niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: چهارشنبه، 19 خرداد ماه ، 1389 11:13:25 موضوع مطلب:
درود بر همگی
پیرامون هنر اسلیمی این سخنان را بارها شنیده ایم :
كلمه اسليمی در اصل همان اسلامی است كه هنرمندان ايرانی برای تركيب بندی تذهيب اختراع نمودند و چون قبل از اسلام وجود نداشته و در دورهای ابتكار شده كه ايرانيان مسلمان شده بودند لذا نام اسليمی به آن دادند. بعدها تركيب بندي اسليمی و خطائی كه از گل برگهای تزئينی و نقاشی می شده براي نقش پارچه و قالی و كاشی كاری مساجد نيز مورد استفاده قرار گرفته و تا امروز هم ادامه دارد.
اکنون میخواهیم بدانیم اسلیمی از چه ریشه ای میباشد؟
از لغت نامه ی شاد روان دهخدا:
اسلیقون . [ اَ ] (معرب ، اِ) بلغت رومی سرنج را گویند، و آن رنگی است معروف که نقاشان و مصوِّران بکار برند. (برهان ).
اسلیگو. [ اِ گ ُ ] (اِخ ) ۞ سلایگو. شهری در مملکت آزاد ایرلند (کَنُت ۞ )، بندری در ساحل اقیانوس اطلس
اسلیم خطائی . [ اِ خ َ ] (ص نسبی ، اِ مرکب ) نوعی از نقاشی و گره بندی که بر گرد نقشها سازند و آنرا بند رومی نیز گویند، و تنها اسلیمی و سلمی نیز آمده
اسلیونو ۞ . شهریست در روم ایلی شرقی ، در دامنه ٔ جنوبی کوه «قوجه بلکان » بر نهری از توابع شط دانوب در 132هزارگزی شمال ادرنه
اسلینگن . نام شهر مستحکمی است در خطه ٔ وورتمبرک (آلمان ) در کنار نِکار
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 31 خرداد ماه ، 1389 12:07:23 موضوع مطلب:
این چکامه ی زیبا بسیار به عرفان مهری نزدیک است
در این چکامه عشق را به نور مانند کرده است که میتواند عشق به هر چیزی باشد
یا به گفته ی پور سینا :
دل هر ذره ای که بشکافی
آفتابیش در میان بینی
و اینکه نماد خدا آتش و نور است
و اینکه بنا به گفته ی قرآن مجید : خدا نور آسمان و زمین است
Love, shine a light in every corner of my heart/ عشق نوری را در سراسر جانم میپراکند/
Let the love light carry, let the love light carry/بگذار نور فروزان عشق پراکنده گردد!/
Light up the magic in every little part/بپراکن ! سرگشتگی و مستی را در هر ذره ای /
Let our love shine a light in every corner of our hearts/بگذار نور عشق ما در گوشه گوشه ی جانمان جای گیرد!/
Love, shine a light in every corner of my dream/عشق, نور یست که در سراسر اندیشه ام پراکنده میگردد/(ترجمه ی تفسیری)
Let the love light carry, let the love light carry/بگذار نور عشق پراکنده گردد! بگذار نور عشق پراکنده گردد!/
Like the mighty river flowin’ from the stream/همانند رود پر خروشی که از موجی جدا میگردد/
Let our love shine a light in every corner of my dream/ بگذار نور عشق ما در سراسر اندیشه ام پراکنده گردد!/
And we’re all gonna shine a light together/و هر دومان میخواهیم فروزه های عشق را برافروزیم /
All shine a light to light the way/تا مشعلی فروزان برای راهمان گردد/
Brothers and sisters in every little part/(راهی روشن)برای همه ی خواهران و برادران در هر گوشه ای !/
Let our love shine a light in every corner of our hearts/بگذار نور عشقمان در گوشه گوشه ی جانمان جای گیرد!/
Love, shine a light in every corner of the world/عشق نوری را در سراسر جهان میپراکند/
Let the love light carry, let the love light carry/بگذار نور عشق پراکنده گردد!بگذار نور عشق پراکنده گردد!/
Light up the magic for every boy and girl/و سرمستی و سرگشتگی را برای هر پسر و دختری روشن خواهد ساخت/
Let our love shine a light in every corner of the world/بگذار نور عشق ما جهان گستر شود!/
And we’re all gonna shine a light together/و ما آهنگ آن داریم که نور عشق را برفروزیم/
All shine a light to light the way/تا روشن کننده ی راهمان باشد!/
Brothers and sisters in every little part/(راهی روشن)برای همه ی خواهران و برادران در هر گوشه ای !//
Let our love shine a light in every corner of our hearts/بگذار نور عشق در گوشه گوشه ی جانم جای گیرد!/
And we’re all gonna shine a light together/و ما آهنگ آن داریم تا چراغ عشق را برفروزیم/
All shine a light to light the way/تا روشن کننده ی راهمان گردد/
Brothers and sisters in every little part/(راهی روشن)برای همه ی خواهران و برادران در هر گوشه ای !/
Let our love shine a light in every corner of our hearts/بگذار نور عشق ما در گوشه گوشه ی جانمان جای گیرد /
برای شنیدن نما هنگ اینجا را کلیک کنید:
enable more people to download your file, please transfer it to a free Collector's Account or a Premium Account.
