خویش را دارند که با در نظر گرفتن مختصات معنوی و فیزیکی دنیای کودک، خود را بصورت زنده و کارآمد وارد مبادله معنایی با ذهن کودک نمایند.
عروسک نیز با التزام به این بار فرهنگی در خدمت فرهنگ در می آید تا بتواند روایتی از بیان احساسات انسان باشد. آنجا که احتیاج به حضور مستمر و تثبیت قدرت انسان بر محیط است با شکلی ترسناک سر از مزرعه در می آورد که "مترسکی" باشد برای از دست ندادن تولیدات کشاورزی و در آنجا که باید به انتقال مفهوم فرهنگ به کودک کارایی یابد با ظاهری لطیف به نقش خود می پردازد . استفاده های دینی و هنری از عروسک ها نیز شاخه ای دیگر ار ارزش فرهنگی آن است که بیشتر در استفاده از عروسک گردانی های مذهبی و یا نمایش نامه های عروسکی جلوه گر می شود. عروسک با احتساب شکل انسان گونه اش نمادی از انسان است که برای انتقال معنای خود در صورت های گوناگون چهره نمایانده و تأثیر خویش را می گذارد.
نتیجه گیری
عروسک به عنوان نمادی فرهنگی؛ کارکردی آموزشی ، تفریحی و ارزشی دارد که با توجه به مقتضیات هر فرهنگی می تواند متفاوت باشد. آنچکه عروسک را بعنوان دستاوردی از تمدن انسانی با اهمیت جلوه میدهد تأثیری است که بر پایه ی رابطه ی جهان بیرونی کودک و بزرگسال بر هم می گذارد. عروسک و در کل صنعت اسباب بازی ساخته ای از دنیای بزرگسال است که بنا بر پایگاه اندیشه ای انسان بزرگسال بصورت مستقیم و غیر مستقیم بر روی بینش کودک موثر بوده و آراء وی را تثبیت یا تغییر میدهد.
توجه به بینش و درک کودک از هستی و مجموعه حرکات و گفتاری که از آن به فرهنگ کودکانه تعبیر میشود این الزام را با خود بهمراه می آورد که با برنامه ریزی فرهنگی درست در ارتباط دو انسان بزرگسال و انسان کودک تعاملی صحیح با در نظر گرفتن شباهت ها و تفاوت های آنان انجام گیرد. برای مقابله با فرهنگ یکسان سازی جهان مدرن و پسامدرن و برای جلو گیری از ورود اندیشه های فرهنگ هایی که از لحظ تکنولوژیک و سیاسی استیلاء قدرت دارند نمی توان با طرح های ناقص و کم ارزشی همچون ساخت عروسک ها دارا و سارا و ... که از عدم شناخت زیبایی شناختی و بار فرهنگی جامعه سر بر می آورد ، صرفاً با پوشاندن یک لباس محلی بر آن مدعی ارتباط فرهنگی با دنیای کودکان گردید.
درک کودک از محیط را باید شناخت و با در نظر گرفتن سلایق و علایق ایشان به ساخت ابزار سرگرمی برای وی همت گماشت. زمانی که شناخت و درک دنیای کودکانه صرفاً به تجربه ی خویشتن از کودکی منوط شود و بدون پژوهش در خصوصیت فرهنگ کودکانه حاضر و عدم بررسی سلایق و نیازهای او به ساخت اسباب بازی روی می آوریم نه تنها به هدف خویش که بازتولید فرهنگی و غنای آن است دست نمی یابیم بلکه در کوتاه مدت با عدم استقبال تولیدات مواجه شده و در بلند مدت با از دست دادن علایق زیبایی شناختی و ارزش های اخلاقی و اجتماعی به نفع نمونه های فرهنگ دیگری، به کج کارکردهای فرهنگی ساخت اسباب بازی دچار میشویم که تنها هدفش از تولیداسباب بازی و عروسک ، تولید به صرف تولید است.
