کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 2 خرداد ماه ، 1391
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - دیوار و آقای مرادی غیاث آبادی!

دیوار و آقای مرادی غیاث آبادی!

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> دیدگاه ها -> خرده گیری (اعتراض)

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام
محل سكونت: اصفهان

Mohammad-Jamshidpour
هموند عادی

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 12
امتياز: 39
تشکر کرده: 1
تشکر شده 3 بار در 3 پست

محل سكونت: اصفهان

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 11 مرداد ماه ، 1389 23:05:36    موضوع مطلب: دیوار و آقای مرادی غیاث آبادی! پاسخ همراه با اعلان

دیوار و آقای مرادی غیاث آبادی!

تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

محمد جمشیدپور

بر گرفته از :
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
l

قصه ی جالبی ست که هر از گاهی دیوار بر دیوار تکیه می زند! مهم نیست که این دیوار ها به معنای واقعی چه قدر استوار است، چون دست کم آن ها به مرزی از اعتماد به نفس رسیده اند که آسوده تر از همیشه خود را باور دارند. و باز مهم نیست که چه قدر این خود باوری پشتوانه داشته باشد؛ چرا که دیوار ها اگر توهم هم زده باشند نیازی به باور دیگران ندارند.

چندی پیش به قلم استاد رجبی و این بار به یاری آقای غیاث آبادی باز تاریخ رنگ ایدئولوژیکی گرفت. استاد رجبی دست کم بیشینه عمرش را در کنار تاریخ گذرانده بود و هزاره ها و سده های گمشده ای را به نگارش در آورد، اما کمی آسوده تر می گردم وقتی عنوان «اختر باستان شناس» را در سر برگ وب سایت پژوهش های ایرانی می بینم؛ چرا که تا کنون نه می دانستم و نه از طرف آقای غیاث آبادی شنیده بودم که تاریخ دان یا اینکه مورخ بوده باشند!

رضا‌ مرادي غياث‌‌آبادي(مورخ و پژوهشگر) معتقد است:
*** «اگرچه در حكومت‌هاي باستاني ايران همواره از عدل و راستي صحبت بوده است، اما عدلي كه از آن ياد شده با مصاديقي كه امروزه از واژه عدل استنباط مي‌شود، تفاوت‌هاي ماهوي فراواني دارد.وي كه عدل را درقالب حكومت‌ها تنها درقالب شعار(!) ارزيابي مي‌كند، تاريخ‌نگاري‌هاي انجام شده در طول ساليان گذشته كه در آنها از عدالت و راستي سخن به‌ميان آمده را ملاك واقعي وقوع عدالت در پادشاهي‌هاي ايران نمي‌داند و مي‌گويد: تاريخ‌نگار در تمام اعصار باستاني ايران، فردي است كه در دربار و به فرمان پادشاه كار مي‌كند و تاريخ را به ذائقه پادشاهان مي‌نوشته است. وي مي‌افزايد: باوجود آثار بجامانده از باستان از قبيل مفاهيمي كه بر كتيبه‌ها و سنگ‌نوشته‌ها موجود است، در هيچ دوره‌اي؛ مصاديق عيني عدالت را نديده‌ام. هرچند كه پادشاهان همواره خود را عادل و دادگر معرفي كرده‌اند...»متن کامل سخنان آقای رضا مرادی غیاث آبادی


