human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: جمعه، 7 خرداد ماه ، 1389 10:05:20 موضوع مطلب: رستم فرخزاد
با درود بر ياران راستی پژوه
ما بارها در باره چرايی شکست ارتش ايران از تازيان بهانه های بسيار آورده ايم ،اما براستی ما آنها را باور کرده ايم ؟
من نميتوانم و نميخواهم خود را گول بزنم .
چرا برای پيشگيری از فرار سرباز ايرانی از برابر دشمن ،او را با زنجير بسته بودند ؟
چرا سرباز جنگ آزموده ايرانی که هيمنه اش موی را بر تن هر بيگانه اي راست ميکرد ،گرايش چندانی به جنگ با تازيان از خود نشان نميداد ؟
اين سربازان جنگ ديده بودند و ميدانستند که پس از شکست ،چه خواری را بايد تاب مياوردند .
سربازانی که مانند شير ژيان از رويارويی با ارتش امپراتوری روم باکی نداشتند و کيسرها يا قيصرها را به بند ميکشيدند .چگونه از برابر تازيان بی نام و نشان ميگريختند ؟!
اين بهانه ها که برأی اين شکست خفت بار ميتراشند ،برأی من از ارزش چندانی برخوردار نيستند .
من تاريخ را برأی پيدا کردن پاسخ درست بسيار برگ زدم ،اما سد افسوس ....
تاريخ درست آنجايی که بايد روشن بنويسد ،خود را به گيجی زده .
از ديد من بايد از چگونگی به زير تخت کشيده شدن آزرميدخت و روی کار آمدن يزدگرد سوم ،پاسخ درست را دريافت کرد .
دنباله دارد
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: شنبه، 8 خرداد ماه ، 1389 20:58:08 موضوع مطلب:
با درودی تازه گردان جستار را پی ميگيريم :
تاريخ در اين بخش بسيار گنگ است .
بر پايه تاريخ طبری فرخ هرمز اسپهبدان ,فرمانده سپاه خراسان ,از آزرميدخت شاهنشاه ايران خواستگاری ميکند و بدنبال دسيسه اي از سوی شاهنشاه کشته ميشود .
در پی اين رويداد ،رستم فرخزاد فرزند جوان فرخ هرمز ،سپاه خراسان را به سوی تيسپون ميراند و پس از جنگ با سپاه مستقر در تيسپون به فرماندهی سياوش اسپهبدان و پيروزی بر سپاه تيسپون و کشتن سياوش ،وارد تيسپون شده ،آزرميدخت را از تخت شاهنشاهی به زير کشيده ،کور و پس از چند روز ميکشد و يزدگرد سوم را به جای او مينشاند .
اينکه جنگ بين دو سپاه ايرانی چگونه پيشرفت کرد ،تاريخ تا آنجا که من خوانده ام خاموش ميماند .
اينکه سربازان پايتخت چگونه فرمانده نوين و جوان را پذيرش کردند ،تاريخ خاموش ميماند .
اينکه اين جنگ نابخردانه درون مرزی چه اندازه به درازا کشيد و چه به روز برج و باروی پايتخت آمد و محاصره آن چه اندازه به درازا کشيد ،تاريخ خاموش ميماند .
در اين گير و دار از شورش افسران پارتی سخن به ميان آمده .
اين افسران که شايد با سپاه خراسان به پايتخت آمده بودند ،در اين ميدان شهراشوب ،چه آماجی را دنبال ميکردند ،باز تاريخ خاموش ميماند .
و شايد برأی خواب کردن ايرانيان و زمينه سازی برأی پذيرش مواليگری در آنها ،تاريخ را با کتاب سوزان خاموشانيدند .
خاموشانيدند تا ايرانيان در چاره جويی برأی برون رفت از پيامدهای دهشتناک اين شکست خانمان برانداز ،سرگردان بمانند
تا ايرانيان همه چيز را به فراموشی بسپارند .
تا ايرانيان تاريخ را بازبينی نکنند .
تا ايرانيان در نيابند که دروغ بزرگترين دشمن آنان است و راستی راز پيروزی و بزرگترين دوست آنان .
تا دروغ را در چهره های گوناگونش ،مانند خيانت ،دسيسه ،مال کج اندوزی و .... ،شناسايی نکنند .
تا ارزشهای والای راستی را در چهره های گوناگونش ،مانند وفای به پيمان ،روراستی ،رفاه از راه درست و .... ،در نيابند .
تا ايرانی پارسا و انسان نباشد .
تا ايرانی پارسا و انسان نباشد .
برأی برپاداری اين جستار از نسک خاتون هفت قلعه نبشته استاد شيرين گفتار تاريخ ،سرور باستانی پاريزی بسيار سود جسته ام .