منابع:
1. مقالات شارل بودلر/بودلر،شارل/صافاریان،روبرت/حرفه نویسنده/چاپ اول 1386
2.دیالکتیک روشنگری/آدورنو،تئودور/
3.اسطوره عروسک ها/پلازی،ژیل/فصل نامه علم وفرهنگ/انتشارات دانشگاه آکسفورد/اکتبر 2007
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند apadana, arya
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 21 شهريور ماه ، 1389 15:50:41 موضوع مطلب:
درود بر همگی
اکنون میخواهیم پیرامون آراستگی خانه و اتاق پذیرایی یا مهمان خانه با لوازم ی که از دیدگاه ایرانیان به اشیا کهن سازه برای انتقال فرهنگ به نسل آینده نگهداری میشود بپردازیم
بسیاری از مادران در میان جهازی که به دختران میدادند چند تیکه از جهاز خود را که گران قیمت تر و هنری تر بود از برای هدیه و یادگاری به دختر میدادند و گاهی میشد یک شی هنری چندین نسل همین طور دست به دست میشد و در طول نسل حرکت میکرد و چون جنبه ی عاطفی و خونی آن به جنبه ی مادی آن میچربید این اشیا بسیار خوب و سالم نگهداری میشدند و همیشه همراه خود تاریخچه و داستانی نیر همراه داشتند . به بیان دیگر خاندان و خانواده همیشه یک سری کهن سازه های باستانی همراه با تاریخ آن داشتند که نماد اصالت خونی و قبیله ای آنان بود در دورانی که موزه هنوز مفهوم امروزین خود را نداشت خود خاندانها هر یک موزه ی گویا و زنده بودند
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 21 شهريور ماه ، 1389 16:10:22 موضوع مطلب:
شوربختانه امروزه خریدن کریستالهایی از کشورهای اروپای شرقی همچون چک , اسلونی, روسیه, , آلمان به گونه ی یک گونه ی پرستیژ اجتماعی و نماد ثروت خانواده ها تبدیل شده و حتی در میان آنها به شکل هایی از کاسه ها و جامها بر میخوریم که بسیار به برابر ایرانی آنها در موزه ها نزدیک میباشد. و میتوان گفت صنایع دستی ایران در ردیف پس از آن قرار گرفته چیزی که بسیار اندوهبار است اینست که پس از کریستالهای اروپایی صنایع دستی دیگر کشورها در ردیف دو دیگر هست گویی ما مردمی بی فرهنگ و بدون هنر هستیم
اما خوش بختانه من در نسل نوین هنر جویان صنایع دستی کوشش هایی برای به دست آوردن بازار ایران میبینم . کوشش هایی برای باز یایی نماد های اسطوره ای اشیا باستانی که باستان شناسان آن را از زیر خاک درمیآورند . من میتوانم بگویم در همین شرایط رکود بازار نوگرایی که من در صنایع تزئینی میبینم در گذشته هرگز با این روشنی نمیدیدم هنرمندان امروز هنرمندانی هدفمند و پژوهشگر و ملی گرا هستند من یک نفر از ایشان را به شما میشناسانم
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 22 شهريور ماه ، 1389 09:57:20 موضوع مطلب:
درود بر همگی
شاید هنگامیکه نام کاروان سرا را بشنوید از دیدگاه شما نام کهنی باشد که دیگر در دنیای امروزین تکرار نخواهد شد اما بسیاری بر آنند تا استراحت گاهی امروزین بین راهی با همان نما و شکل نتها با امکانات امروزی بنا کنند تا این نماد ایرانی را دوباره زنده کنند یک نمونه از آنها مارال ستاره است که بین جاده ی قم -کاشان با تلاش یک سرمایه گذار قمی بنا شده است
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند Sajad_bp
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 22 شهريور ماه ، 1389 19:05:28 موضوع مطلب:
گبه، پارادایم هنر قومی ایل بختیاری
فکوهی
حسين ابراهيمي ناغاني
گبه از زیباترین دستبافتههای بختیاریست که در خود قابلیتهای بسیاری از جمله سادگی و سهولت بافت و نیز از حیث زیبائی و ارزشهای تصویری منطبق با سلیقههای انسان شهرنشین امروزی که در فضای داخلی معماری خود هنوز جائی برای گبه از زیباترین دستبافتههای بختیاریست که در خود قابلیتهای بسیاری از جمله سادگی و سهولت بافت و نیز از حیث زیبائی و ارزشهای تصویری منطبق با سلیقههای انسان شهرنشین امروزی که در فضای داخلی معماری خود هنوز جائی برایدستبافتههای گستراندنی محفوظ داشته است، استعدادهای چندانی برای عرضه دارد. این دستبافته شاخص چه خود به عنوان شناسهای معتبر در تبیین ارزشهای تصویری «هنرقومی» بختیاری و چه به عنوان زمینهای مستعد جهت بروز و نمایش مؤلفههای زیبائیشناسانه هنر ایل بختیاری حائز اهمیت بسزائیست.
گبه الگوی ممتاز «هنرقومی» بختیاریست. هنری که در آن هر دستگاه تولیدی و هر محصولی به یک محمل جهت ظهور «واقعیت تصویری» ممتاز تبدیل میگردد که البته در کلیت خویش دارای وحدتی مثالزدنی است. پژوهش اخیر به شیوة توصیفی-تحلیلی به بررسی ارزشهای بصری گبة بختیاری منطبق با معیارهای «هنرقومی» میپردازد. نیز سعی دارد با تحلیل معیارهای زیبائی این «دستبافته» با رویکردی تطبیقگونه با برخی تعاریف هنری گذشته و معاصرتر و نیز بررسی و معلوم ساختن ارزشهای سنتی «گبه» (به عنوان الگوی شاخص دستبافتههای بختیاری) از حیث زیبائی و بصری، راه تعمیم دهی آن به تبیین مؤلفههای ارزشی و زیبائیشناسی «هنر قومی» بختیاری نیز هموار گردد.
آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ دوشنبه، 22 شهريور ماه ، 1389 19:13:00; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 22 شهريور ماه ، 1389 19:10:41 موضوع مطلب:
هنر قومی
«هنر قومی بازتاب اندیشههای یک اجتماع است و از یک نیاز جمعی مایه میگیرد.3 » لذا نمیتوان از این هنر به مثابه «هنرهای زیبا» یاد کرد و آن را در زمرهی هنرهایی که بر اساس هویت و «زیباییشناسی بیانگری» خلق گشتهاند، به حساب آورند. «آرنولد هاوزر» در خصوص هنر قومی میگوید: « هنر قومی به معنی فعالیتهای شعری، موسیقایی و تصویرگرانهی قشرهایی از جمعیت بکار برده شدهاست که تحصیلکرده و شهرنشین و صنعتی شده نیستند. از اجزای ماهوی این هنر آن است که برپا نگهدارندگانش نه فقط به طرزی انفعالی پذیرا خویند بلکه معمولاً از شرکتکنندگان خلاق در فعالیتهای هنریاند و با این حال به عنوان افراد منفرد به چشم نمیخورند یا هیچگونه ادعای امتیاز آفرینش آثار هنر یاد شده را ندارند. ... در هنر قومی، تولیدکنندگان و مصرفکنندگان را به سختی میتوان از همدیگر بازشناخت و مرز میان ایشان همواره در تغییر است.4»
این قسم از هنر با تعبیر «هنر روستایی» «سر هربرت رید» کاملاًََ همسوست. وی معتقد است: «هنر روستایی از آنجا سرچشمه میگیرد که انسان میل دارد رنگ شادی به اشیاء و آلات روزمرهی زندگی، مانند لباس و میز و کرسی و کوزه و فرش و غیره، علاوه کند. کسانی که این هنر را پدید میآورند عقیده ندارند که این هنر فعالیتی است که توجیه کنندهی نفس خویش باشند. ...این هنر تمایل شگفتانگیزی در جهت انتزاع نشان میدهد. ...روستایی ترجیح میدهد که چیزی به زندگی خود علاوه کند، نه آنکه آئینهای در برابر واقعیت زشت قرار دهد. ...از میان همهی هنرها، تعیین تاریخ دقیق یک اثر روستائی از همه دشوارتر است. در این هنر، نقشهای ساده به وجود میآیند و قرنها ادامه مییابند. ذهن روستائی برای تازگی بیقرار نیست. ... اما شاید شگفت انگیزترین خصیصه ی هنر روستائی عمومیت این هنر باشد. ...خصایص هنر روستائی با هر بحثی دربارهی ماهیت هنر ارتباط مستقیم پیدا میکنند. این خصایص نشان میدهند که میل به آفرینش هنری یک میل طبیعی است که حتی در وجود کمفرهنگترین اقوام سرشته است. ...این نکته را هم باید علاوه کنیم که هنر روستائی به ندرت بیانکنندهی احوال دینی است. البته در هنر روستائی اشیاء فراوانی هست، مانند ظرف آب مقدس یا شمایل، که با سمبولهای دینی تزئین شدهاند. اما غرض از ساختن خود اثر هرگز دفع مضرات یا قربانی کردن یا حتی ادای مناسک نیست بل این غرض کاملاً عادی و انسانی است که رنگ و روئی به شیء مورد بحث داده باشند.5 »
از دیگر شاخصههای «هنر قومی» که بدون تردید در خوانش نظام نشانهشناختی دستبافتههای بختیاری بخصوص، تعیین کننده میباشد، این است که هیچگاه آگاهانه و به قصد و غرض قبلی تولید نشده است، هم از این روی قصد رقابت با محصولات همسایگان و رقبا را در سر نمیپروراند. «هنر قومی» از آنِ مردمیست که به قصد تجارت و برآوردن نیات سفارش دهنده خلق اثر نمیکنند، بلکه صرفاً براساس خلق کردن مدام و نیت باز هم خلق کردن فارغ از منیّت و تشخص است که تولید هنر میکنند. «ارسطو» معتقد است: «هنرمندان وقتی بیش از حد به مخاطبان خویش توجه میکنند، دچار لغزش میشوند6.» بر همین اساس کمتر با موردی که امضاء و اثری از تولید کننده اثر در آن باشد، مواجه میشویم. اما باید توجه داشت که «آثار هنر قومی، در واقعیت،گمنام نیستند بلکه همیشه غیر شخصیاند، ممکن است در این یا آن نقطه، اصالت داشته باشند ولی تلاش برای اصیل بودن از آنها سر نمیزند، پدید آورندگان این آثار ممکن است غالباً استعداد خاصی داشته باشند، ولی کوششی به خرج نمیدهند که آثارشان با آنچه احتمالاً همسایگانش آفریدهاند متفاوت باشند. هنر قومی کشاکش فردی با مسائل زندگی نیست، ولی هنر پیشرفته چنین است. تمامی اجزای هنر قومی در چارچوب میثاقهائی ثابت حرکت میکنند، حال آنکه در هنر تحصیلکردِگان، حتی سنتیترین و قراردادیترین شکلها به یک وسیلهی بیان شخصی مبدل میشوند.7 » برای هنرمندان در هنر قومی، زیبائی در مرتبهای والاتر از امور سودمند و ضروری قرار میگیرد. لذا میتوان چنین ادعا کرد که، هدف نهائی و غائی آثار ایشان با تمامی آرایهها و فریبندگی نقشمایههاشان جلب نظر مساعد مخاطبشان نیست. لذا براین سیاق «آنچه هنرمند را برمیانگیزد تا زبده یا برشی از انگارة جهانی را بر ما بنمایاند تنها عشق وی به انگاره است. وی انگاره را از زرّ و زیورهای خاصیت وجودی پاک و پیراسته میسازد و آنرا چون شیئی که نه از لحاظ وظیفهای که انجام دهد بلکه بخاطر خودش[که] پسندیدنی است، بر ما عرضه میدارد.8 »
بر این اساس میبینیم که مؤلفههای زیبائیشناسی محصولات هنر قومی پیش از آنکه معطوف به معیارهای بیانگری عواطف و اندیشههای شهودی سازندگانشان باشد، منحصر به ملاکهائی است که در آن هر اعتبار و زیبائی معطوف به فرم و شکل و رنگ بوده و در اینجا هنرمند اصلی به زعم «سرهربرت رید»؛ « همان دستگاه کار است.9 » و چه بسا بسیاری از این انتزاعیگریها و پالودگیهای فرمی، نخست ریشه در محدودیتهای تکنیکی و ابزاری دارد.
اینک مجال آن مییابیم که بگوئیم پرداختهای ذهنی ما در خصوص تبیین ارزشهای بصری و زیبائیشناسانهی این آثار باید بکلی با ذات باوری و ماهیت انگاری(Essentialism ) در تضاد بوده و لذا رویکردمان در تشریح این معیارها میبایست معطوف به جوهرهی فرم و شکل، سازماندهی شود و به تعبیر«مالهویچ» آنچه را به حساب آوریم صرفاً «احساس به عنوان احساس، مستقل از شرایط محیط و نیز حساسیت تجسمی10» باشد