به درستی در نمی یابم که این میکروفون خبرنگاران(مصاحبه کنندگان) چه نقش و تأثیری می تواند داشته باشد؟! چگونه است که این اندازه میل به تاریخ شناسی در میان روزنامه ها و خبرگزاری ها زیاد شده است؟ آن هم نه برای شناختن تاریخ، بل که برای کوبیدن ایران باستان به شیوه غیر هرمنوتیک و غیر علمی! شاید که این دیوارها درست می گویند: شاید که باید ما قبل از اینکه به تلاطم بی افتیم نگاهی به کارنامه علمی خودمان و این بزرگواران بزنیم؛ حتماً که می فهمیم انتقاد از بزرگان جسارت و بی ادبی ست و نه شجاعت! من نه کارنامه علمی درخشانی را دارم و نه مورخ هستم و نه تاریخ دان، این جسارت و بی ادبی من را بزرگان خواهند بخشید. بنده هنوز هم به آقای غیاث آبادی به چشم استاد خود می نگرم؛ چرا که از ایشان بسیار چیز یاد گرفتم، لیکن این دلیلی بر این نخواهد بود تا هر آنچه که بزرگ تر ها و راویان اصلی تاریخ بر زبان می آورند وحی منزل بپنداریم و از خطاهایشان چشم بپوشیم. بزرگترین ترین اشکال سخنان آقای غیاث آبادی نشناختن «روح زمان» در واکاوی تاریخ بود. بایستی بگویم: قدر کم برای هر مورخی دانسته و بایسته است که برای رهیافت به گذشته ها، نخست باید «روح زمان» را شناخت. برابرسنجی عدالت به مفهوم ۲۵۰۰ سال پیشی با عدل اکنونی، نادرست ترین و چه بسا غیر علمی ترین نگری بود که تا کنون از سوی آقای غیاث آبادی دیده ام. امروزه پژوهشگران تاریخ دان( پژوهشگران مورخ و تاریخ دان و نه هر شخص با هر تخصصی دیگر) سخت از غلبه افکار ایدئولوژیکی حذر می کنند که مبادا به ندانی علم هرمنوتیک متهم نشوند. پس اکنون به بیراهه نرفته ایم اگر از ایشان درخواستی داشته باشیم: جناب آقای غیاث آبادی خواهشمندانه تقاضا داریم شما که مصادیق عدل را در امروز به خوبی می شناسید و تفاوت ماهوی آن را درک می کنید، سعی کنید به جای صرف انرژی خود جهت تطبیق عدالت ۲۵۰۰ سال پیش با اکنون! امروز را با امروز بسنجید تا ببینیم در این جامعه جهانی کجای گود ایستاده ایم.

امید که تاریخ را از پنجره تاریخی بنگریم

در راستای پاسخ به نگرش آقای غیاث آبادی بنگرید به:

* خود آگاهی تاریخی و شناخت روح زمان

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از Mohammad-Jamshidpour تشکر کرده اند niloofarmehrzamin
محل سكونت: اصفهان

Mohammad-Jamshidpour
هموند عادی

وضعيت: آفلاين
5 خرداد ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 12
امتياز: 39
تشکر کرده: 1
تشکر شده 3 بار در 3 پست

محل سكونت: اصفهان

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 12 مرداد ماه ، 1389 02:11:31    موضوع مطلب: Re: دیوار و آقای مرادی غیاث آبادی! پاسخ همراه با اعلان

خود آگاهی تاریخی و شناخت روح زمان

تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

محمد جمشیدپور

بر گرفته از :
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
l


متاسفانه امروزه برخی از علاقه مندان به تاریخ، برای رهیافت به گذشته ها بیشتر پی مطلوب ها هستند تا پی حقایق. این دسته از خوانندگان ایدئولوژیک زده با پی روی نسنجیده گاه از این سوی بام افتاده اند و گاه از آن سوی بام! بایستی دانست که پدر خواندن کوروش، آقا بودن کمبوجیه، عادل خواندن انوشیروان و و ... همگی محصول برداشت های زمان خویش هستند. به عبارت دِگر گذاشتن رویدادها در قالب اکنونیت نه تنها ما را از روند منطقی و جریان پیوسته گذشته دور می کند بل که سبب آشفتگی در برداشت ها و دور شدن از حقایق می شود. دراینجا دسته ای هم هستند که فقط از روی نا آگاهی باور های دیروز را با باورهای امروز برابر سنجی می کنند.

به طور کلی خوانش و سنجش تاریخ، بر پایه ظرفیت های زمان کاریست عقلایی و خردمندانه و اگر جز این باشد به قول فرصت الدوله شیرازی خندیدن به افکار است! گزاف نگفتم اگر بگویم هیچ پژوهشگری امروزه غیر از این چارچوب فعالیتی در بازخوانی تاریخی ندارد.

