niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 3 مهر ماه ، 1389 21:54:11 موضوع مطلب:
جناب آپادانا درود بر شما
اینها همه وازگان وارداتی از زبان فرانسه از زمان قاجاریه تا پهلوی نخست است چون در آن زمان زبان دوم ایرانیان فرانسه بود تا انگلیسی
هنوز هم مهمترین زبان دانش انسانی در زمینه حقوق - ادبیات داستانی- باستان شناسی - زبانهای باستانی فرانسه میباشد به ویژه حقوق _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: شنبه، 3 مهر ماه ، 1389 22:59:09 موضوع مطلب:
آپادانای گرامی من زبان انگليسی را آموخته ام ،اما از زبان فرانسه چندان سر در نمی آورم و ازينرو نميتوانم آنها را درست ريشه يابی کنم .
از واژگانی که نگاشته اي پيژامه را ميدانم که پارسی است .
پيژامه همان پا جامه است .
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند arya
محل سكونت: يزد
apadana هموند ویژه وضعيت: آفلاين 20 مرداد ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 139 امتياز: 394 تشکر کرده: 273 تشکر شده 146 بار در 91 پست
محل سكونت: يزد
ارسال شده در: يكشنبه، 4 مهر ماه ، 1389 18:08:54 موضوع مطلب:
درود
بله، شايد آنچه ميگوييد درست باشد. من هم فرانسه را نميدانم و نميتوانم آن را ريشه يابي كنم. در حال حاضر نظر بانو نيلوفر را محترم ميشمارم.
اما بعضي كلماتش جاي ترديد دارد، مانند:
شال،
پيژامه، كه هومن گرامي اشاره كردند
آبسه،
و... _________________ منم فرزند کوروش،برادر کامبوجیه،از خویشان داریوش بزرگ/پس ذاتم آریایی،خونم آریایی،دینم آریایی/ پروردگارا من و تمام دیگر هموندان رانیک بدار
کاربرانی که برای این ارسال از apadana تشکر کرده اند arya
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: جمعه، 23 مهر ماه ، 1389 20:31:30 موضوع مطلب:
با درودی فرش
اينبار واژه پارسی نور و نار را بازبينی ميکنيم .
پيش از ورود در جستار ميخواهم فاش بگويم ،با پژوهشهاييکه روی وابستگيهای زبان عربی به زبان پارسی انجام دادم ،دارم کم کم به آنجا ميرسم که زبان عربی همان الکن شده زبان پارسيست ،چرا که شمارگان واژگان پارسی وارد شده در آن بيش از واژگان عبری .گيپتی و يا آشوری ميباشد .
در اين راستا ،به پژوهشی نوين در باره واژگان نور و نار ميپردازم
برخی واژه نور را برامده از واژه تنور ميدانند ،که اين از ديد من درست نميباشد ،چرا که چم درست واژه تنور دايره يا حلقه است .
برأی نمونه يکی از کاربردهای تنور در نانوايی است که آنرا بهتر است تنور آتش بناميم .
يکی ديگر از کاربردهای تنور ،سوراخ دايره اي بالای آسياب آبيست که از آنجا آب روی پره های آسياب برأی چرخش آن ريخته ميشود .
ديگر کاربرد اين واژه دور زدن و دايره دايره بالا رفتن است .
هزاران دليران جوينده کين
به گردش تنوره زدند از کمين
درست آنستکه اين واژه نار همان نار پارسيست با چم سرخ .
نار در پارسی کاربردهای فراوان دارد .
نار باچم انار که به سرخ بودن شهره است .
گلنار يا گل آنار به چم سرخ فام :
من بی تو ز خون ديده گلنار
تو خنده زنان به صحن گلزار
نآری به چم آتشين :
هستند جز تو اينجا استاد شاعران خود
با لفظ های مايی،با طبع های نآری
ناريان به چم دوزخیان :
تو نميدانی که خصمانت کی اند
ناريان ،خصم وجود خاکی اند
نار تيرک nahr-tirak ،کنايه از ياقوت .