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 6 تير ماه ، 1389 09:43:29 موضوع مطلب:
اگر خوب بنگرید میبینید که چلیپای سلتی سه شاخه و چلیچای ایرانی هفت شاخه است و من این را بارها آمو زدم به گمانم همین است _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 6 تير ماه ، 1389 09:49:19 موضوع مطلب:
گنجینه نفیس مارلیک
در کرانه شرقی سفیدرود دره زیبایی به نام گوهر رود وجود دارد که به علل حاصلخیزی خاک ، ملایمت هوا و رطوبت و بارندگی کافی از بهترین نقاط این ناحیه به شمار می رود . در وسط دره ی گوهر رود ، رودخانه ای به همین نام جریان دارد که از شعبه های کوچک سفید رود است .
در دره گوهر رود تپه های کوچک و بزرگی به چشم می خورد که مربوط به دوره های باستانی است و تپه مارلیک یکی از مهم ترین آن هاست . این تپه در محلی به نام چراغعلی تپه ( مالک قدیمی آن ) شهرت دارد . تپه های باستای گوهر رود از جمله مارلیک بقایای یک تمدن باستانی فراموش شده ای را در دل خود مدفون کرده اند .
تپه مارلیک ، که گنجینه ای ارزنده از هنر و تمدن بشری را در طول قرن ها در خود پنهان کرده است در حقیقت تپه ای طبیعی و صخره ای است که از سنگ های سولفات آهن تشکیل شده و لایه های طبیعی و تحتانی آن چنان است که شکاف های بزرک درون تپه ایجاد کرده و همین حفره ها موجب شده تا حیواناتی چون موش و مار به فراوانی در آن لانه کنند . عده ای معتقدند که نام مارلیک به دلیل وفور مار در این تپه بر انجه اطلاق شده است و افسانه مار و گنج در این تپه مصداق واقعی پیدا کرده است .
اما برخی نیز مارلیک را یک واژه ی تاریخی می دانند که از دو جز " مارد " و " لیک " ترکیب شده و معنای قوم " مارد " را می دهد . اینان استدلال می کنند که این کلمه در اصل " ماردلیک " بوده و با حذف " دال " مارلیک شده است . مارد اشاره به آمارد هاست و " لیک " هم همان " لک " است به معنای قوم و طایفه و عشیره است که در واژه هایی نظیر اسکو + لک و گیل+ لک دیده می شود . اگر نظریه اخیر را قبول کنیم بی گمان باید گنجینه ی مارلیک را متعلق به قوم آمارد بدانیم . کاوش های مارلیک در سال های 41-1340 با همکاری دانشگاه تهران و اداره باستان شناسی انجام گرفت .
در ادامه کاوش ها وضعیت اصلی تپه که معرف آرامگاه و گورستان اقوام فراموش شده باستانی است آشکار شد .
احتمال می رود که این تپه ، آرامگاه خصوصی فرمانروایان و شاهزادگان محلی بوده است که در اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد در این منطقه حکومت می کرده و مردگان خود را بنا بر سنن و آیین های رایج آن دوره به همراه اشیاء و آثار قیمتی در این آرامگاه ها به خاک می سپرده اند .
زمانی که سه چهارم کاوش در تپه انجام شد در حدود 25 آرامگاه با اتاق آرامگاه کشف شد که در همه آنها اشیایی مانند ظروف مفرغی – ظرف های سفالین- دکمه های تزئینی- انواع سرگرز ، پیکان ، شمشیر ، خنجر ، مجسمه های برنزی و سفالی ،کلاه خود ، سرنیزه ،سوزن های طلاو مفرغ و ... با نقوشی از انسان و گیاهان و حیوانات نظیر گاو کوهاندار ،گاو بالدار ، اسب شاخدار و اسباب بازی هایی برای کودکان دوک پشم ریسی و افزاری از این گونه بدست آمد که معرف فرهنگ و طرز زندگی این اقوام هستند .و نشان از اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارد .
پارچه های بدست آمده از تپه های مارلیک نشانه ظهور و پیشرفت صنعت بافندگی در گیلان هزاران سال پیش است .
از جمله موارد جالب کشف کاشفان ، مهری است که روی آن خط میخی حک شده است و یا مهر دیگری که مجلس شکا ر را نشان می دهد . به گفته باستان شناسان قدمت آنها به بیش از سه هزار سال می رسد .
نمونه بی بدیل این کاوش ها جام مارلیک است که از زر ناب است و ارتفاع آن به 18 سانتی متر می رسد .
ارتفاع نقش برجسته های جام تا دو سانتی متر می رسد که نشان دهنده مهارت استاد کاری است که با ضربات چکش آن را آفریده است .
نقش وسط جام درخت زندگی است و در دو سوی درخت دو گاو بالدار دیده می شود که در حال بالا رفتن از درخت هستند . نمایش بدن حیوان به حالت نیم رخ و نمایش سر آنها از روبه رو ، از ویژگی های هنر ایرانی است و هویت ایرانی سازنده اش را نشان می دهد .
در کف جام گلی زیبا نقش شده است .در میان گل نقش خورشید دیده می شود که شعا ع های خود را به طور منظم پراکنده است .
برای اقوام مارلیک خورشید تا حد پرستش بسیار مهم بوده است و تا جایی که می توانسته اند نماد خورشید را به شکل ترنج های هندسی تزئینی در کف اکثر ظروف و جام های فلزی به تصویر کشیده اند . وقتی به نوع نقش و طرز ترسیم این ترنج ها توجه می کنیم در می یابیم خورشید در مرکز همه چیز است و همه موجودات از نور و حرارت جانبخش او زندگی می گیرند .
با اینکه انسان در هزاره ششم پیش از میلاد به فلزات دست پیدا کرده است اما از افتخارات مهم تمدن مارلیک صنایع فلزی و مخصوصا صنایع مفرغی است . در منطقه مارلیک به سبب وجود معادن سنگ فلز و منابع سوخت مانند چوب فراوان تولید مفرغ رونق زیادی یافته و کارگاه های صنایع مفرغی به وجود می آیند .
از نقاط اوج و شگفتی های دیگر صنعت مارلیک جامهای شیشه است که گفته می شود از اولین نمو نه های صنعت شیشه سازی بشر است .
و سرانجام این تمدن درخشان چه می شود ؟ برخی باستان شناسان معتقدند به دلیل شباهت فراوان آثار مکشوفه از سیلک در کنار شهر کاشان به خصوص آثار مفرغی ظروف و و ادوات و ابزار بسیار محتمل است که اقوام سلیک همان مارلیکی ها باشند که پس از حمله آشوریها به منطقه سیلک مهاجرت کرده اند و سپس به تدریج به ماد ها که از اقوام هند و ایرانی بودند پیوسته و در مراحل اولیه تکوین دولت ماد شرکت داشته و با دیگر گروه های مقتدر هند و ایرانی ، امپراطوری مقتدر ماد را در اوایل هزاره اول پیش از میلاد به وجود آورده باشند .
مجموعه آثار مارلیک در طبقه فوقانی موزه ملی ایران تهران نگاهداری می شود
ادامه دارد ... _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !