farzad555 هموند عادی وضعيت: آفلاين 12 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 26 امتياز: 80 تشکر کرده: 0 تشکر شده 20 بار در 11 پست
ارسال شده در: جمعه، 4 بهمن ماه ، 1387 23:39:48 موضوع مطلب: فرهنگ ملی
فرهنگ ملی
*ملتی که از گذشته خودبریده و از نیاکان خود بری باشد . بی هویت و بی ریشه است . پس در گرداب حوادث مضمحل شده از میان خواهد رفت *.
اما سئوال این است که چه می توان کرد ؟ چگونه می توانیم عظمت گذشته را احیا کنیم ؟ و چه راههائی را می توان در پیش گرفت ؟
البته نوشتن مطلب خوب است . اما کافی نیست . باید راهی برویم که خود باوری در توده مردم گسترش یابد و اعتماد به نفس قوام گیرد . بزرگمنشی و مناعت طبع در ما زنده کند . تا منزلت خویش در جهان امروز بازشناسیم .
یاد آوری افتخارات گذشته یک ضرورت است . که باید به آن بیندیشیم . برای خودشناسی و نه خودستائی .
گذشته نیاکان ما چنان نیست که از آن گریزان باشیم . بلکه شناختن و شناساندن بزرگان ایران زمین به دنیا و بخصوص به نسل جوان مایه افتخار و سربلندی است .
شاید از اسارت و عبودیت بیگانه پرستی بدر آئیم . سیر قهقرای عقب ماندگی را پشت سر گذاریم و خود افتخاری شویم برای آیندگان .
ایجاد یک تشکل . یک نشریه و یک صندوق اعانه ملی یک ضرورت است . در راستای حفظ آثار باستانی و انسجام وحدت ملی .
بنیاد کردن آموزشگاه و دانشگاهی که بتواند نویسنده و سخنران ملی تربیت کند و مهر نیاکان در دل نوباوگان بکارد . یک ضرورت است . با این باور که هیچ دایه ای مهربان تر از مادر نخواهد شد .
استفاده از نشانه و پیکره نیاکان بر روی مدالها و اشیای زینتی و یا تصویر آثار باستانی در تابلوهای دیواری می تواند در احیا فرهنگ ملی ما موثر باشد .
برگزیدن داستانهای کهن و بهره گیری از نام سرداران ایرانی در کار سینما و تئاتر و همین طور در آهنگهای رزمی و سرودهای ملی می تواند مثبت واقع شود .
راههای زیادی برای احیای فرهنگ ملی و تجدید عظمت ایران وجود دارد که باید روی آن کار شود . و تنها سرمایه لازم همانا عشق و علاقه و غیرت ملی است که متاسفانه در روح و ضمیر جوانان خفته و باید به طریقی بیدار شود .
و تا آنروز که هویت و فرهنگ خود را باز نشناسیم و به آن عمل نکنیم . ناچاریم همچنان سلطه فرهنگی سیاسی و اقتصادی بیگانه را تحمل نمائیم .
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 6 بهمن ماه ، 1387 02:12:24 موضوع مطلب: در پاسخ به یک دیدگاه
درود بر شما
این چالش برای همه ی ما ست . نخست بایدآن را مو شکافی کنیم و سپس به درمان آن بپردازیم. شوربختانه مردم ایران یادمان تاریخی خود را دست داده اند .اگر به پیرامون خود
بنگریم ردپای این حرمان زدگی را در توده ی ملت می بینیم . ملت ایران یک ملت بیمار است می دانید چرا ؟چون فرهنگ ندارد؟ یا روشنتر بگویم فرهنگ خود را گم کرده اند.
فرهنگ چیست ؟ اندیشه ها و باورهای ذهنی مشترک بین افرادیک ملت را که موجب یگانگی و یکپارچگی می شود به طوریکه به مانند یک روح در یک تن درآیند .
پرسش ! مگر انسانها متفاوت نیستند ؟ مگر دارای اندیشه ها و دیدگاه های رنگارنگ نیستند ؟چرا ! معجزه ی فرهنگ بین تودهی مردم به مانند معجزه ی عشق بین جفت است
در قرآن می خوانیم ما مردمان را دسته دسته قوم قوم و قبیله قبیله قرار دادیم باشد که بیاندیشید این همان معجزه ی فرهنگ است کشش به سوی توده ها یک پدیده ی سرشتی
(فطری) است .انسان به گونه ای غیر ارادی میخواهد که از سمت یک جمع مورد پذیرش قرار گیرد . گفته ی خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو ! اشاره به این کشش ناخواسته دارد .
پرسش دیگر ماهیت فرهنگ چیست آیا مذهب است ؟ تاریخ است ؟ روش ژندگی ست؟ زبان است ؟ پوشش است؟ معماری (مهرازی)؟
فرهنگ به تنهایی هیچ کدام از آنها نیست ؟ اینها تجلیات مادی و معنوی ذهن انسان است و در ذهن انسان چیزی به جز اندیشه وجود ندارد ؟ فرهنگ تنها زاییده ی یک اندیشه ی مشترک است ؟پرسش! این اندیشه ی مشترک را در کجا بیابیم ؟ در کتاب ؟ در مدرسه ؟ در رسانه ؟ به راستی آیا چنین چیزی ممکن است ؟ که فرهنگ را در حال جستجو کنیم ؟
این امری ناشدنی ست . در تمام ملت ها در تمام درازنای تاریخ انسانها فرهنگ را در گذشته ی خود جستجو کردند . چون در حال منیت وجود دارد .هر کسی می خواهد دیگاه خود
را بر تخت خود خواهی بنشاند و از من بودن خود به گونه ای به کام جویی می زسد .ممکن است این کار او را خشنود کند اما دیگران را نا خشنود میکند . پس تا دنیا بوده و هست ملتها فرهنگ را در نیاکان خود جستجو کرده اند نیاکانی که دیگر وجود ندارند اما خونشان در رگهای آنان است .ما هر چه که به گذشته برگردیم بنا به گفته ی عرفا از کثرت به وحدت میرسیم باید
آنقدر به گذشته برگردیم تا به اولین نیای باستانی خود برسیم اینجاست که اسطوره این شاهکار یگانگی و همبستگی دلها به میان می آید و دلها را به شوق می آورد و خون ها را در رگها به جوشش در می آورد و اشک شوق در چشمان حلقه می زند و اینجاست که مردمان یک ملت دست در دست هم می دهند و با هم سرود یکرنگی سر میدهند و یکدیگر را در آغوش می گیرند گویی بخشی از وجود خویش را در دیگری می یابند چرا که همه با هم می گویند ما فرزندان نیاکانمان هستیم ما فرزندان میهنیم