نار سنگ nairyo sang آتش سنگ نام آتش اسپند يا مقدسی است که بنا بر باور ايرانيان باستان در ناف شاهان جای داشته که کنايه از چاکرای روشن سوم يا solar plexus ميباشد .
پرستندگان اين چاکره هنوز در کشور هندوستان به کيش خود پای بند هستند .
چم مناره بر پايه ادبيات عرب گلدسته آتش ميباشد ،چيزی مانند فانوس دريايی ،اما پس از اسلام هيچگاه چنين کاربردی نداشته و بيشتر برأی خواندن اذان به کار ميرفته است .
کوتاه سخن آنکه با نگاه به آنچه تاکنون نبشته شده ،درمييابيم که واژگان نار ،نور و نيرو از يک ريشه ميباشند .
راستی بد نيست بدانيم که تنها ما نيستيم که واژه نور را پارسی ميدانيم ،بلکه برخی از پژوهشگران عرب نيز با ما هم آواز ميباشند .
برأی نمونه محمد التونجی در نسک معجم المعربات الفارسيه و جهينه نصر علی در نسک الکلمات الفارسيه فی المعاجم العربيه واژه نور را پارسی دانسته اند .
واژگان نار تيرک و نار سنگ بر گرفته از نسک فرهنگ زبان پهلوی نبشته دکتر بهرام فره وشی ميباشند .
تا واژگانی ديگر پدرود
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند arya
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: جمعه، 23 مهر ماه ، 1389 21:30:04 موضوع مطلب:
جناب هومن درود بر شما
باید بگویم نارسنگ همان نریو سنگ است
یعنی وابسته به جنس نر
در باره ی منار باید بگویم منار پس از اسلام هر دو کاربرد را داشته برای نمونه در دفتر یادمانه های بانو فاطمه ی معصومه که شاید به دورانی بسیار کهن برمیگردد آمده :
که گروهی مسافر شب هنگام در برف و کولاک گیر میکنند و سرگشته میمانند که که شهر از کدام سوی است ؟همین طور که بین مرگ و زندگی دست و پا میزنند از خدا میخواهند که نوری در مناره ی آرامگاه بانو پدیدار شود و سمت شهر بر آنها آشکار شود . خادم آرامگاه که در آرام گاه به خواب رفته سه بار دختری جوان را در بالای منار یا گنبد (درست در یادم نیست ) میبیند که به خادم ابرام میورزد : چراغی روغنی را در منار روشن کند و خادم در بار سوم این کار را میکند و مسافران از برف رهایی می یابند و راه شهر را می یابند و به خادم میگویند که کمک بزرگی به آنها کرده و خادم در پاسخ میگوید که به خاطر گوشزد بانویی در خواب این کار را کرده است
دوست کوشای من
این واژگان پارسی که به زبان عربی راه یافته از دیدگاه شادروان -شهید تفضلی
واژه هایی است که از راه زبانهای سامی که زبانهای مادر عربی بودند به زبان عربی راه یافته اند
گفته ی مستقیم ایشان را بخوانید :
قابل ذکر است که برخی از کلمات ایرنی الاصل مستعمل در عربی مستقیما از پهلوی یا فارسی وارد زبان عربی نشده بلکه از طریق زبانهای دیگر سامی خصوصا آرامی و سریانی در این زبان راه یافته است
دوست من
برای اینکه در ریشه یابی واژگان اشتباه نکنید باید دانش ریشه شناسی را از زبا پارسی باستان , اوستا و سنسکریت فراگیرید من با شما پیمان میبندم که در آینده شما را با اصول بنیادین آن شما را آشنا سازم چون به تلاش و گرایش شما در این زمینه ایمان راسخ دارم . امید وارم که در آینده شک فرهنگ پارسی بسیار سودمند از شما در کتابخانه ها ببینم
به امید آن روز _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: جمعه، 23 مهر ماه ، 1389 22:55:49 موضوع مطلب:
با درود بر بانو مهر زمين
واژه نار سنگ که ساده شده نيريو سنگ nairyo sang ميباشد همان آتش مقدس آتش پرستان پرستنده چاکری سوم ميباشد .
و هيچ وابستگی با نر سنگ ندارد .
اتشگاه اين آتش پرستان وارون آتش گاه زرتشتيان در گودی جای دارد .
قبله بيرونی پيروان اين کيش که کم هم نيستند آتش و قبله درونيشان چاکرای سوم روی معده ميباشد ،درست روی solar plexus .
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 24 مهر ماه ، 1389 08:48:14 موضوع مطلب:
جناب هومن درود بیکران
من در همین نوشتار منابعی که به کار ریشه شناسی می آید به شما میشناسانم
نخست
AVESTA READER
نویسنده : A.V.W.JACKSON
در این کتاب ریشه های بنیادین واژه های اوستایی با برابر سنسکریت آن برابر شده و تحول آوایی را هم بیان کرده
جناب هومن من در آینده تلاش خواهم کرد با پژوهشی ژرف و نازک بینانه آواهای اوستایی و پارسی باستان را در یک CD روانه ی بازار کنم به امید آن روز شما آن را از انتشارات طهوری در نزدیکی دانشگاه تهران خریداری نمایید _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 24 مهر ماه ، 1389 13:09:02 موضوع مطلب:
درود بر همگی
برای آشنایی با دستور زبان سنسکریت
کتاب
SANSKRIT GRAMMAR
BY
WILLIAM DWIGHT WHITNEY
به دوستان پیشنهاد میکنم
باید بگویم که غربیان بنیاد آواشناسی را از سنسکریت آموختند و ایرانیان نیز با این دانش آشنا بودند حال آنکه غربیان در 100 سال پیش آن را از سنسکریت گرفته و گسترش و پیشرفت دادند _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
آخرين ويرايش توسط niloofarmehrzamin در تاريخ شنبه، 24 مهر ماه ، 1389 15:20:13; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 24 مهر ماه ، 1389 14:54:43 موضوع مطلب:
درود بر همگی
جناب هومن میخواهیم پیرامون اینکه چرا واژه های پهلوی در زبان عربی و کتاب قرآن زیاد است را برای شما ردپابی کنم
یادآوری : مانای واژه ی پروتو - در این نوشتار به پارسی پیش یا همان مقدم است یعنی یک خط مادر فرضی که خط دیگری پس از دگرگونی از آن شاخه میشود
کهنترین خطی که برای خط سامی تخمین زدند خط پرتو - کنعانی است که 27 حرف میباشد و در مرز زمانی 1700 تا 1900 پیش از زایش میباشد .
خطوط سامی به خطوط الفبایی نامور هستند
شاخه ای از خط پرتو - کنعانی جدا میشود در مرز زمانی 1300 پیش از زایش که به پرتو - عربی نامور است و از پرتو - عربی , عربی جنوبی و ووو ...خط اتیوپیایی جدا میشود .
شمار الفبای پروتو عربی 29 تا بوده است
خط فینیقی که باز هم از خط پرتو کنعانی جدا شده 22 نشانه دارد که از راست به چپ نوشته میشود .
فینیقی دست پرورده ی دگرگونی پرتو -کنعانی است . در مرز زمانی 900 پیش از زایش از فینیقی جدا میشود و خطی از فینیقی جدا میشود و خطی از آن شاخه میشود به نام سمریتی
ظاهر برخی از نشانه های آرامی به خاطر حذف پاره خطهایی از نشانه ها ی الفبای آرامی دگرگونگی یافت .
آشوریها در 700 پیش از زایش خط و زبان آرامی زا خط و زبان بین المللی قرار دادند .
در زمان هخامنشی خط آرامی هیچ انشعابی پیدا نمیکند . اما نزدیک به 300 سال پس از آن از آرامی شاهنشاهی هخامنشیان ازخط آرامی خطهایی برای نگارش زبان نهای ایرانی میانه شاخه میشود (در مرز زمانی 250-230 پیش از زایش )
خط نبطی (اردن) حدود سده ی پنجم میلادی تغییر پیدا میکند و آهسته آهسته به الفبای عربی دگرگونه میشود . بنیاد خط نبطی خط آرامی 22 نشانه ی الفبایی است و نقطه نداشته و خط نبطی هم بنیاد خط عربی وووووو..... ایرانیان در دوره ی میانه خط آرامی را گرفته است .
هخامنشیان , زبان آرامی و خط آرامی را برای نگاشتن و فرستادن فرمانهای شاهنشاهی و فرستادن آن به ایالت های شاهی برگزیدند و کاتبی در مرکز فرمان را از پارسی باستان میخواند و کاتبی آرامی آن را به خط و زبان آرامی می نوشت و سپس در مقصد کاتبی آن را از آرامی به زبان آن ایالت ترجمان میکرد .
خط آرامی پیش از هخامنشیان یک خط بین المللی در زمان آن روز بود و به همین روی فرمانهای شاهی برای ایالت ها به این زبان نوشته میشد .
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند Ariyadokht, arya, apadana
niloofarmehrzamin گرداننده تالار گفتمان وضعيت: آفلاين 24 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 2080 امتياز: 4825 تشکر کرده: 697 تشکر شده 1024 بار در 734 پست
ارسال شده در: شنبه، 24 مهر ماه ، 1389 15:50:34 موضوع مطلب:
درود بر همگی
هخامنشیان از چند سیستم الفبایی برای نگارش بهره میبردند :
1- زبان پارسی باستان و خط میخی پارسی باستان : برای نوشتن زبان رسمی دربار هخامنشی
2- زبان عیلامی نو به خط ایلامی نو : زبان اداری پارس و ایلام
3- زبان اکدی گویش بابلی نو به خط میخی بابلی نو
4- خط و زبان آرامی , خط اداری شاهنشاهی
5- زبان مصری به خط هیروگلیف (تصویری ) برای نامه های اداری به مصر _________________ آباد باش ای ایران ! آزاد باش ای ایران ! از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران !
کاربرانی که برای این ارسال از niloofarmehrzamin تشکر کرده اند arya
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: يكشنبه، 25 مهر ماه ، 1389 00:01:34 موضوع مطلب:
با درود بر بانو مهر زمين
سير آگاهی در ميآن اقوام هند و اروپايی بيشتر بر پايه نخست از پايين به بالا بوده و در اين سير با روشن شدن هر چاکرا گروهی از رهروان با پژوهش در تواناييهای برامده از آن چکرا يا خان کيشی نو بر پا ميکردند .
پرستندگان چاکرای سوم ،خدای آتش يا آگنی را برترين ميشناسند .
از آنجا که ورود در اين جستار نيازمند آگاهيهای ويژه اي ميباشد ،به همين اندازه بسنده ميکنم .
تنها بد نيست بدانيم که سازندگان آتشگاه باکو از اين گروه بودند .
هر چند اين آتشگاه در برشی از زمان کاربردی دوگانه پيدا کرده بود و زرتشتيان هم گاهی از آن برأی برپايی آيينهای جشن سود ميجستند .
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند arya
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: دوشنبه، 26 مهر ماه ، 1389 11:09:19 موضوع مطلب:
با درودی دگر باره
اينبار به واژه پارسی فرش ميپردازيم .
همانگونه که ميدانيم هيچ نبشته پيش از تازش عرب به ايران در باره اين هنر هزار رنگ و ريشه اي ايرانی تا کنون يافت نشده که اينرا نيز از اين تازيهای فرهنگ و هنر ستيز داريم .
اما باز هم کور خوانده اند ،چرا که اندازه های ورايی و ماورايی فرهنگ اهورايی اين مرز و بوم آنچنان گسترده است که باز با کمی کوشش و به ياری پروردگار توانا ميتوان به کمک تکه های بازمانده ،به پاسخ سهی پرسشهای تاريخی ,فرهنگی و هنری به سادگی دست يافت.
آری به سادگی .
به راستی چگونه شدنی است که ايرانيان نام اين گستردنی ,که هزاران سال هنر بوميشان بوده را پس از تازش تازيان دگرگون کرده باشند .
براستی چگونه چنين چيزی شدنی است .
همانگونه که ميدانيم عرب در هنر فرشبافی هيچگاه نامی نداشته و بنا بر آيينی نانوشته همواره اين هنرمند بوده که نام دستاورد خود را برميگزيد و برميگزيند .
واژه پارسی فرش همان واژه پهلوی فراچ ميباشد .
چم واژه فراچ اگر به گونه پيشوند به کار گرفته شود ،ميشود فراز و اگر به تنهايی به کار گرفته شود ميشود ،پهن شده ،پخش گرديده و بسته و گشاده و باز کرده شده .
و اينگونه شد که واژه پهلوی فراچ کم کم به فراش و سپس به فرش دگرگون شد .
برأی اين جستار از نسک فرهنگ زبان پهلوی نبشته دکتر بهرام فره وشی سود جسته ام .
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند arya, parisa-s
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: پنجشنبه، 29 مهر ماه ، 1389 21:40:34 موضوع مطلب:
همانگونه که پيشتر نبشتم ،عربهای باديه نشين از روی بيسوادی و ناتوانی از گويش سهی ،به گونه اي ريخت واژگان را دگرگون ميکردند که شناخت ريشه درست آنها را برأی دانشمندان نيز گاه بسيار دشوار مينمودند .
از اينرو اينبار ميخواهم کوتاه و فشرده به نمونه هايی از اين دست بپردازم .
ترياک = ترياق
برگ = ورق
مير = امير
پگاه = صباح
روزی = رزق
دوران = ادوار
آسا = اسوه
کسرا = قصری = قصر با چم سرای کی يا شاه
پرده = برقع
کاديک = قاضی
برز = برج
پالوده = فالوده
پليد = پلشت = ابليس
باران = بوران
بهبود = بهجت
چوپان = شبان
نه = نهی
خانه گاه = خانقاه
دانين از ريشه دانايی = قانون
دانيهيتن باز از ريشه دانايی = فهميدن
چين = سين
آبريز = ابريق
کاسپين = قزوين
شاهراه = شارع
گناه = جناح = جنحه
ميرزاده = آميرزا
چينوت = جنت
پرديس = فردوس
کپاه = قبا
گند = جند
گنج = کنز
گزيه = جزيه
استوانه از ريشه استخوان = اسطوانه
دمان = زمان
و شمار فراوان ديگر از اين دست واژگان که از برخی از آنها پيشتر سخن به ميآن آمده است .
کاربرانی که برای این ارسال از human تشکر کرده اند arya, yazdan, apadana
محل سكونت: iran
human سر دبیر کارگروه ها وضعيت: آفلاين 5 دي ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 489 امتياز: 1069 تشکر کرده: 315 تشکر شده 540 بار در 345 پست
محل سكونت: iran
ارسال شده در: يكشنبه، 9 آبان ماه ، 1389 00:17:07 موضوع مطلب:
با درودی تازه گردان
اينبار ميخواهم به واژگان ترانه و ترنم بپردازم .
برأی روشن شدن ريشه واژه ترانه ،بايد بدانيم که اين واژه پارسی است .
ترانه دارای دو ريشه ميباشد .
يکم از ريشه تر و ترد با چم جوان و تر و تازه و دوم از ريشه ترنگ يا صدای زه کمان به چم آوای زه کمان يا کمانچه .
که اينک در ايران اين دومی بيشترين کاربرد را دارد .
ترنگ کمان رفت در مغز کوه
فشافش کنان تير بر هر گروه
و به روال هميشگی عرب آنچنان واژه بيگانه را دستکاری ميکند که شناخت آنرا برأی سازنده هم دشوار مينمايد .