کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 30 ارديبهشت ماه ، 1391
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - آبانگان

آبانگان

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> جشن ها

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام
محل سكونت: تهران

seyghaly
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
8 آذر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 931
امتياز: 2933
تشکر کرده: 373
تشکر شده 1071 بار در 606 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 13 آذر ماه ، 1387 19:54:02    موضوع مطلب: آبانگان پاسخ همراه با اعلان

جشن آبانگان
روز آبان ازماه آبان ، دهمین روز از آبان ماه باستانی ، چهارم آبان خورشيدی

درباره جشن آبانگان جدا از،هم نام شدن نام روز باماه ازشوندهای(دلیل های) گوناگونی یاد شده که به چند شوند گذری خواهیم داشت.
-آبان روز در آبان ماه ویژگی دارد به یکی از بزرگترین امشاسپندان(فرشتگان) در فرهنگ کهن ما ایرانیان به نام آناهیتا که فرشته نگاهبان آبها می باشد. در اوستا یشت پنجم،موسوم به آبان یشت در شناساندن و ستایش این امشاسپند است.
-آبان به مینوی (معنای)آب و هنگام آب است و یکی از آخشیج های (عناصر) پاک کننده ورجاوند(مقدس) نزد ایرانیان باستان بوده است. یکی از داستانهای پیدایش جشن آبانگان اینگونه است که: در پی جنگ های طولانی میان ایران و توران ،افراسیاب تورانی دستور داد تا کاریزها و نهر ها را ویران کنند. پس از پایان جنگ پسر تهماسب که زو نام داشت دستور داد تا کاریز ها و نهر ها را لایروبی کنند و پس از لایروبی ،آب در کاریز ها روان گردید و ایرانیان آمدن آب را جشن گرفتند.
- شوند (دلیل) دیگر جشن آبانگان اینست که پس از هشت سال خشکسالی، در ماه آبان باران آغاز به باریدن نمود و از آن زمان جشن آبانگان پرنگ تر گردید.نیاکانمان در این روز به کنار جوی ها و نهر ها میرفتند و با خواندن بخشی از اوستا که توسط موبد خوانده می شد اهورامزدا(پروردگار یگانه) را ستایش کرده و در خواست فراوانی آب و نگهداری آن را می نمودند و پس از آن به شادی می پرداختند.
- همچنین برخی پژوهشگران بر این باورند که در این روز بود که به مردم کشورها آگاهی رسید شاهنشاهی از ضحاک بشد و فریدون به شاهی رسید،ومردمان پس از دورانی دراز ،ایمن و آسوده شدند.

پایگاه پژوهشی هخامنشیان
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

_________________
دبیر پایگاه پژوهشی هخامنشیان، رسول صیقلی

پاینده ایران زمین
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از seyghaly تشکر کرده اند arya
محل سكونت: تهران

maralaryaee
هموند کوشا

وضعيت: آفلاين
8 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 61
امتياز: 149
تشکر کرده: 21
تشکر شده 94 بار در 51 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389 00:34:32    موضوع مطلب: جشن آبانگان پاسخ همراه با اعلان

[جشن و يسنه

واژه جشن از کلمه «يسنه» اوستايى آمده و اين کلمه نيز از ريشه اوستايى مشتق شده که به معناى ستايش کردن است.

بنابراين معنى واژه جشن، ستايش و پرستش است.در جشن هاى ايران باستان هميشه شادى و تفريح، با ستايش اهورا مزدا و آفرين و

نيايش همراه بود. به اين معنى که پيش از آغاز برنامه اصلى جشن، با حضور شرکت کنندگان سرودهايى از اوستا و دعاى آفرينامه خوانده مى شده،

سپس برنامه اصلى جشن آغاز مى گرديده. جشن هاى ايران باستان به سه دسته تقسيم مى شوند:

جشن هاى ساليانه يا گهنبارها، جشن هاى ماهيانه و جشن هاى متفرقه.

جشن ها يادگارهاى درخشان پدران بيدار دل ما هستند که متاسفانه در طول تاريخ بسيارى از آنها به علت جبر زمان و تعصبات بسيار، از بين رفته و

هم اکنون از آنها نمونه هايى بسيار اندک در جامعه ايرانى به چشم مى خورند. ولى اين نمونه اندک، نشانه هايى بس بزرگ هستند از انديشه بلند

و طبع ظريف ايرانى، طبعى که خداوند به اين قوم ارزانى داشته است.

