niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 6 اسفند ماه ، 1388 20:16:38 موضوع مطلب:
voat : قایق (انگلیسی )
ناو : در گویش بختیاری به تنه ی درختان میان تهی گفته میشود _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: پنجشنبه، 6 اسفند ماه ، 1388 20:30:45 موضوع مطلب:
واژگانی که در پست های پیشین آمد همه از دست آوردهای دو استاد بزرگوار جنابان جنیدی و دکتر سجادیه هستند که من از کوششهای آنان سپاسگذاری میکنم . و برای دکتر سجادیه استاد و پدر ندیده ام آرزوی تن درستی و شاد کامی دارم
در پست های آینده بیشتر درباره ی زبانهای آریایی (ایرانی ) و هند و اروپایی سخن خواهم راند _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
کاربرانی که برای این ارسال از Ariyadokht تشکر کرده اند niloofarmehrzamin
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 8 اسفند ماه ، 1388 02:06:04 موضوع مطلب:
شاید دیدگاه فریدون جنیدی رباره ی اینکه saxon ها دنباله ی "سگزیان" هستند درست باشد که بایستی آن را با گوا ه هان تاریخی برابری داد و استوار کرد . در هر حال در اینجا میبینیم که انگلیسیان همان ساکنان فلات ایران و از جمله ی آنان سگزیان دیو ها را نکوهیده و از خدا به گونه ی god یاد کرده اند . این نکته گواه چشم گیر و نیرومند ی است که نیای انگلیسیان در زمان کوچ از آسیا از فرهنگ ایرانی رنگ گرفته و این واژگان از آن سوی دنیا به مجمع الجزایر بریتانی راه یافته باشد
گواه دیگر : آن گروه از آریاییان که به پایان خاک اروپا کوچیدند نیز همین نام را بر روی سرزمین خود نهادند و" ایرلند" یعنی سرزمین آریاییها و گرچه برخی دیگر از اقوام اریایی نیز هنوز نام اصلی خود را نگاه داشته اند به مانند "'گل ها " که از نژاد "گیل ها " هستند و شباهت هایی بسیار بین بیان و گفتار و نیز اداب و رسوم روستائیان با گیلانیان گواه این سخن است (در آینده این گفتار را بیشتر باز خواهم کرد )
و بنا به رای استاد جنیدی شاید بین این واژگان پیوندی باشد :
پرتقال = پرثوی = پارتی
اسپانی : سپاهان = اصفهان
جرمن = گرمانج
سکسون = سگزی
و پزوهش ها نشان میدهد که برخی از واژگان پایه ی انگلیسی در پارسی دیده نمیشود ولی در زبان های دیگر به مانند کردی , لری , گرینکانی و سمنانی و ...دیده میشود
ادامه دارد ... _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند yazdan, Ariyadokht
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: جمعه، 14 اسفند ماه ، 1388 16:46:46 موضوع مطلب:
با درودی دگر بار
همانگونه که تا کنون دريافته ايد در جستار واژگان بيگانه اما خودی بيشتر به کليد واژگان ،که در ساختار فرهنگی از جايگاه ويژه اي برخوردارند ،پرداخته ميشود .
اينبار ميخواهم به واژه برق بپردازم .
اين واژه نيز ريشه پارسی دارد و برگرفته از واژه پارسی برز با چم برازنده ،زيبا و درخشان ميباشد .
از ريشه برز در پارسی واژه برازيشک barazishk به چم زيبا و درخشان و واژه برزيشکيه barazishkih با چم تزيين ،زيبايی و درخشندگی را داريم .
واژه برز خود همريشه با واژه پارسی ورج varj با چم شکوه و جلال ميباشد .
ميبينيد که عرب با افزودن يک واک ق چه ساده واژه را معرب ميکند .
سو ميشود سوق ،روستا ميشود روستاق ،کندک ميشود خندق ،آشا ميشود عشق و .......
نکته شگفت آور آنکه عرب خود به جای واژه برق واژه پارسی کهربا با چم کاه ربا را به کار ميبرد .
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: شنبه، 15 اسفند ماه ، 1388 15:09:00 موضوع مطلب:
درود
با سپاس از هومن گرامی ، یار دانای تارنما و کوشنده ی این جستار نغز و پرمایه. درباره ی این جستار در جستارهای دیگر سخن ها رفته ، از ویرایش اش تا چینش اش. آنچه که باید در نگر آورد و بی گمان شما نیز با آن هم داستانید این است که یک پژوهش ، در هر زمینه ای ، در فرجام باید کارا و به درد بخور باشد. پژوهش هایی که بنیانی دانش ورانه دارند ، باید از پس ِ برآیندشان ، یک آموزه ی نوین ، یک راهکار تازه و یا دانشی نو برکشیده شود. در این جستار پرمایه که دوستان ِ دانایی در آن ما را از دانش ِ خویش بهره مند کرده اند ، واژگان ِ بسیاری می توان یافت که همگی ناب اند و نغز. پژوهش هایی ستبر و سترگ. اما آنها چه گاه کارا می شوند و کارگشا؟ آن زمان که سامانی یابند و از گسیختگی برهند. من رویکرد ِ شما را که نمی توان ، واژه ی سپسین را انگاشت می پذیرم ، اما برای ِ به کار بستن ِ این واژگان به دست ِ ناآگاهانی چون من ، باید سامان و "ترتیبی" داشته باشد. ورنه تنها کسانی چون من که از آغاز ِ آن را خوانده و پی گیر بوده اند ، شاید، بدانند که به چه گنجینه ای از واژگان می توانند دست یابند. به هر روی بسامان ساختن این شمار از واژگان ، می تواند آنها را کاراتر و بدردبخور تر کند.
هومن گرامی ، شما شمار بسیاری از این واژه گان ِ خودی را به نغزی و زیبایی واکاویده و ریشه یابی کرده و برای ما روشن نموده اید که زین رو من از سوی خودم دست کم از شما سپاسگذارم و خود را وام-دار تان می دانم. پرسشی که دارم این است که این واکاویها و ریشه کاویها آیا از بن مایه هایی است و مایه ی خوانِش ِ شما از کتابها و نوشتارهای نویسندگان دیگر است و یا اینکه خودتان به زبانهای باستانی (پهلوی-اوستایی-سانسکریت و ...) آشنایی داشته و این چنین پژوهش های زبان شناسانه ی سترگی از خودتان است؟ این را از آنروی می پرسم که بنا به رویکرد تازه ای که در تالارهای تارنما یش آمده و آنها را به سوی هر چه ویژه دانی تر پیش می برد و نیز فراخوان ِ استاد عطایی فرد از برای زبان اوستایی ، بتوانیم از دانش ِ شما و دیگر دوستان ، به جای و گاه ِ خود بهره های بیشتری ببریم.
با سپاسی دگر باره از شما _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: يكشنبه، 16 اسفند ماه ، 1388 09:30:02 موضوع مطلب:
با درود
شريفی گرامی آورده های من همه اش برامده از پژوهشهای خودم بوده و از هيچ جای ديگری برداشت نشده است .
در اين کند و کاوهای فرهنگی از واژه نامه های زيادی سود جسته ام ،اما گزيده ترين آنها فرهنگ زبان پهلوی نوشته دکتر بهرام فره وشی و فرهنگ فارسی تاجيکی برگردان محسن شجاعی ميباشد .
زبان کردی را هم که آکنده از واژگان پهلويست تا اندازه اي ميدانم .
اين جستار در آغاز با ناباوران و دشمنان زيادی از همه گونه روبرو بود ،اما بيشترشان پا پس کشيدند و رويکردشان به فرهنگ پر توان زبان پارسی کم کم دگر گون شد .
هر چند تا آشکار شدن همه گوشه های تاريک و خاک گرفته فرهنگ پر بار اين سرزمين اهورايی راه درازی در پيش است ،اما دشمنان نيز دريافته اند که غول ادب پارسی از خواب گران سدها ساله بيدار شده و بايد نگاهشان به جايگاه والا و اهورايی آن با کرنش و افتادگی همراه باشد .
رويکرد نو به دست نيامد مگر به کمک اين جستار و جستارهايی از اين دست در زمينه های گوناگون .
اين تند باد روزافزونی که سپاه خروشان انديشمندان و نويسندگان ميهن پرست ايرانزمين به پا کرده اند ،باشد که به زودی به ياری پروردگار توانا در اين مرز پر گهر تومار دروجها و پليديها را برأی هميشه در هم ببپيچد .
با آرزوی سرفرازی ايران و ايرانی ،دير زيويد شاد
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: دوشنبه، 17 اسفند ماه ، 1388 13:46:50 موضوع مطلب:
با درودی فرش،اينبار به واژگان جهيز و عروس ميپردازيم
بايد بدانيم که واژه جهيز نيز ريشه پارسی دارد و دگر شده واژه دهيچ dahich ميباشد .
واژه دهيچ برامده از واژه دهش به زاد و توشه اي گفته ميشود که ايرانيان هنگام عروسی برأی آغاز زندگی نو به عروس ميدادند .
واژه عروس هم معرب واژه پارسی اروس است با چم سپيد ،درخشان و زيبا .
sharifi جانشین گرداننده تالار وضعيت: آفلاين 14 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 654 امتياز: 1511 تشکر کرده: 180 تشکر شده 261 بار در 185 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 17 اسفند ماه ، 1388 15:59:02 موضوع مطلب:
niloofarmehrzamin مي نويسد:
جناب هومن درود بر شما
در برخی از گویشها اروس را آروس میگویند
درود بر هومن گرامی و بانو نیلوفر
در زبان تبری یا مازندرانی هم اروس (عروس) را آروس می خوانند.
نکته ای کوچک درباره ی ریشه ی اروس را هم من بیافزایم و آن درباره ی نام اروسیاگ در زمان اشکانی است. آروسياگ نام ستاره ناهید درخشنده ترين ستاره در سامانه خورشيدي است به اين ستاره در زبان پهلوي آروس و در اوستايي آاوروسا گفته مي شد. با این معنی ، درخشندگی و سپیدی ِ واژه ی اروس می تواند با عروس ، نه تنها از دیدگاه ِ ریخت واژه و ریشه شناسی بلکه از دیدگاه ِ معنی و درونمایه هم در پیوند باشد. _________________ به نام نامی کوروش
و آن آزاده جانانی
که جز بر خاک پردیس جهان
ایران زمین
پیشانی خود را نسائیدند
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 17 اسفند ماه ، 1388 19:15:20 موضوع مطلب:
جناب شریفی درود بیکران
براستی درست میفرمایید در ادبیات کهن پارسی ناهید معشوقه ی بهرام است و من یک شعری خواندم که رویم نمیشوم بنویسم درباره ی نزدیکی بهرام با ناهید یعنی همین معنای دختری باکره ای را میدهد که بهرام خواهان اوست . ستاره ی زهره را خنیاگر نیز مینامند خنیاگران را زهره مینامیدند و آنها دختران رقاص آوازه خوان بسیار زیبا و جوان به ویژه در ایران غربی بودند . و به مانند کاباره های امروزی شبها هنر نمایی میکردند _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند sharifi
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: چهارشنبه، 11 فروردين ماه ، 1389 22:49:54 موضوع مطلب:
واژگان بيگانه اما خودی 28
با درود بر ياران راستی پژوه اينبار به واژه زمان ميپردازم .
اين واژه که در زبان عربی گونه گون به کار برده ميشود نيز از پايه پارسی ميباشد .
ريشه پارسی آن واژه دم با برابر عربی واژه استنشاق است .
يک دم برابر است با زمان بايسته برأی يک استنشاق و واژه پهلوی دمان هم با چم زمان دوران و فصل کنايه از زمان دمهای پشت سر هم ميباشد .
در اينجا بد نيست بدانيم که واک د در پارسی بسادگی به ذ دگرگون ميگردد ،مانند دريک به ذريک ،دميستان به ذميستان يا زمستان و دميک به زمين .
از اين ريشه واژه دمانک damanak را داريم با چم زمانه .
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند yazdan
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: پنجشنبه، 12 فروردين ماه ، 1389 09:49:42 موضوع مطلب:
با درودی فرش اينبار به واژگان اشتها و اشتياق ميپردازم
يکی از راههای خودی کردن واژه از سوی عربزبانان ريشه تراشی ميباشد .
برأی نمونه واژه پارسی مزگت با چم خانه خدا را به مسجد دگر چهره ميکنند و سپس ريشه عربی سجد را برأی آن ميتراشند و اينگونه واژه را خودی مينمايند .
واژگان اشتياق و اشتها نيز از اين دست ميباشند .
اين واژگان نيز برگرفته از واژه پهلوی ايشت isht با چم ميل ،خواهش ،خوشبختی و مصدر آن ايشتيک ishtik هستند .
همانگونه که پيشتر هم آمده واک ک در زبان عربی به واک ق دگر ميشود .
برأی نمونه ميتوان از واژگان کاذيک برگردان شده به قاضی ،کالبد برگردان شده به قالب ،کندک برگردان شده به خندق و کسرا برگردان شده به قصرا نام برد .