| نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيغام |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 1 مهر ماه ، 1389 10:54:39 موضوع مطلب: |
|
|
فریدون و جمشید -نوروز و مهرگان
فریدون در "آثار الباقیه چنان که در درجه ی نخست از درون مایه یی که در پیوند با مهرگان برمیآید , به چهر جنگجوی چیره بر اژدها پدیدار میشود.جشن مهرگان مراسم گرامی داشت چیرگی ضحاک و جنبه های گوناگون پیروزیش , چون آزاد کردن ِ گاوهای دربند و کین خواهیِ کشته شدن گاو به دست اوست . داستان دیگریکه به اسطوره ی فریدون پیوند دارد , درباره ی دو آشپزی است که نیمی از کسانی را که بنا بود مغز سرشان به خورد مارهای دوش ضحاک برود , نجات دادند . گفته میشود که این داستان برای روشن ساختن رسم افروختن آتش در شب سده آورده شده است .
و وِردی که مردم روز اسفندارمذ یا مادر زمین -برای دور کردن کژدم به کار میبرند, از فریدون و جمشید , یاری میطلبند و آنان را به کمک میخوانند . جشن کاکیل که در شانزدهم دی ماه برگزار میشود , با نام هر دوی آنها پیوند دارد .گاو شگفتی را نیز که طی این جشن مورد ستایش است شاید دایه ی جانوری فریدون یعنی پرمایه دانست یا گاو نخست آفریده ی کیومرث.
اما سخن اساسی آن که , اگر چه دلاوری جمشید و فریدون در سراسر سال گرامی داشته میشود , مهمتر آنکه این دو پهلوان بر بزرگترین جشن های فصلی ایرانیان یعنی نوروز و مهرگان سروری دارند که ویژه ی دو قطب روبروی گردش سال است .
نوروز آغاز گردش سال است , در حالیکه که مهرگان افول آن را مشخص میکند . هر دو جشن در دو اعتدال (چرخش) یا به گفته ی بیرونی روزگاری در دو انقلاب برگزار میشدند . در هر حال هر یک از آن دو , سال را به دو نیمه میکنند . در دستگاه تقویم بیرونی جمشید بر نیمه ی فرارونده ی سال یعنی بهار -تابستان و فریدون بر نیمه ی فروگیرنده یعنی پاییز - زمستان (رویه ی 110) _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya |
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 1 مهر ماه ، 1389 13:23:28 موضوع مطلب: |
|
|
دومزیل در جای دیگر , داستان ضحاک و گمراهی او را به وسیله ی ابلیس , همچنین دو آشپز او, ارمائیل و گرمائیل که وی آنها را نمایندگان خرداد-مردادمیداند , چنین ارزیابی میکند که رهانیدن قربانیان , دیگرگون شدن شکل درون مایه ی داستان بر اساس سلیقه های محلی - و احتمالا کردی - است که مغز انسان را به عنوان غذای میرایی مطرح کرده .
شبکه ی کارناوالی که در اصل بایستی به پیش از نوروز یعنی جشن مهرگان در پیوند باشد , شامل ستایش جمشید و فروافتادن او را , دومزیل از ویژگی های نوعی "شاه کارناوال" تلقی میکند .غول هایی که از جمشید و رابطه ی خواهران او با دیوها زاده میشوند , نیز از دیدگاه دومزیل نمونه های نوعی , اشخاص کارناوالی هستند که در مراسم صورتک دار نوروز پدیدار می شوند (رویه ی 113) |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند seyghaly, arya |
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 1 مهر ماه ، 1389 16:39:05 موضوع مطلب: نمادشناسی جمشید و ضحاک و فریدون |
|
|
نمادشناسی جمشید و ضحاک و فریدون در گاه شماری ایرانی
روشنگری دیگری که مورد پذیرش ویدگرن قرار گرفته , آن است که سناریوی اصلی سال نو هند و -ایرانی در دو ردیف رویدادهای هماهنگ و موازی پیش میرود که او آن ها را جدا(غیر) شخصی و شخصی میخواند . در ردیف(رج) نخست قهرمانان داستان , خدا- جنگجو چون "ایندر" است که در ایران" میترا "جای او را گرفته . ماجرا از خشکسالی طولانی آغاز میشود و به جنگ و ستیز برای گرفتن دژی کیهانی میکشد که سرانجام با رها شدن آب ها یا ابرهای باران زا پایان می یابد که از آغاز چشم براه آن بودیم . رویدادهای وابسته به ردیف(رج) , دو دیگر , از جمله اژدها کشی , آزاد کردن زنان در بند و انجام زناشویی با آنها به وسیله ی یک پهلوان - انسان است که در ایران "فریدون" این کار را آنجام میدهد .نویسنده ی این دیدگاه , بر یکسانی کارکرد اساطیر هند و-ایرانی پیرامون ابرهای باران زا و زنان آزاد شده , همچنین شیر- گاوها پای فشاری و ابرام میورزد و باریدن باران را برابر آمیزش جنسی می شمرد.( این بخش را در آینده از دیدگاه نماد شناسی باز خواهم کرد-مهر زمین)
"اسکلدنکوا" در پژوهش خود پیرامون شاهنامه از زاویه ی دیگر به این مسئله نزدیک میشود : او نشان میدهد که اسطوره ی حماسی در اصل بر پایه ی یک طرح تقویمی استوار است. بدین ترتیب رفت و آمدهای پشت سر هم شخصیت های نیک و بد را در داستان , ردپای تقسیم نخستین سال به دو بخش متضاد تلقی میکند . تابستان با "جمشید" در پیوند است و زمستان با "ضحاک" , یا همتایانی که خویشکاری و کارکردی همانند آنان دارند . بخش بندی نوین تر سال به چهار فصل بنا بر دیدگاه "اسکلدنکوا" , در توالی منظم چهار گونه شخصیت گونه گون که نماینده ی آنها هستند , بازتاب یافته است مانند کیومرث , هوشنگ , و تهمورث که در آن عناصر آغازین این ردیف ها همیشه به تابستان وابسته اند و ماجراهای پهلوانان و چهره های بارز با مرحله های ویژه ی سال تطبیق میکنند (رویه ی 114) |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya |
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 1 مهر ماه ، 1389 16:49:11 موضوع مطلب: |
|
|
دوستان درود بر همگی
شوربختانه ترجمان این کتاب دهشتناک است چطور هر کسی به خود اجازه میدهد که چنین کتاب با ارزشی را این چنین بیارزش و گنگ کند
اما خوشبختانه میبینم که نسل نوین مترجمان در ترجمه های خود بسیار اخلاقی و با وجدان رفتار میکنند و هر اراجیفی را به خاطر پول به هم نمیبافند
از این که نثر این ترجمان این همه درهم بر هم است از شما پوزش میخواهم _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya |
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 1 مهر ماه ، 1389 17:18:11 موضوع مطلب: |
|
|
درود بر همگی
در اینجا میخواهم یک روشنگری کنم
آنا در این بخش میگوید آن کارناوال شادی که در بهار اجرا میشود در حقیقت ادامه ی داستان ضحاک است که با برچیدن او در آغاز بهار در پیوند است و میگوید ریشه ی کارناوال شادی در دنیا از همین داستان ایرانی یعنی فریدون و ضحاک است و در حقیقت ادامه ی جشن مهرگان است که نقطه ی شروع داستان است و در بهار پایان می یابد (چه کنم که کتاب خیلی در هم و بر هم است باید خودم این کتاب را ترجمان میکردم )
فریدون و جمشید - مهرگان -و در پایان کارناوال شادی در آغاز نوروز
رویه ی 250
چنانکه دیده میشود جشن های ایرانی شاه سال نو طرحی عمومی کارناوال گونه ی جشن ها را در دیگر فرهنگ های جهان تایید میکند . این مراسم به یک دوره ی انتقالی زمستان به بهار , بین پایان سال کهنه و آغاز سال نو میافتد . این موضوع بعضی اجزاء و عناصر آیین سال نو در ولایات شرقی را محفوظ نگاه داشته است که بنابر آن نیروی سحر آمیز شاه با جایگزینی موقت یک پادشاه نمادین نیرو میگیرد . این جانشین که فرمانروایی کوتاه مدت او , تباهی نیروی فرسوده و تباهی فرمانروایی کوتاه مدت او , تباهی نیروی فرسوده و نابودی فرمانروایی و نابسامانی امور جهان را به نمایش در میآورد , سپس ناچار به فرار , و در گذشته به واقع کشته میشد و به این روش هماهنگی و تعادل دوباره برقرر میگردید. فرمانروایی شاه بدکار با چنین رویدادهای کارناوالی همراه میشد و به صورت جشنی عمومی با بازی و مسابقه های سنتی شادمانه در میآمد , همچنین با جنگ های آیینی که کسی جلوی رفتار خشن را در آن نمی گرفت و نقش های انحرافی شمرده میشد
پیوند گروه ها از راه یکنواختی سن و جنس و اصناف حرفه ای , این رسم را به آیین های گشایش و آغاز کار نزدیک میکرد که در گذشته به وسیله ی برادر خوانده گان جنگجو {عیار} و تا دوره های اخیر آن را صوفیان و گروه های پیشه وران اجرا میکنند . این آیین میتواند بر اثر بعضی آرمان های اجتماعی و سیاسی دگرگونه شود , برای نمونه به گونه ی انتقاد از سازمان های حکومتی , دیدن رویا های فرمانروایی آرمانی , استقلال سیاسی برای اقلیت های و غرامت گرفتن از ستم هر روزه بر زنان درآید (رویه ی 250)
آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ پنجشنبه، 1 مهر ماه ، 1389 20:00:43; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya |
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 1 مهر ماه ، 1389 18:56:27 موضوع مطلب: |
|
|
نگارش : پرویز رجبی
مهرگان
با اینکه در سنجش با تیرگان و دیگر جشن های باستانی برای پرداختن به مهرگان و ریشه های پیدایش این جشن از گزارش های بیشتری برخورداریم , شوربختانه کم مهری هایی به مهرگان روا داشته شده است و هنوز گفتنی ها و گفته های پراکنده ی باستانی و باستان پردازان -بدون شاخ و برگهای یکنواخت -یکجا گرد نیامده است . افزون بر میترا و مهر پرستی که بر خلاف دیگر آیین های ایرانی , روزگاری بسیار دراز , بیرون از مرزهای ایران پهنه ی بزرگی از جهان را در پوشیده است و سده های زیادی , به صورت یکی از فرهنگ های غالب دینی , مردم بیشماری را با خود مشغول داشته است , در ایران کمتر کار شده است تا بیرون از ایران .با این حال ما در برسی خود پیرامون مهرگان و مهر نیاز زیادی به بررسی های استادان بزرگ و پیشگامانی چون پورداوود داشتیم , که نامش گرامی باد و مزدش با ایرانیان !هدف ما از این نوشته گردآوری کوشش های این پیشگامان و اگر شد ادای دین از این راه به آنان , همین و بس ! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 1 مهر ماه ، 1389 20:07:58 موضوع مطلب: |
|
|
دوستان گرامی درود بر شما
بسیاری از دیدگاه های جناب رجبی مورد پذیرش من نیست . چون داده های امروزی بسیاری از این دیدگاه ها را رد میکند ایشان در کار پژوهش خود از ترجمه های پورداوود بهره گرفته و سپس بدون سند و مدرک خودشان هر چیزی تفسیر کردند
اما برخی از دیدگا های ایشان خیلی درست و خردمندانه است و من هم انها را در اینجا میآورم |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya |
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 2 مهر ماه ، 1389 19:22:02 موضوع مطلب: |
|
|
چگونگی برگزاری کنونی جشن مهرگان
امروزه هم میهنانمان چند روز مانده به پاییز با خانه تکانی به پیشباز پاییز و مهرگان میروند، در روز مهر از ماه مهر جلوی در خانهها را آب پاشی و جارو کرده و پس از آن با رفتن به نیایشگاهها و گردهم آمدن با تهیهی خوراکهای سنتی از یکدیگر پذیرایی میکنند و با سخنرانی، خواندن سرود و شعر و دکلمه جشن مهرگان را با شادی برپا میکنند.
در برخی روستاهای کشور، جشن مهرگان همراه با اجرای موسیقی سنتی همراه است بدین گونه که در روز پنجم پس از مهرگان، گروهی از اهالی روستا که بیشتر آنان را جوانان تشکیل میدهند در تالار مرکزی یا نیایشگاه مرکزی روستا یا سرچشمه و قنات، گرد هم میآیند و «گروه ساز» را تشکیل میدهند، هنرمندان روستایی نیز با سُرنا و دف گروه را همراهی میکنند، آنها با هم حرکت کرده و از یک سوی ِروستا و از نخستین خانه مراسم بازدید از اهالی روستا را آغاز میکنند و با شادی وارد خانهها میشوند؛ کدبانوی هر خانه مانند همهی جشنهای ایرانی نخست آینه وگلاب میآورد و اندکی گلاب در دست افراد ریخته و آینه را در برابر چهرهی آنها نگه میدارد و سپس «لــُرَک» را که فراهم نموده میان همهی گروه پخش میکند، این آجیل مخصوص، مخلوطی است از تخم کدو، آفتابگردان، و نخودچی کشمش که همراه با شربت و چای پذیرایی میشود.
آنگاه یکی از افراد گروه ِساز که صدایی رسا دارد نامهای کسانی را که پیش از این در این خانه سکونت داشته و درگذشتهاند باز میگوید و برای همهی آنها آمرزش و شادی روان آرزو میکند.
پس از آن بشقابی از لرک از این خانه دریافت میکنند و در دستمال بزرگی که بر کمر بستهاند میریزند و از خانه بیرون میآیند و به خانه پسین میروند. چنان که در خانهای بسته باشد برای لحظهای بیرون خانه میایستند و با بیان نامهای درگذشتگان آن خانه، بر روان و فروهر آنها درود میفرستند.
برخی از خانوادهها نیز پول و میوه برای استفاده در جشن مهرگان به گروه میدهند و برخی دیگر نیز نوعی نان مخصوص به نام «لورگ» درست میکنند و گوشتهای بریان شده که به قطعات کوچکی تقسیم شده است همراه با سبزی داخل آن قرار داده به گروه میدهند. پس از پایان مراسم در نیایشگاه، موبد یا کدخدا، آجیل، میوه و نان و گوشت و سبزی گردآوری شده را در میان شرکت کنندگان پخش میکند.
مردم تا آنجا که امکان دارد با لباسهای ارغوانی یا سرخ گرد هم آمده و به پایکوبی و شادی میپردازند و هر یک چند نبشتهی شادباش (کارت تبریک) برای هدیه به همراه دارند.
سفره مهرگان
خوان یا سفرهی مهرگانی نیز همچون سفرهی هفت سین نوروز و دیگر سفرههای جشنهای ایرانی، هفتچینی از میوهها و خوراکیهاست همراه با شاخههایی از درختان «سرو»، «مورد» و «گز» و شربتی از عصارهی «هوم»(هَئومَه) که با شیر رقیق شده و نان مخصوص «لورگ» که روی پارچهای ارغوانی گرد ِیک آتشدان چیده میشوند.
هفت میوه همچون سیب، انار، ترنج، سنجد، بی (به)، انگور سفید، انجیر، کُـنار، زالزالک، ازگیل، خرمالو و ...
آجیل ویژهای از هفت خشکبار از جمله مغز گردو، پسته، مغز فندق، بادام، تخمه، توت خشک، انجیر خشک، نخودچی و ...
آش هفت غله از گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن.
کاسهای پر از آب و گلاب و سکه و برگ آویشن همراه با گلهای بنفشه و نازبو (ریحان)، آیینه، سرمهدان، شیرینی و بویهای خوش همچون اسفند و عود و کُندر.
جش های ایران، هاشم رضی |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya |
|
 |

niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان

 وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
|
ارسال شده در: جمعه، 2 مهر ماه ، 1389 19:26:02 موضوع مطلب: |
|
|
سفره مهرگان
خوان یا سفرهی مهرگانی نیز همچون سفرهی هفت سین نوروز و دیگر سفرههای جشنهای ایرانی، هفتچینی از میوهها و خوراکیهاست همراه با شاخههایی از درختان «سرو»، «مورد» و «گز» و شربتی از عصارهی «هوم»(هَئومَه )که با شیر رقیق شده و نان مخصوص «لورگ» که روی پارچهای ارغوانی گرد ِیک آتشدان چیده میشوند.
هفت میوه همچون سیب، انار، ترنج، سنجد، بی (به)، انگور سفید، انجیر، کُـنار، زالزالک، ازگیل، خرمالو و ...
آجیل ویژهای از هفت خشکبار از جمله مغز گردو، پسته، مغز فندق، بادام، تخمه، توت خشک، انجیر خشک، نخودچی و ...
آش هفت غله از گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن.
کاسهای پر از آب و گلاب و سکه و برگ آویشن همراه با گلهای بنفشه و نازبو (ریحان)، آیینه، سرمهدان، شیرینی و بویهای خوش همچون اسفند و عود و کُندر.
نویسنده ی نوشتار : محمد حسن محمدی |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya |
|
 |
محل سكونت: تهران

maralaryaee
هموند کوشا
 وضعيت: آفلاين 8 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 61 امتياز: 149 تشکر کرده: 21 تشکر شده 94 بار در 51 پست
محل سكونت: تهران
|
ارسال شده در: سه شنبه، 6 مهر ماه ، 1389 00:14:47 موضوع مطلب: جشن مهرگان یادگار فریدون در طول ت |
|
|
از روزگارانی بس دور، هنگامی که مردمان، بامدادان دیده می گشایند، و نیز در شامگاه که خورشید، چشم فرو می بندد، پرتو ارغوانی،
آسمان را فرا می گیرد. ایرانیانِ بلند پندار، این پرتو را بسان پیوندگار روشنایی و تاریکی می پنداشتند و از این رو، بر آن، نام میترا نهادند
که به معنای میانجی می باشد و در فارسی کنونی، آن را مهر می خوانند. در گذر روزگار، پرتو پر فروغ میترا بسان ایزدی نمودار شد که
نگهبان پیمان و مهر بود و بیدادگران را در پیشگاه " داد " خویش، به کیفر می رسانید.
مهر پرستی کم کم شاخ و برگ بسیار گرفت و از ایران، سراسر جهان را درنوردید. آداب و رسوم این آیین بزرگ ایرانی، در همه ی
دین ها به ویژه مسیحیت، رخنه کرد و به چهره های گوناگون در آمد.
مهرپرستان برای ایزد خویش، جشن های با ابهتی برپا می کردند که از مهمترین آن ها جشن مهرگان می باشد.
با نگرش به داستان های ایران باستان ایران، فریدون نمایه ای از ایزد مهر است و مهرگان یادآور پیروزی فریدون بر ضحاک تازی می باشد
و در شاهنامه، چگونگی اسن جشن آورده شده است:
فریدون چو شد بر جهان کامکار
ندانست جز خویشتن، شهریار
به رسم کیان، تاج و تخت مهی
بیاراست با کاخ شاهنشهی
به روز خجسته، سر ماه مهر
به سر، بر نهاد، آن کیانی کلاه
زمانه، بی اندوه گشت از بدی
گرفتند هر یک، ره ایزدی
میِ روشن و چهره ی شاهِ نو
جهان گشت روشن، سرِ ماهِ نو
بفرمود تا آتش افروختند
همه عنبر و زعفران سوختند
کنون یادگار است ازو ماهِ مهر
به کوش و به رنج، ایچ منمای چهر
شاهان هخامنشی در کتیبه هایشان بارها از ایزد مهر یاد کرده اند و درفش درخشان مهر، همواره در پیشاپیش سپاهیان هخامنشی،
در گردونه ای ویژه، برده می شد.
هخامنشیان به ایزد مهر، ارج بسیار می نهادند و هنگام مهرماه در تخت حمشید، جشن مهرگان را با شکوهِ بسیار، برپا می کردند.
در این زمان، شاه هخامنشی که ردای ارغوانی به تن داشت، بار عام می داد و نمایندگانِ مردم دنیا را – از چین و هند و یونان و مصر- به
پیشگاه خویش می پذیرفت. هر نماینده، پیشکش و ارمغانِ ویژه ای به همراه داشت و پس از ادای احترام، و گفتنِ " شاد باش " و تبریک،
جای خود را به نماینده ای دیگر می داد.
نمایش ها و مسابقات گوناگون برپا می شد و گروه های بیشمار به شادی و باده نوشی و پایکوبی می پرداختند.
اشکانیان و ساسانیان نیز این چشن زیبا را پاسداری کردند. موسیقی دانانِ اسرانی، آهنگ های ویژه ای برای مهرگان می ساختند و
سرایندگان، تازه ترین سروده های خویش را می خواندند. در روز مهرگان، شاه ساسانی، جامه ای زربافت به تن می کرد و تاجی به شکل
خورشید بر سر می نهاد. سپس مراسم مهرگان به این گونه آغاز می شد که مردی به درون تالار می آمد و شاه از او می پرسید:
-تو کیستی و چه همراه داری؟
او پاسخ می داد:
-نامم خجسته است و پیکِ پیروزی می باشم
سپس در پیشگاه شاه، خوانچه ی مهرگان، گسترده می شد و نیایش ویژه ای برپا می گشت. آنگاه بزرگان و فرمانداران، ارمغان ها و
خراج های خویش را تقدیم می نمودند. مردم هر چه را که می توانستند و دوست داشتند پیشکش می کردند. هدایای ایشان در دفتر
ثبت می شد، تا اگرزمانی هدیه کننده، دچار تنگدستی و نیاز گردید، به خزانه دار مراجعه و تا چند برابر هدیه اش، دربافت کند.
پس از ساسانیان، ایرانیانِ میهن پرست، جشن مهرگان را همچنان زنده نگه داشتند و در آداب پارسی، یادگارهایی از خود به جای گذاشتند.
برای نمونه، منوچهری دامغانی، سروده است:
برخیز هان ای جاریه، می در فکن در باطیه
آراسته کن مجلسی، از بلخ تا ارمینیه
آمد خجسته مهرگان ، جشن بزرگ خسروان
نارنج و نار و ارغوان، آورد از هر ناحیه
و نیز:
شاد باشید که جشن مهرگان آمد
بانگ و آوای درای کاروان آمد
کاروان مهرگان از خزران آمد
یار از اقصای بلاد چینستان آمد
نه از این آمد، بالله نه از آن آمد
که ز فردوس برین، وز آسمان آمد
یاری نامه: نسک مرز مزدایی از استاد امید عطایی فرد _________________ هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش
آخرين ويرايش توسط maralaryaee در تاريخ سه شنبه، 6 مهر ماه ، 1389 00:28:15; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از maralaryaee تشکر کرده اند arya |
|
 |
محل سكونت: تهران

maralaryaee
هموند کوشا
 وضعيت: آفلاين 8 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 61 امتياز: 149 تشکر کرده: 21 تشکر شده 94 بار در 51 پست
محل سكونت: تهران
|
ارسال شده در: سه شنبه، 6 مهر ماه ، 1389 00:22:22 موضوع مطلب: جشن مهرگان یادگار فریدون در طول ت |
|
|
از روزگارانی بس دور، هنگامی که مردمان، بامدادان دیده می گشایند، و نیز در شامگاه که خورشید، چشم فرو می بندد، پرتو ارغوانی،
آسمان را فرا می گیرد. ایرانیانِ بلند پندار، این پرتو را بسان پیوندگار روشنایی و تاریکی می پنداشتند و از این رو، بر آن، نام میترا نهادند
که به معنای میانجی می باشد و در فارسی کنونی، آن را مهر می خوانند. در گذر روزگار، پرتو پر فروغ میترا بسان ایزدی نمودار شد که
نگهبان پیمان و مهر بود و بیدادگران را در پیشگاه " داد " خویش، به کیفر می رسانید.
مهر پرستی کم کم شاخ و برگ بسیار گرفت و از ایران، سراسر جهان را درنوردید. آداب و رسوم این آیین بزرگ ایرانی، در همه ی
دین ها به ویژه مسیحیت، رخنه کرد و به چهره های گوناگون در آمد.
مهرپرستان برای ایزد خویش، جشن های با ابهتی برپا می کردند که از مهمترین آن ها جشن مهرگان می باشد.
با نگرش به داستان های ایران باستان ایران، فریدون نمایه ای از ایزد مهر است و مهرگان یادآور پیروزی فریدون بر ضحاک تازی می باشد
و در شاهنامه، چگونگی اسن جشن آورده شده است:
فریدون چو شد بر جهان کامکار
ندانست جز خویشتن، شهریار
به رسم کیان، تاج و تخت مهی
بیاراست با کاخ شاهنشهی
به روز خجسته، سر ماه مهر
به سر، بر نهاد، آن کیانی کلاه
زمانه، بی اندوه گشت از بدی
گرفتند هر یک، ره ایزدی
میِ روشن و چهره ی شاهِ نو
جهان گشت روشن، سرِ ماهِ نو
بفرمود تا آتش افروختند
همه عنبر و زعفران سوختند
کنون یادگار است ازو ماهِ مهر
به کوش و به رنج، ایچ منمای چهر
شاهان هخامنشی در کتیبه هایشان بارها از ایزد مهر یاد کرده اند و درفش درخشان مهر، همواره در پیشاپیش سپاهیان هخامنشی،
در گردونه ای ویژه، برده می شد.
هخامنشیان به ایزد مهر، ارج بسیار می نهادند و هنگام مهرماه در تخت حمشید، جشن مهرگان را با شکوهِ بسیار، برپا می کردند.
در این زمان، شاه هخامنشی که ردای ارغوانی به تن داشت، بار عام می داد و نمایندگانِ مردم دنیا را – از چین و هند و یونان و مصر- به
پیشگاه خویش می پذیرفت. هر نماینده، پیشکش و ارمغانِ ویژه ای به همراه داشت و پس از ادای احترام، و گفتنِ " شاد باش " و تبریک،
جای خود را به نماینده ای دیگر می داد.
نمایش ها و مسابقات گوناگون برپا می شد و گروه های بیشمار به شادی و باده نوشی و پایکوبی می پرداختند.
اشکانیان و ساسانیان نیز این چشن زیبا را پاسداری کردند. موسیقی دانانِ اسرانی، آهنگ های ویژه ای برای مهرگان می ساختند و
سرایندگان، تازه ترین سروده های خویش را می خواندند. در روز مهرگان، شاه ساسانی، جامه ای زربافت به تن می کرد و تاجی به شکل
خورشید بر سر می نهاد. سپس مراسم مهرگان به این گونه آغاز می شد که مردی به درون تالار می آمد و شاه از او می پرسید:
-تو کیستی و چه همراه داری؟
او پاسخ می داد:
-نامم خجسته است و پیکِ پیروزی می باشم
سپس در پیشگاه شاه، خوانچه ی مهرگان، گسترده می شد و نیایش ویژه ای برپا می گشت. آنگاه بزرگان و فرمانداران، ارمغان ها و
خراج های خویش را تقدیم می نمودند. مردم هر چه را که می توانستند و دوست داشتند پیشکش می کردند. هدایای ایشان در دفتر
ثبت می شد، تا اگرزمانی هدیه کننده، دچار تنگدستی و نیاز گردید، به خزانه دار مراجعه و تا چند برابر هدیه اش، دربافت کند.
پس از ساسانیان، ایرانیانِ میهن پرست، جشن مهرگان را همچنان زنده نگه داشتند و در آداب پارسی، یادگارهایی از خود به جای گذاشتند.
برای نمونه، منوچهری دامغانی، سروده است:
برخیز هان ای جاریه، می در فکن در باطیه
آراسته کن مجلسی، از بلخ تا ارمینیه
آمد خجسته مهرگان ، جشن بزرگ خسروان
نارنج و نار و ارغوان، آورد از هر ناحیه
و نیز:
شاد باشید که جشن مهرگان آمد
بانگ و آوای درای کاروان آمد
کاروان مهرگان از خزران آمد
یار از اقصای بلاد چینستان آمد
نه از این آمد، بالله نه از آن آمد
که ز فردوس برین، وز آسمان آمد
یاری نامه: نسک مرز مزدایی از استاد امید عطایی فرد _________________ هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از maralaryaee تشکر کرده اند arya |
|
 |
محل سكونت: تهران

maralaryaee
هموند کوشا
 وضعيت: آفلاين 8 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 61 امتياز: 149 تشکر کرده: 21 تشکر شده 94 بار در 51 پست
محل سكونت: تهران
|
ارسال شده در: سه شنبه، 6 مهر ماه ، 1389 00:23:00 موضوع مطلب: جشن مهرگان یادگار فریدون در طول ت |
|
|
از روزگارانی بس دور، هنگامی که مردمان، بامدادان دیده می گشایند، و نیز در شامگاه که خورشید، چشم فرو می بندد، پرتو ارغوانی،
آسمان را فرا می گیرد. ایرانیانِ بلند پندار، این پرتو را بسان پیوندگار روشنایی و تاریکی می پنداشتند و از این رو، بر آن، نام میترا نهادند
که به معنای میانجی می باشد و در فارسی کنونی، آن را مهر می خوانند. در گذر روزگار، پرتو پر فروغ میترا بسان ایزدی نمودار شد که
نگهبان پیمان و مهر بود و بیدادگران را در پیشگاه " داد " خویش، به کیفر می رسانید.
مهر پرستی کم کم شاخ و برگ بسیار گرفت و از ایران، سراسر جهان را درنوردید. آداب و رسوم این آیین بزرگ ایرانی، در همه ی
دین ها به ویژه مسیحیت، رخنه کرد و به چهره های گوناگون در آمد.
مهرپرستان برای ایزد خویش، جشن های با ابهتی برپا می کردند که از مهمترین آن ها جشن مهرگان می باشد.
با نگرش به داستان های ایران باستان ایران، فریدون نمایه ای از ایزد مهر است و مهرگان یادآور پیروزی فریدون بر ضحاک تازی می باشد
و در شاهنامه، چگونگی اسن جشن آورده شده است:
فریدون چو شد بر جهان کامکار
ندانست جز خویشتن، شهریار
به رسم کیان، تاج و تخت مهی
بیاراست با کاخ شاهنشهی
به روز خجسته، سر ماه مهر
به سر، بر نهاد، آن کیانی کلاه
زمانه، بی اندوه گشت از بدی
گرفتند هر یک، ره ایزدی
میِ روشن و چهره ی شاهِ نو
جهان گشت روشن، سرِ ماهِ نو
بفرمود تا آتش افروختند
همه عنبر و زعفران سوختند
کنون یادگار است ازو ماهِ مهر
به کوش و به رنج، ایچ منمای چهر
شاهان هخامنشی در کتیبه هایشان بارها از ایزد مهر یاد کرده اند و درفش درخشان مهر، همواره در پیشاپیش سپاهیان هخامنشی،
در گردونه ای ویژه، برده می شد.
هخامنشیان به ایزد مهر، ارج بسیار می نهادند و هنگام مهرماه در تخت حمشید، جشن مهرگان را با شکوهِ بسیار، برپا می کردند.
در این زمان، شاه هخامنشی که ردای ارغوانی به تن داشت، بار عام می داد و نمایندگانِ مردم دنیا را – از چین و هند و یونان و مصر- به
پیشگاه خویش می پذیرفت. هر نماینده، پیشکش و ارمغانِ ویژه ای به همراه داشت و پس از ادای احترام، و گفتنِ " شاد باش " و تبریک،
جای خود را به نماینده ای دیگر می داد.
نمایش ها و مسابقات گوناگون برپا می شد و گروه های بیشمار به شادی و باده نوشی و پایکوبی می پرداختند.
اشکانیان و ساسانیان نیز این چشن زیبا را پاسداری کردند. موسیقی دانانِ اسرانی، آهنگ های ویژه ای برای مهرگان می ساختند و
سرایندگان، تازه ترین سروده های خویش را می خواندند. در روز مهرگان، شاه ساسانی، جامه ای زربافت به تن می کرد و تاجی به شکل
خورشید بر سر می نهاد. سپس مراسم مهرگان به این گونه آغاز می شد که مردی به درون تالار می آمد و شاه از او می پرسید:
-تو کیستی و چه همراه داری؟
او پاسخ می داد:
-نامم خجسته است و پیکِ پیروزی می باشم
سپس در پیشگاه شاه، خوانچه ی مهرگان، گسترده می شد و نیایش ویژه ای برپا می گشت. آنگاه بزرگان و فرمانداران، ارمغان ها و
خراج های خویش را تقدیم می نمودند. مردم هر چه را که می توانستند و دوست داشتند پیشکش می کردند. هدایای ایشان در دفتر
ثبت می شد، تا اگرزمانی هدیه کننده، دچار تنگدستی و نیاز گردید، به خزانه دار مراجعه و تا چند برابر هدیه اش، دربافت کند.
پس از ساسانیان، ایرانیانِ میهن پرست، جشن مهرگان را همچنان زنده نگه داشتند و در آداب پارسی، یادگارهایی از خود به جای گذاشتند.
برای نمونه، منوچهری دامغانی، سروده است:
برخیز هان ای جاریه، می در فکن در باطیه
آراسته کن مجلسی، از بلخ تا ارمینیه
آمد خجسته مهرگان ، جشن بزرگ خسروان
نارنج و نار و ارغوان، آورد از هر ناحیه
و نیز:
شاد باشید که جشن مهرگان آمد
بانگ و آوای درای کاروان آمد
کاروان مهرگان از خزران آمد
یار از اقصای بلاد چینستان آمد
نه از این آمد، بالله نه از آن آمد
که ز فردوس برین، وز آسمان آمد
یاری نامه: نسک مرز مزدایی از استاد امید عطایی فرد _________________ هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از maralaryaee تشکر کرده اند arya |
|
 |
محل سكونت: ایران

farzandekorosh
مدیر سایت

 وضعيت: آفلاين 23 تير ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 47 امتياز: 151 تشکر کرده: 10 تشکر شده 54 بار در 29 پست
محل سكونت: ایران
|
ارسال شده در: شنبه، 10 مهر ماه ، 1389 12:28:15 موضوع مطلب: |
|
|
مهرگان شاد باد.
سفره مهرگان
موسیقی مهرگان
خلف تبریزی در «برهان قاطع» برای یکی از مقام ها و لحن های موسیقی سنتی ایران نام «موسیقی مهرگانی» را آورده است، که گمان می رود در دوران گذشته در جشن مهرگان موسیقی ویژه ای نواخته می شده که اکنون از آن آگاهی نداریم.
همچنین در میان دوازده مقام نامبرده شده در کتاب «موسیقی کبیر» ابونصر فارابی، مقام یازدهم با نام مهرگان ثبت شده است و نیز نظامی گنجوی در منظومه ی «خسرو و شیرین» نام بیست و یکمین لحن از سی لحن نامبردار شده را «مهرگانی» نوشته است.
مهرگان در ادبیات
در ادبیات به ویژه چامه های (شعرهای) پارسی، از مهرگان بسیار سخن به میان آمده است که در این جا تنها نمونه های کوتاهی از آن ها را می آوریم :
مسعود سعد سلمان :
روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان مهر بفزا ای نگار ماه چهر مهربان
مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان
جام را چون لاله گردان از نبید باده رنگ وندر آن منگر که لاله نیست اندر بوستان
کاین جهان را ناگهان از خرمی امروز کرد بوستان نو شکفته عدل سلطان جهان
منوچهری دامغانی :
شاد باشید که جشن مهرگان آمد بانگ و آوای ِدَرای ِکاروان آمد
کاروان مهرگان از خَزران آمد یا ز اقصای بلاد چینستان آمد
نا از این آمد، بالله نه از آن آمد که ز فردوس برین وز آسمان آمد
مهرگان آمد، هان در بگشاییدش اندر آرید و تواضع بنماییدش
از غبار راه ایدر بزداییدش بنشانید و به لب خرد نجاییدش
خوب دارید و فرمان بستاییدش هرزمان خدمت لختی بفزاییدش
دقیقی :
گاه آن آمد که باد مهرگان لشگر کشد دست او پیراهن اشجار از سر بر کشد
باغ ها را داغ های عریان بر برزند شاخ ها را چادر نسطوریان بر سر کشد
زانکه سی سنبر چون ما مست و نرگس شوخ چشم هردو بدخو را همی در زر و در زیور کشد
مهرگان آمد و جشن ملک افریدونا آن کجا گاو خوشش بودی بر ما یونا
قطران تبریزی :
آدینه و مهرگان و ماه نو بادند خجسته هر سه بر خسرو
عنصری :
مهرگان آمد گرفته فالش از نیکی مثال نیک روز و نیک جشن و نیک وقت و نیک فال
ناصر خسرو :
نـوروز بـه از مـهـرگـان، گـرچـه هـــر دو زمـــانــنــد، اعــتــدالــــی
امیرهوشنگ ابتهاج (هـ الف. سایه) :
بــگشاییم کفتران را بــال
بــفروزیم شعله بـر سر کوه
بـسـرایـیـم شادمانه سرود
وین چنین با هزار گونه شکوه
مهرگان را به پیشباز رویم ...
رقص پر پیچ و تاب پرچم ما
زیر پرواز کفتران سپید
شادی آرمیده گام سپهر
خنده ی نوشکفته ی خورشید
مهرگان را درود می گویند ...
گرم هر کار مست، هر پندار
همره هر پیام، هر سوگند
در دل هر نگاه، هر آواز
توی هر بوسه، هر لبخند
... ما خواهانیم که پشتیبان کشور تو باشیم،
ما نمی خواهیم از کشور تو جدا شویم،
نمی خواهیم از خانه خود جدا شویم،
مباد جز این ای مهر نیرومند !..
«اوستا، مهر یشت، بند 75» _________________ ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم.
سامان نیازارع
پشتیبان فنی تارنما |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از farzandekorosh تشکر کرده اند sara, arya |
|
 |

yazdan
جانشین گرداننده تالار

 وضعيت: آفلاين 23 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 700 امتياز: 1894 تشکر کرده: 981 تشکر شده 720 بار در 430 پست
|
ارسال شده در: شنبه، 16 مهر ماه ، 1390 21:42:24 موضوع مطلب: مهرگان جشن آزادی انسان – روز است |
|
|
مهرگان جشن آزادی انسان – روز استقلال ایرانیا
هدف این نوشته که به مناسبت سالروز جشن مهرگان نوشته شده است پاسخ به سوالی است که بسیاری ممکن است آن را از خود پرسیده باشند. می دانیم که در سالهای گذشته گرامیداشت مهرگان در کنار نوروز و یلدا در میان ایرانیان محبوبیتی بیش از گذشته یافته است و بسیاری ممکن است از خود پرسیده باشند جایگاه این جشن در فرهنگ ایرانی چیست؟ آیا مهرگان جشنی است مذهبی و مختص زرتشتیان و یا واقعه ای ملی برای همه اقوام ایرانی است با هر آیینی که دارند و اگر جشنی ملی است جایگاه و نقش تاریخی آن چیست؟ نویسنده معتقد است مهرگان روزی است که ایرانیان آزادی و استقلال خود را بازیافتند و از این رو این روز به بلندای تاریخ قلمرو فرهنگی ایران توسط همه اقوام ایرانی جشن گرفته شده است و از این منظر نقشی مهم در حفظ انسجام فرهنگی و هویت ملی ایرانیان و مقاومت آنان در مقابل بیگانگان داشته است.
برای هزاران سال مهرگان در کنار نوروز یکی از دو جشن بزرگ ملی ما ایرانیان بوده است که نه تنها مردمان پارس که اقوام گوناگون ایرانی از کرد، لر، آذری، بلوچ، تاجیک، تالشی، اوستیایی، پامیری و بسیار اقوام ایرانی دیگر این روز را در طول هزاره ها در روز مهر و در ماه مهر (10-16 مهر ماه) گرامی داشته اند. در سبب پیدایش این جشن و قدمت آن نظرات گوناگونی مطرح شده است. این نظریات بر سه محور اصلی متمرکزند مهمترین اینها این باور است که مهرگان یادگار دورانی است که اقوام هندواروپایی در کنار یکدیگر می زیستند و ایزد بزرگ مهر ( در اوستا -miงra ، سنسكريت -mitra ، فارسي ميانه -mihr و سغدي -miši ) را که نماد آن خورشید بود در مقام خداوند بزرگ و حامی پیمانها؛ دوستی و سرزمین مردمان آریایی می ستودند. یکی از قدیمیترین یشتهای اوستا “مهر یشت” است که به توصیف صفات ایزد مهر می پردازد. قدیمیترین سندی که در رابطه با این ایزد یافت شده است مربوط به پیمان صلحی است میان دو قوم آریایی هیتی و میتانی که در آن به نام این ایزد سوگند یاد شده است . این سند یافت شده در آسیای صغیر با قدمتی در حدود 3400 سال نشان از ریشه های مهر پرستی در کهن ترین ادوار تمدن انسانی در میان اقوام آریایی دارد. باور این است که جشن مهرگان بزرگداشت روز پیدایش خورشید و هدیه نور از سوی خداوند به جهانی است که پیش از آن اسیر تاریکی بوده است.
این باور نیز وجود دارد که این جشن یادمان روزی است که مشی و مشیانه (معادل آدم و حوای سامی نزد ایرانیان) توسط خداوند خلق شدند.
و در نهایت بسیاری نیز با استناد به گواهان تاریخی و مستند به بزرگانی چون فردوسی، اسدی طوسی، ابوریحان بیرونی و بسیاری دیگر این روز را جشنی به یادگار پیروزی فریدون بر ضحاک به مدد قیام ایرانیان به رهبری کاوه آهنگر می دانند. ولی آنچه جالب توجه است این است که در پاره ای از این آثار نیز و بویژه شاهنامه فردوسی رد پای ایزد مهر همچنان در این داستان نیز آشکار است. فردوسی در تبیین بنیان نهادن جشن مهرگان توسط فریدون چنین به نقل داستان می پردازد:
فریدون چو شد بر جهان کامگار
ندانست جز خویشتن شـهـریار
برسـم کیان تاج و تخت مهی
بیاراست با کاخ شاهنشهی
بروز خجسته سـر مهر ماه
بسـر بر نهاد آن کیانی کلاه
زمانه بی اندوه گشـت از بدی
گرفتند هر کس ره ایـزدی
دل از داوری ها بپرداختند
بآیین یکی جشن نو سـاختند
نشـسـتند فرزانگان شـاد کام
گرفتند هر یک ز یاقوت جام
می روشن و چهره شـاه نو
جهان نو ز داد و سـرماه نو
بفرمود تا آتش افروختند
همه عنبر و زعفران سـوختند
پرستیدن مهرگان دین اوسـت
تن آسـانی و خوردن آیین اوسـت
اگر یاد گارسـت از او ماه مهر
بکوش و برنج ایچ منمای چهر
ورابد جهان سـالیان پانصد
نیفگند یک روز بـنیاد بد
نه تنها در این ابیات فردوسی آشکارا به بودن فریدون بر “آیین مهر” تاکید می ورزد بلکه حتی پیش از آن نیز در بیان ماجرای نبرد فریدون و آژی دهاک (ضحاک) عزم فریدون و مدد خواهی او از خداوند خورشید را چنین به تصویر می کشد:
فریدون به خورشید بر برد سر کمر تنگ بستش به کین پدر
انسان ، نور و غلبه بر تاریکی محور مشترک تمامی این روایتهاست. انسانی که در کنار نور قرار می گیرد تا تاریکی را مغلوب کند. مهر واژه ای یکتا در پارسی است. بر نور و عشق همزمان دلالت دارد و اگر مفهوم باستانی این واژه (میتر) را نیز بدان بیفزاییم پیمان و میثاق نیز معنی می دهد. ایزد باستانی مهر پشتیبان پیمانها و ضامن نیرومند اجرای عدالت بود همان عدالتی که گریبان ضحاک را می گیرد. مهرگان علاوه بر همه آنچه گفته شد جشنی است که در یکی از روزهای اعتدالین واقع است و از این رو روزی است که شب و روز، تاریکی و روشنایی در آن برابرند و شگفت است بدانیم که در کیش زروانی که در میان ایرانیان باستان رایج بود “ایزد مهر- میترا” واسطه میان هورمزد تجسم نیکی و روشنی و اهریمن بود. مهر دروازه دو دنیای در جنگ است، دروازه تاریکی و روشنایی و در میان آن دو قرار گرفته است و چنین است که در روز مهر این دو هر یک به برابری در دوسوی او می ایستند و روز و شب برابر می شود و این ایستادن او در میانه نه به سبب میانجیگری میان دو دنیاست بلکه در تهاجم اهریمن به روشنایی و نیکی ظهور او مژده آن است که اهریمن به مدد نور مهر در پشت دروازه های دنیای روشنایی متوقف شده است و اینک بر آدمیان است که او را به عمق تاریکی عقب رانند و در این نبرد مهر ناظر بر پیمان آنهاست.
افسانه ها و اسطوره های یک ملت همواره ناظر بر آرمانهایی هستند که بر روح یک ملت حک شده است. بسیاری می پرسند چرا باید مهرگان را جشن بگیریم و گرامی داریم؟ پاسخ من به آنها این است که برای هزاران سال اقوام بسیاری از شرق، غرب، شمال و جنوب به سرزمین ما ایرانیان یورش آورده اند و چنین است که تاریخ سرزمین ما شاهد صدها سال اشغال و جدایی اقوام ایرانی بوده است. از هجوم افسانه ای ضحاک و اشغال هزار ساله ایران ویج، تا تهاجم ویرانگر آشور که به ویرانی تمدن ایرانی ایلام منتهی شد، تا اشغال ایران توسط اسکندر ، تا هجوم و اشغال ایران توسط خلفای عرب اموی و عباسی و تا یورش مغول و تاراج ترکان و حتی پس از آن ما همواره در شرایطی زیسته ایم که شاید طبیعی آن این بود که هیچ چیز از نام سرزمینمان و فرهنگ باستانیمان باقی نماند همانگونه که از مصر و رم شرقی باقی نماند ولی یکی از شگفتی های بزرگ تاریخ این است که چنین نشد. ما در برابر آشور و مقدونیان و روم و مغول و عرب آنقدر ایستادیم تا آنکه زوال آنها را به نظاره نشستیم بی آنکه یک لحظه از اینکه تجلی فرهنگ ایرانی باشیم بازایستیم.
این قدرت فرهنگ ماست که ما را در طول دهشتناکترین شبهای طولانی تاریخمان که گاهی صدها سال به طول انجامیده از نابودی و محو شدن در گذر طوفانهای زمان نجات داده است. آرتور پوپ باستان شناسی که حیات خود را وقف شناسایی تمدن و فرهنگ ایرانیان کرد در ستایش از استواری تاریخی ایرانیان و توان آنها در حفظ میراث فرهنگی خود چنین می گوید:
جهان به ندرت قدرت فرهنگی ای این اندازه زنده و فعال دیده است. یونان وروم در دوره هایی از تاریخ از حیث شماره های افکار ثمر بخش و وسعت دامنه کارآمدی این افکار بر ایران توفق پیدا کردند، ولی روزگار یونان و روم در مقایسه با تاریخ ایران بسیار کوتاه بود. چون واحد مقیاس زندگی تاریخی ایران باشد، یونان جز واقعه ای افتخار آمیز و عظمت روم جز پرده ای از نمایشنامه جهان جلوه گر می شود. نمودی با چنین عظمت و نیرومندی به گاه دورانهای سخت در صحنه تاریخ آدمی را به اشتباه می اندازد. نه تنها تاریخ آسیا بلکه تاریخ جهان تا زمانی که منابع قدرت فرهنگی ایران کشف و بیان و اندازه گیری نشود و دامنه تاثیر آن به سنجش در نیاید و درست فهم نشود، غیر قابل فهم خواهد ماند.
راز سخت جانی و تداوم ما در طول تاریخ نیروهای عظیم نهفته در فرهنگ ماست که هنوز حتی برای خود ما ناشناخته و درک نشده باقی مانده اند و این بر ماست که بر کشف و پرورش آنها همت گماریم. برای هزاران سال آیینهای ملی ما ایرانیان نقشی کلیدی در حیات تاریخی ما داشته اند. دوره های هجوم و اشغال برای سالهایی ما را از هم جدا کرده اند و سبب شده اند که آیینهای تاریخیمان را به پستوی خاطرات فرهنگی تمدن ایرانی عقب برانیم ولی هر گاه که فرصت یافته ایم دوباره در کنارهم جمع شده ایم و ایرانی بودن خود را به یاد آورده ایم. عناصر فرهنگی و اسطوره ها و اندیشه های تاریخی و در یک کلام ،هویت اتحاد بخش ملی خود را که در لفافه این آیینها پیچیده شده است باز جسته ایم و از این مسیر رویای ایران را زنده نگاه داشته ایم. به گاه نوروز و مهرگان که تمامی اقوام ایرانی حتی در ورای مرزهایی که امروز ایران زمین را احاطه کرده اند هویت ایرانی خود را به جشن می نشینند ناگهان به یاد می آوریم که ایران بیش از آنکه کشوری احاطه شده در مرزهای جغرافیایی باشد یک قلمرو فرهنگی است که فراتر از مرزهای کشور ایران، ایرانیان فلات ایران را به هم پیوند می زند و درک اهمیت این پیوند کلید همیشه باززایش قدرت فرهنگی ما ایرانیان توسط فرزندان سرزمینی است که هرگز غروب آفتابش را باور نمی کنند.
این که زانو بزنیم و یا برخیزیم بیش از قدرت زانوانمان به اراده ایستادنمان بستگی دارد و ما این اراده را در تاریخ خود تمرین کرده ایم. افلاطون در کتاب قوانین خود در ستایش این اراده چنین نوشته است:
این حقیقتی است که از زمان کورش، آن هنگام که ایرانیان درست حد وسط آزادی و بردگی قرار داشتند. تصمیم گرفتند و آغاز کردند به آزاد شدن و این آزادی را به هر سرزمینی که پا گذاشتند به ارمغان بردند و آنان را به مرتبه خود ترقی دادند و پیشرفت آنان مدیون آزادی و دوستی و همکاری آنان بود.
پروفسور آرتور جان آربری ایرانشناس در ستایش اهمیت پاسداشت سنن تاریخی نزد یک فرهنگ در مقدمه کتاب میراث ایران چنین می نگارد:
علائم مشخصه و ساختمار یک فرهنگ نیرومند چیست؟ پاره های از این علائم واضح عبارتند سنن گرانبها و قدیمی، وقار و اطمینان، رضایت خاطر و احساس آرامش. وقار و متانت یک فرهنگ خود عبارت است از توازن دقیق نیروهایی که در ان فرهنگ در جهات متضاد فعالیت می کنند و رضایت خاطر و آرامش عبارت از فراغت از تخریب درونی است.
در میان همه آیینهای ملی ما ایرانیان مهرگان جشنی است که به بلندای تاریخ سرزمینمان تداوم یافته است و بر این باورم که ریشه این تداوم بیش از ارتباط این جشن با ایزد مهر و نفس یک آیین ملی بر معنایی بسیار بلند در دل این آیین نهفته است و آن این حقیقت است که ما ایرانیان در پرتو مهر در این روز استقلال سرزمین خود را باز یافتیم. مهرگان یادآور جاودانه این بشارت برای ایرانیان بوده است که حتی اگر اشغال ایران زمین توسط اهریمنی بیگانه هزار سال به طول بینجامد سرانجام ایرانیان خود آن را باز پس خواهند گرفت چنان که نسل کاوه چنین کرد. این حقیقت که ضحاک کشته نشد زیرا نامیرا بود بلکه در دماوند به بند کشیده شد بیان روشن این هشدار تاریخی است که او هرگز دور نبوده است. آتشفشان در این اسطوره خود نمادی گویا است. زیرا آتشفشان دربی است به اعماق زمین و آتش نهفته در آن. دروازه دنیای زندگی و مرگ است و مرز دنیای روشنایی و تاریکی است و از این منظر خود نمادی از نقش میان دار مهر است. شاید بتوان دماوند را تمثیلی از ایزد مهر دانست که هر دو در میان دو جهان نور و تاریکی ایستاده اند.
دماوند به تمثیل مهر آژی دهاک را به بند کشیده و مانع از هجوم او به جهان روشنایی و ایران ویج می شود و ایرانیان این پیروزی را جشن می گیرند. می توان از این نیز بزرگتر اندیشید. فراموش نکنیم که بر اساس اسطوره های ما ایرانیان، فریدون شاه تمامی جهان بود وآژی دهاک غاصب اهریمنی جهان و پیروزی فریدون با همراهی قیام کاوه نمایشی از آرمان جهانی پیروزی نیکی بر بدی و رهایی آدمیان از بند اهریمن است که در تمامی تاریخ ایران نه تنها بر اسطوره ها بلکه بر جهان بینی و بینش سیاسی ایرانیان سایه افکنده است. پس فراتر از ایران زمین اگر نوروز را جشن “زمین” نامیده اند می توان مهرگان را روز “آزادی” نام نهاد. روزی که انسانها آزادی خود را در سایه عدالت و مهر باز یافتند. استوره ای برآمده از ناخودآگاه تاریخی برای تداوم آرمان آزادی.
مهرگان جشن آزادی بر همگان مبارک باد.
آیدین پورمسلمی
مهر 1390
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از yazdan تشکر کرده اند arya, sara |
|
 |
|