هدف از برگزارى جشن ها در ايران باستان ستايش پروردگار، گردهمايى مردم، سرور و شادمانى، داد و دهش و بخشش به

بينوايان و زيردستان بوده است.

• آب مقدس

روز دهم آبان در تقويم زرتشتى به نام «آبان» است و اکنون در گاهشمارى جديد اين روز، ۶ روز به عقب آمده و ۴ آبان شده است.

دليل اين تفاوت اين است که در گاهشمارى قديم، همه ماه هاى سال ۳۰ روز بودند و حالا که شش ماه نخست سال ۳۱ روزه است،

اين روزها تغيير مى کنند.

هرودوت مى گويد: «ايرانيان در آب ادرار نمى کنند، آب دهان نمى اندازند و در آب روان دست نمى شويند.»

استرابون مى گويد: «ايرانيان در آب جارى خود را شست وشو نمى دهند، زمانى که ايرانيان به درياچه يا رود يا چشمه اى مى رسند،

گودال هاى بزرگ کنده و قربانى در کنار آن مى کشند و سخت پرواى آن دارند که هرگز خون به آب نياميزد،

چون اين کار سبب آلودگى آب خواهد شد.»

و در جايى ديگر مى گويد: «در آن (آب) لاشه و مردار نمى اندازند و عموماً آنچه ناپاکى است در آن نمى ريزند.» کريستين سن نيز

مى گويد: «ايرانيان احترام آب را بيش از هر چيز واجب مى شمرند.»

در جشن آبانگان، پارسيان به ويژه زنان در کنار رود، دريا و يا چشمه، فرشته آب را نيايش مى کنند. آبى را که اوصاف سه گانه اش

(رنگ، بو و مزه) تغيير مى يافت، براى آشاميدن و شست وشو به کار نمى بردند.

بيرونى در آثار الباقيه در مورد جشن آبانگان چنين مى نويسد: «آبان روز، روز دهم آبان است و آن عيدى است که به واسطه توافق دو اسم،

آبانگان مى گويند. در اين روز «زو» پسر تهماسب از سلسله پيشداديان به پادشاهى رسيد و مردم را به کندن نهرها و تعمير آنها امر کرد و در

اين روز به کشورهاى هفتگانه خبر رسيد که فريدون، بيوراسب (ضحاک) را اسير کرد و خود به پادشاهى رسيده و به مردم دستور داده است

که خانه و زندگى خود را مالک شوند.»

همچنين درباره پيدايش جشن آبانگان روايت است که در پى جنگ هاى طولانى بين ايران و توران، افراسياب تورانى دستور داد تا کاريزها و نهرها

را ويران کنند. پس از پايان جنگ پسر تهماسب که «زو» نام داشت دستور داد تا کاريزها و نهرها را لايروبى کنند و پس از لايروبى، آب در کاريزها روان

گرديد. ايرانيان آمدن آب را جشن گرفتند. در روايت ديگرى آمده است که پس از هشت سال خشکسالى، در ماه آبان باران آغاز به باريدن کرد و

از آن زمان جشن آبانگان پديد آمد.

زرتشتيان در اين روز همانند ساير جشن ها به آدريان ها مى روند و پس از آن به کنار جوى ها و نهرها مى روند و با خواندن اوستاى آبزور

(بخشى از اوستا) که توسط موبد خوانده مى شود، اهورا مزدا را ستايش کرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را مى نمايند و پس

از آن به شادى مى پردازند.

جالب این¬جاست كه مى¬گویند اگر در این روز باران ببارد، آبانگان به مردان تعلق گرفته و مردان تن و جان خویش را به آب مى¬سپارند

و اگر بارانى نبارد، آبانگان زنان است و زنان آب تنى مى-كنند.


در اوستا «آبان» فرشته اى است که به عنوان فرزند آب ها معرفى شده است. اين اوست که آب ها را پخش مى کند (يشت ،۸ بند ۳۴) او

نيرومند و بلند قامت است و داراى اسب تندرو. او مانند هرمزد مهر، لقب اهوره (= سرور) دارد و مانند امشاسپندان درخشان است.

در وداها نام او به صورت «اپام نپات» ظاهر مى شود که خداى آب ها است.

در فقره يک و دو، گرده ،۸ هفتمين يشت بزرگ مى گويد: «به سرچشمه آب درود مى فرستيم، به گذرهاى آب درود مى فرستيم،

به کوه هايى که از بالاى آنها آب جارى است درود مى فرستيم، به درياچه ها و استخرها درود مى فرستيم.»

در یسنا، هات ِ 38، بند ِ 3 چنین می خوانیم:


اینک آب ها را می ستاییم، آب های ِ فرو چکیده، گرد آمده و روان شده و خوب کُنش ِ اهورایی را . . ."

و چه ستایشی است دلپذیر، از این عنصر ِ زندگی بخش ِ حیات ِ زندگان و چه شاداب است، نسیمی طراوت افزا، بر خاسته از

آب ِ چشمه سارها، جویبارها، دریاها و . . .


در يسنا ۶۵ فقره ،۱۰ اهورا مزدا به پيامبرش مى گويد: «نخست به آب روى آور و حاجت خويش را از آن بخواه.» احترام به آب امروز نيز در کشور

کم آب ما مشهود است. در ميان مردم مايع روشنى است و اگر ناخواسته آبى به روى کسى پاشيده شود، مى گويند آب روشنايى است

يا اين که پشت سر مسافر آب مى پاشند تا سفرش بى خطر انجام گيرد و زود بازگردد و اين اعتقاد که آب ناخواسته و يا نطلبيده، مراد است

همه نشان از احترام و ارزشى است که مردم ايران نسبت به اين مايع حيات بخش قائل هستند.

«اهورَه مزدا به سپیتمان زرتشت گفت:

ای سپیتمان زرتشت!

اَرِدوی سورَ اَناهیتا را -- که در همه جا [دامان] گسترده، درمان بخش، دیوستیز و اهورایی کیش است -- به خواست ِ من بستای!

اوست که در جهان ِ اَستومَند، برازنده ی ِ ستایش و سزاوار ِ نیایش است.

اوست اَشَوَنی که جان افزاید و گله و رمه و دارایی و کشور را افزونی بخشد.

[اوست] اَشَوَنی که فزاینده ی گیتی است.

اوست که تخمه ی همه ی مردان را پاک کند و زهدان ِ همه ی زنان را برای زایش، از [آلایش] بپالاید.

اوست که زایمان ِ همه ی ِ زنان را آسانی بخشد و زنان ِ باردار را به هنگامی که بایسته است، شیر در پستان آورد.»

[/size]

_________________
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از maralaryaee تشکر کرده اند arya
محل سكونت: تهران

maralaryaee
هموند کوشا

وضعيت: آفلاين
8 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 61
امتياز: 149
تشکر کرده: 21
تشکر شده 94 بار در 51 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389 00:43:09    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

• آناهيتا

ناهيد، اناهيد (اردويسور اناهيتا) ايزدبانوى با شخصيتى بسيار برجسته است که قدمت ستايش او به قبل از زرتشت مى رسد.

«اردوى» به معناى رطوبت که در دو بخش «آن» که حرف نفى است و «هيت» به معناى آلوده و ناپاک، به مفهوم آب هاى پاک و نيرومند

معرفى مى شود. اين ايزدبانو در کتيبه اردشير دوم هخامنشى و در بسيارى از سنت ها، به صورت خلاصه شده «آناهيتا» در مى آيد و در

اواخر دوره هخامنشى در کتيبه هاى پادشاهان اردشير دوم و سوم در کنار هرمزد و مهر، ذکر مى شود. بنابراين پدر و مادر آب ها مى شود

و از اپم پنات پيشى مى گيرد.


اناهيتا در آبان شيت اوستا، زنى است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زيبا چهره با بازوانى سپيد و اندامى برازنده، کمربند تنگ به ميان بسته،

به جواهر آراسته با طوقى زرين برگردن و گوشواره چهارگوش در گوش، کفش هايى درخشان به پا، با بالا پوشى زرين و پرچين. اين ايزدبانو با صفات

نيرومندى، زيبايى و خردمندى به صورت الهه عشق و بارورى در مى آيد، زيرا چشمه حيات از وجود او مى جوشد و بدين گونه «مادر خدا» نيز

مى شود و همتاى ايرانى آفروديت (الهه عشق و زيبايى در يونان) و ايشتر (الهه بابلى) به شمار مى آيد. اناهيتا گردونه اى دارد با ۴ اسب سفيد.

اسب هاى گردونه او ايزد ابر، باران، برف و تگرگ هستند. او در بلندترين طبقه آسمان جاى گزيده است. او نطفه مردان را پاک مى کند و زهدان

زنان را براى زايش آماده مى کند. او خداى محبوبى بود که بسيارى را به خود جلب کرد و امروز هم در هندوستان پيروانى دارد.

آناهيتا، آناهيد، ناهيد، نام هاي زيبايي كه هنوز بسياري از دختران ايراني را با آنها مي نامند، يادآور بزرگ ترين ايزد‌بانوي اساطير ايران،

«اَردوي سوره اَناهيتا Ardavi – Sura Anāhita» است كه نام آن با آب و آباداني عجين شده است.

در بند سوم يشت پنج در توصيف صفات رودخانه اي اين ايزد‌بانو آمده است: «بدان هنگام كه اردوي سوره اناهيتا _ آن دارنده هزار چشمه و هزار رود _

هر يك به درازاي چهل روز راه مردي چابك سوار _ به سوي درياي فراخكرت روان شود، سراسر كرانه هاي آن دريا به جوش در افتد و ميانه آن برآيد.

اوست كه در بزرگي هم چند همه آب هاي روي زمين است و به نيرومندي روان شود.» بامدادان تا غروب، هنگام شايسته نيايش و نثار به درگاه

آناهيتا از زمان هاي بسيار كهن قايل به وجود گونه اي پيوند آسماني و ايزدي ميان آب از يك سو و خرد يا عقل از سوي ديگر بودند. از اين رو،

مرسوم بود روحانيون و شاگردان آنان به درگاه اردوي سوره دعا كنند تا از خرد و دانش بهره مند شوند. مناسب ترين و بهترين وقت براي انجام دادن

مراسم مذهبي نيز بامدادان بود.

در بندهاي 91 و 95 يشت پنجم از زبان اين ايزدبانو آمده است كه از هنگام برآمدن خورشيد تا به گاه فرو رفتن خورشيد هنگام نيايش و نثار زوهر

(نوعي فديه ديني) به درگاه اوست و پس از آن، شايسته ستايش ديوان خواهد بود. اين ايزد‌بانوي پاكي و بي آلايشي كه از هر گونه بدي، نقصان

و بيماري به دور بود،

در بندهاي 92 و 93 همين يشت قدغن مي كند كه ديوانگان و بدخلقان و دروغ گويان و بزدلان و حسودان و نيز جذاميان و نابينايان و ناشنوايان و

ديگر معلولان از آنچه نذر او مي شود، مصرف كنند. آناهيتا؛نگهدار نطفه پسران موعود زردشت او ياور «سپندارمد»، امشاسپند موكل بر زمين

و نيز نگهدار نطفه زردشت در درياچه «كيانسه» است‌، نطفه اي كه بعدها نجات بخشان دين زردشتي و پسران موعود زردشت، اوشيدر، اوشيدر ماه و

سوشيانس، از آن به وجود خواهند آمد. از تمام اين صفات و نقش ها چنين بر مي آيد كه اناهيد خداي محبوبي بوده و هميشه علاقه و احترام عميق

پيروان بسياري را به خود جلب كرده است.

تنديس هاي باروري را كه به الهه مادر موسوم اند و نمونه هايي از آن از تپه سراب كرمانشاه (با قدمتي در حدود نه هزار سال قبل از ميلاد) و در كاوش

هاي ناحيه شوش به دست آمده است، تجسمي از اين ايزدبانو مي دانند. آيين هاي مربوط به اين ايزد‌بانو با پاكي و طهارت آميخته بوده است. براي اين

ايزد‌بانو معابدي بر پا مي شده است و در آنها دوشيزگاني خدمت مي كرده اند كه تعهد پاكدامني داشته اند. از ميان اين معابد، معابد همدان و شوش و

كنگاور از همه مجلل تر بوده است.

معابد اناهيتا معمولا در كنار رودي برپا مي شده و احتمال مي رود كه قلعه ها و زيارتگاه هايي كه با اسامي دختر و بي بي امروزه مشهور است و

معمولا در كنار آنها آبي جاري است، بقاياي معابد اناهيتا باشند. برخي حتي سفره هاي نذري با نام بي بي (همچون بي بي سه شنبه) را

بازمانده آيين هاي مربوط به اناهيتا مي دانند

قدر و اهميت ايزدبانوي اساطيري ايران در تاريخ و اساطير و اديان ايراني اناهيتا بايد در آغاز سلسله ساساني كه اجدادشان در استخر به معبد او

وابسته بودند، نقش مهمي بازي كرده باشد. اردشير بابكان سرسلسله ساساني خود، نگهبان معبد اناهيتاي استخر (در نزديكي تخت جمشيد) بوده

است. از دوره اشكانيان نيز سكه هايي با نقش اين ايزد‌بانو به جا مانده است. پرستش اناهيتا در شاهنشاهي هخامنشي هم بسيار مهم بوده است.

كِلِمِنس اسكندريه اي در كتاب تاريخ خود مي گويد كه اردشير دوم مجسمه هاي اناهيتا را در سراسر كشور برپا كرده بود. همچنين از اين دوره سنگ

هايي قيمتي با نقش ايزد‌بانويي تاج بر سر يا زني ايستاده به جا مانده كه آن را اناهيتا تشخيص داده اند. در تاريخ اساطيري نيز قهرمانان بزرگ

اساطيري همچون هوشنگ، جمشيد، فريدون، كيخسرو و گرشاسب به درگاه اين ايزدبانو دعا كرده و او را به ياري طلبيده اند.

در قدر و اهميت اين ايزدبانو همان بس كه ايرانيان قديم و زردشتيان احترام ويژه اي براي آب قايل بودند و هر گونه ناپاكي را از آب ها به دور مي داشتند.

آنان هيچگاه در آب جاري شست و شو نمي كردند و چنان در پاك نگهداشتن آب ها مي كوشيدند كه به گفته پژوهشگران، در دوره هايي كه در اغلب

كشورهاي جهان بيماري هاي واگير قربانيان زيادي گرفت، در سرزمين ايران هيچگاه هيچ گونه بيماري همه گيري شايع نشد.

• قسمت هايى از اردويسور نيايش يا آبزور

درود و ستايش و توانايى و زور و آفرين باد به اهورا مزداى فروغمند با شکوه و به امشاسپندان، به آب هاى خوب مزدا داده، به آب اردويسور

اناهيتاى پاک، به همه آب هاى مزدا داده، به همه گياهان مزدا داده، به همه ستودگان مادى و مينوى و به فروهرهاى پاکان و راستان که پيروز

و پرتوان هستند.

مى ستايم آب اردويسور اناهيتا را که در همه جا گسترده است و تندرستى بخش است و بدانديشان را دشمن است و اهورايى کيش است و در

خور ستايش و نيايش در جهان مادى. آن پاکى که جان افزاست، پاکى که فزاينده گله و رمه است، پاکى که گيتى افزاست، پاکى که خواسته افزاست.

اردويسور اناهيتا که داراى هزارها درياچه و هزارها نهر است که هر يک از اين درياچه و نهرها به اندازه چهل روز راه هست براى کسى که با

اسب راهوارى براند.


آب ما، از آن بدانديش نيست، از آن بدگو نيست، از آن بدکردار نيست، از آن بدبين نيست، از آن کسى که دوست را بيازارد نيست، از آن کسى که

همراهان را بيازارد نيست، از آن کسى که کارکن را بيازارد نيست، از آن کسى که خويشان را بيازارد نيست.

اى آب ستوده، به من بزرگ ترين دارش ها (نعمت ها)، تن درست و اندام درست ارزانى دار. اى آب ستوده، به من خواسته فراوان ببخش، گله و رمه

گوناگون و فرزندان دلير همان گونه که پيش از من به کسانى که از تو خواستند، بخشيدى.

گل ِ نیلوفر ِ آبی، ویژه ی این ایزدبانوست

_________________
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از maralaryaee تشکر کرده اند arya
محل سكونت: تهران

maralaryaee
هموند کوشا

وضعيت: آفلاين
8 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 61
امتياز: 149
تشکر کرده: 21
تشکر شده 94 بار در 51 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389 00:45:04    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

سروده ای از دکتر احمد پناهنده:

آه

ای پرندگان!

فرود آیید! در کنار ِ چشمه سارها

پرهایتان را، در آب برکه ها، بشویید

آب را، در جان خود فرو دهید

بتکانید! اندام ِ خیسابتان را در آفتاب

میهمان کنید! منقار بوسه ای یکدیگر را

پر پرواز بگشایید! بر شاخسارها

بَسَرورید در آشیانه و لانه ها


ای پرندگان!

سالها ست که از آب ِ آبان ماه، نصیبی نبردم

برکه های ِ پر آب ِ لنگرود ِ جانم را، چشمان ندیدم

رودخانه ی شهرم را، سلام نکردم

دریای ِ همیشه زیبای ِ چمخاله را، تن ِ خود، خیس نکردم

آبشار ِ لیلا کو را، طراوت نچیدم

جویبار ِ همیشه بیدار ِ دره ها را، آواز نشینیدم

باران ِ جوان ِ گیلان ِ جان را، موها نشُستم

مرداب ِ شاداب ِ دیار را، قایقی پارو نزدم

نهرهای ِ خروشان ِ زادگاهم را، انتظارها کشیدم

شبنم ِ گلبرگ ِ گلهای ِ صحبگاهان ِ باغمان را، مشتاقانه منتظر ماندم

مه ِ سحرگه هان فرود آمده بر سقف ِ دیارم را، چه دل تنگ گشتم

گریه ی دوری ِ پاره های تن ِ لنگرود ِ جانم را، جگرسوز آه کشیدم

رطوبت ِ دل آزار ِ گیلان ِ جانان را، هی به بویی منتظرم

سیلاب ِ سرکش ِ سرازیر از کوه ِ لیلا را، سالهاست از تماشا محرومم

اشک ِ شادی ِ شادابم، در دریاچه چشمانم خشک شده است

اما هنوز عاشقم

عاشق ِ آن روزهای ِ جوانم

و می دانم

روزی پر ِ پرواز، در می آرم

و در آبهای ِ زلال ِ دیارم

عشق می کارم

_________________
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از maralaryaee تشکر کرده اند arya
محل سكونت: تهران

maralaryaee
هموند کوشا

وضعيت: آفلاين
8 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 61
امتياز: 149
تشکر کرده: 21
تشکر شده 94 بار در 51 پست

محل سكونت: تهران

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389 01:05:15    موضوع مطلب: آناهید پاسخ همراه با اعلان

آناهید

به یاد بود آبانگان 1382 ( مرز مزدایی – استاد عطایی)


آناهید، بغ(1) بانوی پاک کیش

بگسترده از مهر، دامان خویش

زباران و دریا و آبِ روان

بپالاید آلودگی از جهان

چو درختی برومند و والانژاد

فره مند و درمانگر و شاد و راد

به دستش بود برسم (2) و برمیان

درخشان یکی جامه چون پرنیان

یکی تاج دارد به سر هشت گوش

ببرده از اهریمنان تاب و توش

به افسر سراسر ستاره رده

به موزه (3) همی بندِ زرین زده

سرایش سترگ و ستونش هزار

به تخت زر آرام سیمین عذار(4)

کند پاک زهدان و شیرزنان

همان تخمه ی نیک ناموران

چهار اسب گردونه اش را کشتند

تو گویی که ابری پر از آتشند

زباد و باران، ز برف و تگرگ

گریزان شود دیو خشکی و مرگ

زافراز استارگان با شتاب

بیفشاند افروغ هنگام خواب

زمین اهور آفرین را نگاه

بدارد زدیو سیه، همچون ماه

نیوشد(5) ز مردم نیاز و نماز

پذیرنده ی زور(6) شان، شاه ناز

گشاینده ی گیتی، فزاینده ی جان

ببخشاید از خرمی، خان و مان

___________________________________________________________
1) بغ: بزرگ ، ایزد

2) برسم : شاخه ی گیاه

3) کفش، پاپوش

4) عذار: رخسار

5) نیوشد: گوش دهد

6) زور: پیشکش خوراکی
[/size]

_________________
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از maralaryaee تشکر کرده اند arya
محل سكونت: ایران زمین

Ariyadokht
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
19 بهمن ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 401
امتياز: 1005
تشکر کرده: 522
تشکر شده 292 بار در 187 پست

محل سكونت: ایران زمین

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 3 آبان ماه ، 1389 14:49:46    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

****جشن آبانگان فرخنده باد****
_________________
همه دنیا تن است و ایران دل
نیست گوینده زین کلام خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از Ariyadokht تشکر کرده اند arya


parisa-s
سر دبیر کارگروه ها
سر دبیر کارگروه ها

وضعيت: آفلاين
12 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 404
امتياز: 1173
تشکر کرده: 449
تشکر شده 439 بار در 238 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 3 آبان ماه ، 1389 20:41:33    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

من هم جشن آبانگان را به دوستان گرامي شادباش ميگويم ...

Smile

_________________
ايران من
با آن همه ستم هايي كه در خاكت نفوذ كرده
و تو را با بي رحمي خفه ميكند
من نفسم را به تو هديه مي دهم
تا تو زنده و پايدار بماني تا ابد....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
کاربرانی که برای این ارسال از parisa-s تشکر کرده اند arya
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> جشن ها

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir