human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: شنبه، 21 دي ماه ، 1387 12:27:01 موضوع مطلب:
واژه اي که اينک به آن ميپردازم گلواژه داد است .
مانای داد در پارسی قانون است و دادگستر کسی است که قانون را ميگستراند ،داور يا دادور کسی است که با ديد قانونی نظر ميدهد ،دادرس کسی است که پيگير قانون است ،دادار هم ميشود آرنده يا آورنده قانون که ويژگی اسپندينه اهورمزداست .
واژه داد در بسياری از کشورهای اروپايی مانند آلمان ، سوئد و . . هنوز هم همين کاربرد را دارد .
اين واژه در انگليسی کهن با مانای قانون کاربرد داشته اما در انگليسی نوين به judge ديگرگون شد و مانای آنهم کمی دگرگون شد .
ميدانيم که مانای judge ميشود قاضی .
واژه عربی قاضی هم برگردان واژه پهلوی کاديک به مانای قاضی القضات ميباشد .
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند Artmis
محل سكونت: تهران
seyghaly مدیر سایت وضعيت: آفلاين 8 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 931 امتياز: 2933 تشکر کرده: 373 تشکر شده 1071 بار در 606 پست
محل سكونت: تهران
ارسال شده در: شنبه، 21 دي ماه ، 1387 19:49:49 موضوع مطلب: واژگان فارسی در زبان انگلیسی
گس(gas) یک واژهی پهلوی است که تازی آن «حدس» است. این واژهی پارسی در انگلیسی (guess) نوشته میشود و بسیار نزدیک به همان گویش پارسیاش(ges) گفته میشود.
دندان واژهای پارسی است که در انگلیسی واژهی (دن) (den) شده است.
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: يكشنبه، 22 دي ماه ، 1387 10:25:43 موضوع مطلب:
با درود بر ياران گرامی
واژگان دجله و بغداد هم ريشه پارسی دارند .
دجله از ديگلت آمده و بغداد هم بدون ديگرگونی وارد عربی شد با مانای خدا داد .
پدرود تا درودی ديگر
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند Artmis
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: دوشنبه، 23 دي ماه ، 1387 12:10:34 موضوع مطلب:
با درود بر ياران گرامی
گاهی واژه اي پارسی بدون نگاه به دستور زبان در زبان عربی بکار برده شده .
واژه امير يکی از آنها است .
مانای واژه مير در پارسی سرور و خداوندگار ميباشد و مانای ميرک يا مهرک هم ميشود بزرگ خانه .
خود واژه مير از گلواژه مهر آمده با مانای خداوندگار پيمان .
همانگونه که ميدانيم پيشوند آ مانای واژه را برميگرداند .
پس مانای امير در پارسی ميشود نامهر , فرومايه و بدپيمان.
اينگونه مينمايد که دانشمندان ايرانی در آنزمان برای نشان دادن کينه خود از تازيان واژه مير را واژگونه وارد زبان عرب کرده باشند .
پدرود تا درودی ديگر
کاربرانی که برای این ارسال از seyghaly تشکر کرده اند human, Artmis
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: سه شنبه، 24 دي ماه ، 1387 12:53:58 موضوع مطلب:
با درود بر ياران گرامی
گاهی نويسندگان ايرانی واژه اي پارسی را وارد بابهای عربی کرده و بکار ميگيرند .
برای نمونه ميتوان از واژه برز با چم بلندی ،بزرگی و شکوه نام برد .
اين واژه پس از ورود به بابهای عربی به بارز و مبرز ديگرگون شد .
تا آنجا که ميدانم اين واژه در ميان عربها کاربردی ندارد .
پدرود تا درودی ديگر
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند Artmis
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: چهارشنبه، 25 دي ماه ، 1387 23:50:49 موضوع مطلب:
با درود بر ياران گرامی
واژه drug هم برگردان واژه پارسی دارو است .
واژه دارو خود از واژه دار با چم درخت ريشه گرفته چرا که درمانگران بيشتر داروها را از درخت و درختچه بدست ميآوردند .
پدرود تا درودی ديگر
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند Artmis
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: پنجشنبه، 26 دي ماه ، 1387 10:48:32 موضوع مطلب:
با درود بر ياران گراميم
اينبار به واژگان هندسه و مسّاحی ميپردازم .
هندسه از واژه پارسی اندازه آمده و مسّاحی هم از واژه پارسی مسايی با مانای بزرگی و اندازه مانای آن زمين را مسّايی کن ميشود آن زمين را اندازه بگير .
سپس واژه عربی مهندس از هندسه و مساحت از مسّاحی استخراج شد .
پدرود تا درودی ديگر
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند Artmis
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: شنبه، 28 دي ماه ، 1387 11:35:36 موضوع مطلب:
با درود بر ياران گرامی
يکی از واژگانی که بيگانه اما خودی است واژه عربی خنثی ميباشد .
واژه عربی خنثی برگردان واژه پارسی خنزک با همان مانا است .
واژه خنزک خود از خام زاهک آمده ،خام با چم نارس و زاهک با چم زاده .
پس مانای خنزک ميشود زاده نارس .
تا درودی ديگر پدرود
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند seyghaly, Artmis
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: دوشنبه، 30 دي ماه ، 1387 15:46:49 موضوع مطلب:
با درود بر ياران گرامی
واژه عربی خراج از واژه پارسی خراگ آمده و مانای آنهم ماليات بر زمين است .
واژه عربی صراط هم از واژه پارسی سرات آمده و مانای آن راه است .
پدرود تا درودی ديگر
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند Artmis
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: سه شنبه، 1 بهمن ماه ، 1387 23:00:01 موضوع مطلب:
اينبار در باره داور و داوری ميگويم .
داور فشرده دادور است و به کسی گفته ميشود که کارش داد يا قانون و بزبان ديگر داوری است .
داوری در زبان انگليسی به ژوری برگردانده شد .
با نوشتن داوری به انگليسی dawary بسادگی ميتوان به چگونگی ديگرگونی واژه داور به ژوری پی برد .
ميدانيم گويش واج d در انگليسی بيشتر بين ج و ژ ميباشد مانند soldier که سولجر خوانده ميشود .
ژوری سپس وارد زبان عربی شده و شوری خوانده شد .
چرا که عرب واج ژ ندارد پس آنرا به يکی از واجهای نزديک يعنی ش برگرداند .
بد نيست بدانيم که اعضا ژوری يا داوری کارشان شور کردن يا داوری برای گناهکار بودن يا نبودن متهم دادگاه ميباشد .
همانگونه که ميبينيم تازيان نيز مانند اروپاييان در باره واژگان وابسته به کارهای دادگستری از زبان پارسی بسيار بهره بردند .
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند Artmis
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: جمعه، 4 بهمن ماه ، 1387 10:53:03 موضوع مطلب:
اينبار درباره واژه ديو مينويسم
تا زمانی که مردم ايران پيرو آئين مهر بودند يا تا زمان کاويان ،شاهانی که کوی يا کی ناميده ميشدند ديوها ارزش اهورائی داشتند .
اما پس از پذيرش آموزه های پيام آور راستی اشو زرتشت ديوها يا خدايان گوناگون کنار گذاشته شده و اهورا مزدا يا سرور دانائی تنها پروردگار جهان شناخته شد .
بزبان ديگر ديوها به اهريمن پيوستند .
از ميان خدايان مهر و آناهيتا که ويژگی های اهورائی داشتند ياری رسانان اهورا مزدا شناخته شدند و جايگاه اسپندينه خود را از دست ندادند .
در فرهنگ نوشتاری غرب نيز ديو دو جايگاه ديگرگون دارد .
divine با مانای اهورائی که پژواکی از فرهنگ آئين ميتراست و devil با مانای اهريمنی که پژواکی از آموزه های اشو زرتشت ميباشد .
سپس کشيشان مسيحی برای کم رنگ کردن اين ديگرگونی مانای ديو و فرار از اين سردرگمی که از نبود آگاهی سرچشمه ميگرفته واژه evil را برای اهريمن بوجود آوردند .
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند Artmis
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: يكشنبه، 6 بهمن ماه ، 1387 12:35:24 موضوع مطلب:
با درود بر ياران .
برخی از واژگان پارسی نمايی بيگانه دارند از اين گروه واژه نکته هست که در برخی نبشته ها بجای نقطه بکار گرفته شده .
مانای نکته ميشود چيز نو يا تازه .
شلوار نيز يک واژه نآب پارسی است واژگان پيژامه يا پاجامه و .
شلوار که درست آن شرموار هست از دو بخش شرم به مانای شرمگاهی يا ميانی بدن و وار به مانای پوشاندن ساخته شده .
همانگونه که ميدانيم ايرانيان نخستين مردمی بودند که شلوار يا پاجامه پوشيدند و در سنگ نگاره ها تا سده ها شاهنشاه ايران با شلوار و امپراتور روم که نماينده تمدن و فرهنگ غرب بود با دامن نمايانده ميشدند .
باز هم از ديگر پارسی زبانان فرهيخته برای هر چه پر بارتر کردن اين جستار چشم ياری داريم .
اين فاش سازی پی گرفته ميشود .
پدرود تا درودی ديگر
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 6 بهمن ماه ، 1387 16:24:59 موضوع مطلب:
درود بر پژوهشگر کوشا در واژه شناسی
واژه هایی که شما واژگان بیگانه اما خودی می نا مید همان ریشه های زبان تنی هند اروپایی و ایرانی است و باید بگویم کاری که شما آغاز نمودید تا به اکنون در ایران انجام نشده نخستین کسی که این کار را انجام داد آوا شناس شهیر انگلیسی سر /ser/دنیل جونز بود .
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند human
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: يكشنبه، 6 بهمن ماه ، 1387 16:31:03 موضوع مطلب:
درود بر پژوهشگر کوشا در واژه شناسی
واژه هایی که شما واژگان بیگانه اما خودی می نا مید همان ریشه های زبان تنی هند اروپایی و ایرانی است و باید بگویم کاری که شما آغاز نمودید تا به اکنون در ایران انجام نشده نخستین کسی که این کار را انجام داد آوا شناس شهیر انگلیسی سر /ser/دنیل جونز بود .