با این پیش سخن بی شک هر خردمندی در می یابد که کوروش هم مثل همه جهانگشایان مسلح بوده و به دور از هرگونه شخصیت پردازی و شخصیت پرستی، کوروش بزرگ را پیامبر و فاضل نحریر پنداشتن درست نیست. اما ندای خرد در چارچوب بازیافت تاریخی، امتیاز و برتری این فرمانروای ایرانی را از سایر دیگر فرمانروایان در می یابد و این چنین می شود که در جهان باستان استوانه فتح اش، بیانیه حقوق بشر شناخته می شود. ورنه که حمله خود ناقض این ادعا است. اگر تا پیش از آن امثال آشوربنی پال افتخار می کردند که در هنگام درهم کوبی ایلامیان، سرزمین را به برهوت تبدیل کرده، بر خاک نمک و بته خار پاشیده و چنان مردم و هر جنبده را به وادی نابودی کشانیده اند، کورش ایرانی، نوسازی ویرانی ها و آرامش مردم سرزمین اش را با افتخار در دل تاریخ جاودانه می کند؛ چیزی که به عنوان برآیندی از فرهنگ ایرانی در آن زمان به جلوه ای درخشان دست یافت. حتما که ستایش پیامبرانه از کسانی چون کوروش بی خردانه است، اما بی انصافی خواهد بود که بگوییم چرا او در 2500 سال پیش در پارلمان شاهی، پادشاهی خود را به تاییدیه ملل همجوار نرساند و مستبدانه بر تخمه پادشاهی اش تکیه زد!

بزرگ خواندن داریوش، کوروش، اسکندر، ناپلئون، شاه عباس و و ... همگی بر اساس شناخت زمان انجام گرفته و این ها هیچ منافاتی با هم ندارند. داریوش و کوروش هم به شیوه ای تازه حکومت می کردند که تا آن زمان برای دنیای باستانی ناشناخته بود. احترام به مذاهب و آیین های بومی و محلی حتی به عنوان وسیله ای تبلیغی برای اداره یک امپراتوری از شیوه های نوین فرهنگ ایرانیان در زمان هخامنشیان بود که تا پیش از آن هیچ کجا دیده نشده است.

تاریخ می گوید چنین و چنان شد، نه اینکه باید چنین چنان باشد چرا که گذشته، گذشته است. ما برای اکنون و آینده می توانیم بگوییم که چنین و چنان بودن بایسته تر و نیکو تر است. انسانی که در تکه ای از تاریخ گمشده، بی شک فرزند دوران خود است. این موجود تاریخی و اجتماعی تابع صورت بندی های دانایی دوران خود و ساخته شرایط اجتماعی و فرهنگی زندگی جمعی خویش است. بر این اساس دادن حکم ارزشی(خوب یا بد-پسند یا ناپسند) برای رویدادهای گذشته، تنها می تواند از دیدگاه خاص اکنون درست به نظر آید. چرا که داوری تاریخی همواره پسینی خواهد بود. امروز از نظر ما چمبرلین محکوم بزرگ تاریخ است. اما در طول دهه 1930 افراد زیادی چنین نتیجه گیری ای را تندروانه می دانستند و مدافعان این نظر را متهم به جنگ طلبی می کردند.

از این رو است که به باور مورخان امروزی، گذشته هرگز به طور دقیق و کامل بازشناختنی نیست، اما اینکه چگونه برخی گذشته را چنان دست یافتنی می بینند که تیر و کمان به دست، شخصیت های تاریخی را به گمان با تیر خلاص می نوازند دلیلی جز غلبه افکار ایدئولوژیک ندارد.

تاریخ صحنه تکامل و رشد انسان است. ملتی که جایگاه خود را در تاریخ درک کند ملت مسلط در تاریخ جهانی است. این ملت خود آگاه به حق بر سایر ملت هایی که پیشرفت کمتری دارند تفوق می یابد و دارای ارزش فرهنگی مبتنی بر تجربه تاریخی می شود. از این رو است که کتاب های تاریخی که مربوط به جنگ های صد ساله آمریکا نوشته شده، به اندازه کل کتاب های تاریخی هزاران ساله ما ایرانیان است. تاریخ نوشته می شود تا بشر گذشته ی خود را فراموش نکند. بی دلیل نیست که پاسکال می گوید: «اقوام وحشی فقط کسانی هستند که از گذشته خویش خبر ندارند.»

امید که تاریخ را از پنجره تاریخی بنگریم


آخرين ويرايش توسط Mohammad-Jamshidpour در تاريخ سه شنبه، 12 مرداد ماه ، 1389 02:15:38; دفعات ويرايش در مجموع 2 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> دیدگاه ها -> خرده گیری (اعتراض)

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir