کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 30 ارديبهشت ماه ، 1391
 
 
 
تالار گفتمان هخامنشیان: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان هخامنشیان :: نمايش موضوعات - رازی از رازهای شاهنامه گشوده شد

رازی از رازهای شاهنامه گشوده شد

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> شاهنامه فردوسی بزرگ

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام


sharifi
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
14 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 654
امتياز: 1511
تشکر کرده: 180
تشکر شده 261 بار در 185 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388 01:52:43    موضوع مطلب: رازی از رازهای شاهنامه گشوده شد پاسخ همراه با اعلان

درود

رازی از رازهای شاهنامه گشوده شد.

داستان بیژن و منیژه یکی از شیواترین داستان های مهرآمیز و مهرانگیز شاهنامه است و به خوبی توانایی فردوسی خداوند سخن پارسی را در نشان دادن هنگامه های مهر و دلدادگی در کنار رزم و بزم در برابر چشمان خوانندگان می گذارد.بسیاری از پژوهشگران و شاهنامه شناسان این داستان را در میان داستان های پرشمار شاهنامه دارای ارزش ویژه ای می دانند.برپایه ی دیدگاه این دسته از شاهنامه پژوهان آن گونه که سرآغاز داستان برمی آید داستان بیژن و منیژه نخستین داستانی است که فردوسی بزرگ آن را به خامه ی خویش به چامه درآورده و سروده است.حتا انگیزه ی سی سال رنج چکامه سرای ایران را در میان سخنان آن بزرگوار می توان یافت.آن شب درازی که فرزانه ی توس آن را دیریاز می نامد و سخن از سیاهی و تیرگی آن شب اهریمنی بر زبان می راند از آن می هراسد و بی خوابی به ستوهش می آورد بانگ برمی دارد و همسر مهربان خویش را فرا می خواند تا چراغ بیفروزد و از او پیمان می گیرد که در راه سرایش شاهنامه همراه و همیار او باشد را بسیاری از شاهنامه شناسان نشان ستمی می دانند که در روزگار فردوسی بر مردم می رفته است.اما داستان امروزمان هر چند همان داستان بیژن و منیژه است اما متفاوت با همیشه.پیش گفتار داستان بیژن و منیژه دستمایه ی "فرهاد وداد" شده است تا با بهره گیری از دانش فیزیک ستاره شناسی رازی از رازهای تاریخ ادبیات ایران را بگشاید و سالمه(:تاریخ)سرایش داستان را با دقت بالایی بیابد.شاید شما هم دوست داشته باشید بدانید که چگونه شبی بود که فردوسی سرودن آغاز کرد.ماه در کجا بود و ستاره ها چه می کردند و فردوسی را چه شد که این داستان دلدادگی را سرود.

شاید شگفت آور و دور از ذهن باشدکه پژوهنده ای بخواهد زمان سرودن داستانی از شاهنامه را به یاری دانش فیزیک ستاره شناسی و آرایه های ریاضی پیدا کند.اما چنین جست و جویی چه شگفت آور باشد چه نباشد همان کاری است که فرهاد وداد با بردباری و باریک بینی بسیار در کتاب "رازگونه های داستان بیژن و منیژه در شاهنامه ی فردوسی" انجام داده است.او با بررسی بیت به بیت دیباچه ی داستان درمی یابد که زمان سرایش "بیژن و منیژه" در فصل پاییز بوده است و در شبی که ماه گرفتگی رخ داده است.آنگاه با بهره گیری از داده ها و جدول های سازمان ناسا ماه گرفتگی های سالهای جوانی تا سالخوردگی فردوسی را بررسی می کند و زمان دقیق آغاز سرایش داستان را درمی یابد.بر پایه یمحاسبه ی وداد ماه گرفتگی آسمان توس در ساعت 19و27 دقیقه ی روز پنجشنبه 16 آذر مهرماه سال351 خورشیدی روی داده است.در این ساعت ماه گرفتگی نیم سایه و سپس در ساعت20و27دقیقه ماه گرفتگی ناتمام به آرامی آغاز شده است.در گفتگوی دو هفته نامه ی "امرداد" با فرهاد وداد بهتر خواهید دریافت:

فرهاد وداد:

در فیزیک گفته می شود داشتن نظریه هنگامی کارایی دارد که گره ای را باز کند و روشنگر نکته ای باشد.برای نمونه در همان بیت های آغازین داستان "بیژن و منیژه"آنجایی که فردوسی میگوید:

شبی چون شبه روی شسته به قیر نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر

اگر اشاره به بهرام و کیوان و تیر را تنها نماد و سمبل بدانیم گره ای را باز نکرده ایم.گفتن این که بهرام نماد جنگاوری است کیوان نماد نحس اکبر است و تیر نماد نگارنده ی فلک و این نمادها اشاره دارند به جنگاوری و رویدادهای شومی که در داستان پیش می آید گره گشا و روشنگگر هیچ چیز نیست.باید گمانه ها و انگاشته ها بر پایه ای باشد که دشواری ها و گره های داستان را باز کند.برای کسی همانند من که فیزیک خوانده است کیوان و بهرام و تیر نیستند سه سیاره اند.من با این دید به سراغ بیت های "بیژن و منیژه" رفتم و دریافت های تازه ای رسیدم.فردوسی پس از آن بیت ادامه میدهد:

دگرگونیه آرایشی کرد ماه بسیج گذر کرد بر پیشگاه

ز تاجش سه بهره شد لاژورد سپرده هوا را به زنگار و گرد

چو پولاد زنگار خورده سپهر تو گفتی به قیر اندر اندود چهر

این بیت ها اشاره است به پدیدار شدن ماه در آسمان اما با چهرهای دگرگونه.ماهی که در اینجا توصیف می شود سه چهارم آن گرفتگی دارد و به رنگ زنگار است.زنگ آهن همان رنگ های قرمز و نارنجی است.پس به سادگی می توانیم درک کنیم که این بیت ها با پدیده ای به نام ماه گرفتگی سروکار داریم.چند بیت جلوتر فردوسی می گوید:"هر آنگه که برزد یکی باد سرد" روشن است که از زمانی سخن می گوید که هوا سرد بوده است.اما اشاره ای به برف نمی کند. چرا که فصل پاییز است.این را هنگامی درمی یابیم که از میوه های پاییزی نام می برد.از سویی دیگر باید به این نکته توجه کرد که برای فردوسی میوه های پاییزی همانند انار و به و نارنج نماد فرزندزایی است.هنوز هم در روستاهای ما به شکل نمادی و به نشانه ی باروری بر سر عروس انار می ریزند و آرزو میکنند به اندازه ی دانه های انار بچه بیاورد.

برمیگردیم به بیت های پیشین.گفتیم که ماه گرفتگی در فصل پاییز رخ داده است.هنگامی که به این دریافت رسیدم جدول همه ی ماه گرفتگی های سال های 959 تا 1000 میلادی را از ناسا گرفتم.این سالها برابر است با19 تا 60 سالگی فردوسی.از میان ماه گرفتگی های این بازه ی زمانی آنهایی را برگزیدم که نیمی بیشتر از ماه گرفته شده بود.چون اگر کمتر باشد رنگ ماه به قرمز برنمی گردد.این ماه گرفتگی به اندازه ای بوده که در آسمان توس هم دیده شده است.از سویی دیگر باید ماه گرفتگی در ماههای سپتامبر تا دسامبر رخ داده باشد.همه ی اینها را که سنجیدم در یک بازه ی 35ساله 10 تاریخ به دست آمد.گام بعدی رفتن به دانشکده ی فیزیک"یوتبوری" سوئد و گرفتن آگاهی های بایسته درباره ی نرم افزار"ساستیا" بود.در آن 10 تاریخی که من به دست آورده بودم و در آن شب پاییزی به جستجوی شبی پرداختم که هیچ کدام از سیاره های بهرام و کیوان و تیر دیده نمی شده است.از بین آن 10 تاریخ 2شب با محاسبه های من سازگارتر بود.باید درمی یافتم که کدامیک از این دو تاریخ درست است.شاهنامه شناسان بر این باورند که فردوسی داستان "بیژن و منیژه" را در روزگار جوانی سروده است.پس بر پایه ی محاسبه هایی که در کتاب دیگرم"دیدگاه انگارشی بر شاهنامه ی فردوسی"دانستمکه یکی از گزینه ها که برابر با 33 سالگی فردوسی است به دریافت های من نزدیکتر است.دکتر کزازی در گزارش این بیت ها می گوید که فردوسی اشاره به آمیزش با همسرش دارد.بنابراین فردوسی چشم به راه زاده شدن فرزندش در 9 ماه بعد بوده است.از این اشاره می توالنیم دریابیم زمانی که فرزند او به دنیا آمد فردوسی34 ساله بودذه است.

اکنون زمان آن رسیده است که پایان شاهنامه را ببینیم.آنجایی که فردوسی بیت هایی را در سوک همین فرزند از دست داده ش سروده است.می گوید:

جوان را چو شد سال بر سی و هفت نه بر آرزو یافت گیتی برفت

و چند بیت جلوتر:

ورا سال سی بد مرا شصت و هفت نپرسید زین پیر و تنها برفت

جای پرسش دارد که چرا پسرش را یکبار سی ساله و بار دیگر سی و هفت ساله می داند؟پاسخ این است که پسر سی سال و هفت ماه داشته است یعنی 31 سال.اگر 31 سال را به 34 سالگی فردوسی بیفزاییم همان 65 سالگی به دست می آید که فردوسی به آن اشاره دارد.فردوسی داستان "بیژن و منیژه" را در کمتر از نه ماه سروده است.بنابراین می توان دریافت که فردوسی در زمان بارداری همسرش داستانی عاشقانه را در گوش او زمزمه کرده است.

بن مایه :دو هفته نامه ی امرداد

_________________
به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از sharifi تشکر کرده اند yazdan, Ariyadokht, niloofarmehrzamin


yazdan
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
23 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 700
امتياز: 1894
تشکر کرده: 981
تشکر شده 720 بار در 430 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388 22:20:19    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود شریفی گرامی

نام نویسنده را هم می فرمایید؟

_________________
یزدان صفایی-دبیر گروه تاریخ پایگاه پژوهشی هخامنشیان- دبیر گروه زبان و ادب ماهنامه الکترونیکی امردادنامه

تارنما:
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از yazdan تشکر کرده اند Ariyadokht


sharifi
جانشین گرداننده تالار
جانشین گرداننده تالار

وضعيت: آفلاين
14 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 654
امتياز: 1511
تشکر کرده: 180
تشکر شده 261 بار در 185 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 25 بهمن ماه ، 1388 01:17:32    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود

این نوشتار برگرفته از گفتگوی دوهفته نامه ی امرداد (شماره ی شنبه 14 آذرماه 1388 خورشیدی) با فرهاد وداد است. فرهاد وداد پژوهشگری ایرانی است که در سوئیس زندگی می کند و بر پایه ی دانش ستاره شناسی ، زمان سرایش چامه ی بیژن و منیژه را به زیبایی می نمایاند. البته فرهاد وداد این کاوش و بررسی را در نسکی با سرنام رازگونه های بیژن و منیژه در شاهنامه ی فردوسی به گونه ی فراگیر آورده است.

_________________
به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
کاربرانی که برای این ارسال از sharifi تشکر کرده اند yazdan, Ariyadokht


vatan
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
19 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 106
امتياز: 269
تشکر کرده: 6
تشکر شده 136 بار در 84 پست


ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 19 اسفند ماه ، 1388 11:05:32    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

yazdan مي نويسد:
درود شریفی گرامی

نام نویسنده را هم می فرمایید؟


درود يزدان جان

مطلب من بود كه توي امرداد گذاشته بودم بعد توي تارنماي سرزمين پارسيان هم گذاشتم و جناب شريفي با پروانه گرفتن از من مطلب را در اين تارنما قرار دادند. Smile

سپاس

_________________
تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم.....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo


niloofarmehrzamin
گرداننده تالار گفتمان
گرداننده تالار گفتمان

وضعيت: آفلاين
24 دي ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 2080
امتياز: 4825
تشکر کرده: 697
تشکر شده 1024 بار در 734 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 20 اسفند ماه ، 1388 17:48:54    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود بر همگی

من هم همین باور را دارم که با پیشرفت فناوری و دانش های امروزی میتوانیم داده های حتی بسیار باریک بین تر و ژرفتر از این داستان های استورهای باستانی بیابیم .بسیاری از داستانهایی که در شاهنامه از نگرش ما خیالی هستند اگر به کنهش برویم و کاوش کنیم درمییابیم که میتواند درست باشد .به مانند اینکه کسانی به آب میزنند و آب آنها را غرق نمیکند اما دیگران در کام خود میگیرد . این شاید به دید بسیاری یک افسانه بیاید اما امکان دارد که این پدیده روی دهد . برخی از افراد میتوانند روی آب راه بروند به مانند روی زمین اما یک سری تمرینهای ذهنی باید انجام دهند . و اینکه از نیروی آب برای هدف خود بهره جویند . بسیاری از دانش های راز آمیز ایرانیان از بین رفته و برخی در بین تبتیان به یادگار مانده

پژوهشگرانی اکنون سرگرم بررسی متون تبتی هستند (در شهر من ) که هنوز کارشان به پایان نرسیده بر این باورند که شباهت شگفت انگیزی بین عرفان ایرانی وتبتی وجود دارد . و وادی های عرفانی آن بسیار همانند هم هستند باید بدانید که راه های عرفانی راه های یی گونا گون هستند و خود باید بررسی شود همانند زبان شناسی طبیقی باید با هم مقاایسه شود

جناب شریفی از شما نیز سپاس گذارم که ایشان را به من شناساندید . براستی که ما ایرانیان مردمانی پراکنده کاریم ای کاش میتوانستم با ایشان در پیوند باشم

ببخشید جناب پارسه ایشان تارنگار و یا رایانامه ای ندارند؟ من از ایشان چند پرسش دارم

_________________
آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي


vatan
هموند ویژه
هموند ویژه

وضعيت: آفلاين
19 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 106
امتياز: 269
تشکر کرده: 6
تشکر شده 136 بار در 84 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 22 اسفند ماه ، 1388 18:11:36    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

با درود

جناب پارسه نه! بانو پارسه

شوربختانه خیر ، من تارنگار یا رایانامه ای از ایشان ندارم.

سپاس

_________________
تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم.....

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از vatan تشکر کرده اند niloofarmehrzamin
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   تالار گفتمان هخامنشیان صفحه اول انجمن -> شاهنامه فردوسی بزرگ

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

hakhamaneshian.ir,2006-2011 © 


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir