کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 2 خرداد ماه ، 1391
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - باربد و سمفو نی مرگ شبدیز

باربد و سمفو نی مرگ شبدیز

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> موسیقی

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام
محل سكونت: tehran

giomarth
هموند عادی

وضعيت: آفلاين
6 اسفند ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 26
امتياز: 0
تشکر کرده: 0
تشکر شده 17 بار در 9 پست

محل سكونت: tehran

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 6 اسفند ماه ، 1387 18:09:03    موضوع مطلب: باربد و سمفو نی مرگ شبدیز پاسخ همراه با اعلان

«باربد»،‌ رامشگر بزرگ دوران ساسانی که در برخی کتاب‌ها به صورت «بهلبد» و «فهلبد» نیز آمده است یکی از شگفتی‌های جهان موسیقی در همه‌ی

دوران‌هاست. وی بنا به برخی روایات، اهل «مرو» و بنا به دیگر روایات اهل «جهرم» بوده است. کُردان نیز او را کُرد می‌دانند. به روایت فردوسی، هنگامی که او

می‌خواست نوای خوش خویش را به گوش خسرو پرویز برساند، امکان ورود باربد به مجلس خسرو پرویز نبود و وی اجازه­ی دخول او را نمی‌داد. بنابراین او با یکی از

باغبانان شاهی طرح دوستی افکند و در یک شب بهار که قرار بود خسرو و ندیمانش در آن باغ به سر برند، لباس سبز پوشید و بر بالای سر وی رفت و بربط به

دست منتظر آمدن انجمن و آغاز رامش گردید، و شبانگاه، ‌بهنگام :

زننده بدان سرو، برداشت رود همان ساخته خسروانی سرود یکی نغز دستان بزد بر درخت کزان خیره شد مرد بیدار بخت سرودی به آواز خوش برکشید که اکنون تو

خوانیش داد آفرید بماندند یکسر همی در شگفت همی هر کسی رای دیگر گرفت از آن زخمه سرکش چو بیهوش گشت بدانست کان کیست، خاموش گشت

باغ را گشتند تا رامشگر را پیدا کنند، اما چنین نشد و پس از چندی باربد ردیفی به نام «پیکارگرد» را سرود و نواخت ... جستجو را ادامه دادند و رامشگر پدید نیامد.

اشاره‌ی مهم در این داستان اینست که خسرو می‌گوید که چنین رامشگری از دیو بر نمی‌آید و قطعا نوازنده پری یا فرشته است، و همین اعتقاد از دوران باستان

برجای مانده بوده است، که موسیقی پدیده­ایست مربوط به دین، و ایزدی است، نه اهریمنی ... و آنگاه :

برآمد دگر باره بانگ سرود دگرگونه‌تر کرد آوای رود همی سبزدرسبز خوانی کنون بدین گونه سازند مردان فسون

یعنی باربد آهنگ و ردیفی که در زمان فردوسی نیز شناخته و نواخته می‌شده و نام «سبزدرسبز» را داشت است برای بار سیُم خواند ! و این سبزدرسبز بیان حال

خود باربد بود که با جامه‌ی سبز بر درخت سبز جای گرفته بود یعنی آهنگی بود که با بیان موسیقی شرح حال باربد را می‌داد ! و بدینسان باربد از درخت فرود آمد و

چنان شد که می‌دانیم.

سمفونی مرگ شبدیز

از جمله نوادر جهان که نویسندگان آن را در ردیف گنج‌های خسروپرویز و تخت تاقدیس و باربد و شیرین ... آورده‌اند، یکی هم اسب سیه رنگی بود به نام «شبدیز» که

در وصف او آنچنان سخن گفته‌اند که در وصف رخش رستم. پیکره‌ی این اسب نامور در تاق بستان کرمانشاهان هست، ‌و دوستداری خسروپرویز آن اسب را حد و

مرزی نبود ... از جمله هنگام پیری او گفته بود که هر کس خبر مرگ شبدیز را برای من بیاورد، در زمان، فرمان مرگش را خواهم داد ... و مرگ او پیش آمد و

هیچکس را یارای آگاهی دادن آن نبود. تا آنکه همگان پیش باربد رفتند ... و او سمفونی ساخت که خسروپرویز از شنیدن آن چنان در غم فرو رفت که

خودگفت : «مگرشبدیز مرده است ؟» باربد گفت : «این را خود گفتید سرورم.»

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از giomarth تشکر کرده اند niloofarmehrzamin, ASHKAN
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> موسیقی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir